صعودانفرادی یاغرورانفرادی

 

من امیدوارم که هیچ کوهنوردی درکوه دچارمشکلات ناگوارنشودولی دربعضی ازمواقع خودمااین مشکلات رابه وجود می آوریم کوه راباکوچه و خیابان وپارک کوهستان شهرمان اشتباه گرفته وخودرادچارمشکلات غیرقابل جبرانی می کنیم صعودآن هم انفرادی برای همه کوهنوردی  تعریف نشده ومی توانم بگویم که برای هیچ کوهنوردی واین صعودهای انفرادی که برروی بعضی قلل مشهور جهان به انجام میرسدهمه توسط کوهنوردان حرفه ای به انجام می رسد که دارای سابقه بسیاردرخشان وطولانی درکوهنوردی می باشند شاید کوهپیمایی آن هم درمسیری شلوغ ویا صعود به پناه گاها به صورت انفرادی اشکالی نداشته باشدولی درمسیرهای بسیارخلوت ویا درزمستان ویا دورازآبادیها درون دره ها ودرون دهلیزهاومسیرهای سنگ آبی که احتمال به وجود آمدن خطرات بسیاری برای ما می باشد صعود به صورت انفرادی کای بس اشتباه می باشد وباید اضافه کنم که غرور آن هم در کوهنوردی کاراشتباهی می باشد در کوهنوردی ما با کوه سرو کار داریم که خودش سرشارازغروراست وقتی با غرور پادر کوه می گذاریم انگار پا در یک اتوبان شلوغ که هرلحظه امکان رخ دادن اتفاقی درآن است می گذاریم بیایم علاقه خود را به کوه وکوه نوردی به بعضی تفکرات اشتباه خود وتمایلات شخصی نفروخته وسعی کنیم در کنار همنوردانمان ازاین محیط زیبا و خدادادی حد اکثر بهره را ببریم وبه نظر من که عضو کوچکی از خانواده بزرگ کوهنوردی کشور هستم ما هیچ وقت از کوهی نمی توانیم بالا برویم مگر اینکه باخود کوه بالا رویم نه با غرورمان وبه این وسیله ما می توانیم قدم اول وموفقیت آمیز در یک صعود را برداریم

امنیت در کوهنوردی

ابزار ها و تجهیزات جستجو و  نجات بهمن را به طور کلی می توان به سه دسته تقسیم کرد :ابزار های جلوگیری از وقوع بهمن ٬ تجهیزات زنده ماندن در بهمن و تجهیزات جست و جو و نجات بعد از بهمن.
بر اسا آمار بیش از ۵۰ درصد از قربانیانی که بدن آن ها کاملا در زیر بهمن مدفون شده اند جان سالم به در نبرده اند٬ حتی کسانی که به بیکن و دستگاه های ردیاب دیجیتالی مجهز بوده اند.به همین خاطر بیشترین توجه را باید بر جلوگیری از در معرض خطر بهمن قرار گرفتن و عبور نکردن از مناطق بهمن خیز و همچنین پیش گیری از وقوع بهمن داشت.در ادامه تعدادی از وسایل مرتبط با ایمنی بهمن معرفی می شود.
بیکن ها (َََAvalanche Beacon)

بیکن ها دستگاه های ارسال و دریافت امواج رادیویی می باشند که به وسیله این دستگاه می توان محل مدفون شدن فرد بهمن زده را مشخص کرد.این دستگاه ها ابتدا در سال ۱۹۶۸ توسط Dr. John Lawton اختراع شد.

web_5_fullsize_open_unit

 

از اولین مدل های بیکن ساخته شده

امروزه بیکن ها دارای تنوع بالایی نسبت به دهه های گذشته هستند و برخی دارای ویژگی های قابل توجهی هستند.بیکن های قدیمی تر از قدرت(برد) بیشتری برخوردار بودند ولی کار با آن ها سر در گم کننده و دشوار بود.

نکته ی مهمی که باید مورد توجه قرار داد(و متاسفانه افراد کمی به آن توجه می کند و یا آن را می داند) این است که: تمامی دستگاه های تمامی شرکت ها با یکدیگر سازگاری دارند ٬بدین معنا که می توانند امواج یکدیگر را دریافت و یا برای هم ارسال کنند.این موضوع بدین خاطر است که تمامی بیکن ها طبق استاندارد جهانی٬ امواجی با فرکانس ۴۵۷ KHz را ارسال و دریافت می کنند.پس در هنگام خرید شما نباید اصلا به این موضوع فکر کنید که آیا فلان مدل می تواند این مدل را پیدا کند یا نه!

به طور کلی ۳ نوع بیکن وجود دارد:
-آنالوگ
-دیجیتال
-آنالوگ/دیجیتال(هیبرید)

 آنالوگ

ortovox-f1

 

این مدل از بیکن ها کم کم در حال از رده خارج شدن هستند و بیشتر طرفداران خود را از است داده اند.
مدل های آنالوگ از دامنه ی جست و جوی بالایی برخوردارند  برای دریافت امواج از فواصل دور مناسب هستند اما به هر حال کار با آن ها چندان راحت نیست و نیاز مند تجربه و تمرین فراوان می باشد.مدل های آنالوگ از قیمت نسبتا پاییینی برخوردارند.
مدل های آنالوگ بدین صورت عمل می کنند که امواج رادیویی را به صدا تبدیل می کنند و هر گاه که به فرد مورد نظر نزدیکتر شوید صدای شنیده شده بلند تر می شود.

 

دیجیتال

_mid_pieps_pieps_freeride_1321964_58047

 

این مدل از بیکن ها در حدود سال های ۲۰۰۱ به بازار عرضه شد.هدف اصلی تولید این نوع از بیکن ها کم کردن زمان پیدا کردن قربانی به وسیله راحت تر کردن کار با آن ها است.
بیکن های دیجیتال از میکرو پروسسور هایی بهره می برند که که با آنالیز کردن سیگنال هایی دریافتی فاصله تا فرد قربانی و همچنین جهت حرکت را به ما نشان می دهد.
کار با مدل های دیجیتال نسبت به آنالوگ ها بسیار راحت تر است ولی ضعفی که نسبت به مدل های آنالوگ دارند این است که از دامنه جست و جوی کوتاه تری سود می برند.
بیکن های دیجیتال نسبت به توانایی هایی که دارا هستند٬قیمت های متفاوتی دارند.برای مثال بیکن مدلDSP شرکت PIEPS دارای توانایی مارک کردن ۳ دستگاه است که قیمت آن در بازار ایران حدودا ۶۴۰ هزار تومان است ولی مدل Freeride همین شرکت که توانایی مارک تنها یک دستگاه را دارد حدودا ۲۲۷ هزار تومان است.

Ortovox-m2-Avalanche-Transceiver

این مدل از بیکن ها از تکنولوژی هر دو مدل انالوگ و دیجیتال بهره می برند ولی به نظر نمی رسد که ویژگی خاص یا چشمگیری داشته باشند.از این نوع بیکن ها تنها یک یا مدل تولید شده است و این مدل نیز مانند مدل های آنالوگ در حال از رده خارج شدن هستند.

Schaufensterpuppe_LVS-Tasche_var2

 

طریقه ی حمل بیکن توسط کیف مخصوص آن

نکته ای که مهم است,بدون توجه به نوع دستگاه شما, این است که همواره شما باید به تمرین بپردازید تا در مواقع اضطراری از سرعت عمل کافی برخوردار باشید و بتوانید از دستگاه به درستی استفاده کنید و وقت را ذخیره کنید.

میله  سونداژ

ortovox-320-pfa-aluminium-avalanche-probe-1335-p

میله های سونداژ یکی از وسایل مهم در عملیات جست و جو و نجات می باشد.چه زمانی که از بیکن استفاده می کنیم باید برای تعیین محل دقیق قربانی از آن ها استفاده کرد و زمانی که قربانی از دیگر وسایل مانند بیکن ٬ توپ بهمن و … استفاده نکرده است میله های سونداژ تنها راه برای تعیین محل قربانی می باشد.شرکت های مختلفی میله های سونداژ را تولید می کنند ولی در واقع آن ها با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند.
۳مورد را درهنگام خرید میله سونداژ باید مد نظر قرار داد:
۱-طول میله
۲-ماده  استفاده شده در ساخت میله
۳-سیستم اتصالات میله سونداژ

 طول

اکثر میله های سونداژ دارای طول های استاندارد ۲۰۰٬۲۴۰ و ۳۲۰ سانتی متر می باشند.اما بعضا بعضی از مدل ها دارای طول های متفاوتی نیز می باشند که معمولا ان ها رد طول های بلند تر ۲۶۰٬۲۲۰ و ۲۸۰ تولید می شوند. .
در اکثر میله ها هر قطعه درارای طول ۴۰ سانتی متر می باشد و به همین دلیل است که طول های استاندارد در نظر گرفته شده است.اما مدل هایی که از طول های استاندارد پیروی نمی کنند دارای طول های بلند تری می باشند که امکان دارد برای قرار دادن آن ها در کوله برای شما مشکل ایجاد کند.
اگر معمولا در منطق پر برف برنامه های خود را اجرا می کنید پس بهتر است که طول های بلند تر را برای خرید انتخاب کنید ولی اگر تفاوت وزن چندان برای شما اهمیت ندارد بهتر است که طول بلند تر خریدای کنید.

 جنس میله

همانند بیل های برف میله های سونداژ هم معموا از آلومینیوم ساخته می شوند ولی مانند بقیه ابزار که امروزه از کربن برای تولید آن ها استفاده می شود٬این وسیله نیز استثنا نبوده و مدل هایی که جنس آن ها کربنی می باشد نیز تولید می شود.
مهمترین تفاوت میان میله های کربنی و آلومینیومی تفاوت وزن آن ها می باشد که میله های کربنی مقداری سبک تر می باشند.البته این دو مدل تفاوت دیگری نیز دارند که این تفاوت قیمت آن هاست! میله های آلومینیومی قیمتی در حدودا ۶۰ هزار تومان دارند ولی مدل های کربنی حدودا  ۱۱۵ هزار تومان می باشند.

 

اتصالات

گاها سیستم های اتصالات میله های سونداژ متفاوت می باشند و شما باید در هنگام خرید توجه داشته باشید که با کدام سیستم راحت تر هستید و کدام مدل را می توانید سر هم کنید.تمامی مدل ها دراای قفل های مطمینی هستند ولی بعضی از آن ها سریعتر می باشند و برخی از میله سونداژ ها توانایی آن را دارند که در تنها ۳ ثانیه سر هم شوند.

 

٬Pieps iProbe میله ی سونداژی کم نظیر

pieps-iprobe-220-lg-fr

 

این مدل شرکت PIEPS تحولی در میان میله سونداژ ها ایجاد کرده است.
این مدل دارای یک دستگاه گیرنده بیکن کوچک در بالای ان است که تنها با یک باتری قلمی برای ۲۵۰ ساعت کار میکند و توانایی دریافت امواج از فاصله دو متری را داراست.هنگامی که در حال سونداژ کردن هستید برای این که تفاوت میان یک کوله٬سنگ و یا یک قربانی را تشخیص دهید باید تنها بر احساس و تجربه خود اتکا کنید ولی به کمک این مدل می توانید مطمین شوید که آن جسم خود فرد مورد نظر بوده است و نه کوله او تا بجای اینکه کوله قربانی را نجات دهید خود قربان را نجات دهید و در وقت صرفه جویی کنید!
طریقه ی کار این بیکن همانند بیکن های معمولی می باشد و توسط تغییرات در صدای بیپ ی که تولید می کند شما را از مکان فرد مطلع می کند.
همچنین این مدل توانایی این را نیز داراست که بیکن افرادی را که پیدا کرده اید توسط دکمه ای که بر روی بدنه آن وجود دارد غیر فعال کنید که این مزیت بسیار مهمی برای مواقعی است که چند قربانی وجود دراد و از سردرگمی امدادگران جلوگیری می کند, اما متاسفانه این ویزگی تنها برای بیکن های شرکت Pieps عمل می کند.

تنها عیبی که برای این میله سونداژ کربنی می توان بیان کرد قیمت بالای این مدل است که در ایران دارای قیمت تقریبی۲۰۰ هزار تومان می باشد.

 

 

 

کیسه های هوای  (Avalanche Air BAG)

bca_float_30-1

 

یکی از تجهیزاتی که بیش از ۲۵ سال است تولید می شود ولی در ایران شاهد استفاده از آن نیستیم کیسه های هواست.
همان طور که میدانید یکی از بدترین حالاتی که برای یک فرد بهمن زده ممکن است اتفاق بیفتد مدفون شدن کامل در زیر برف و بدتر از ان مدفون شدن در عمق برف است.دلیل اصلی مرگ قربانیان بهمن آسیب های ناشی از برخورد بهمن نمی باشد بلکه مدفون شدن در زیر بهمن دلیل اصلی مرگ قربانیان است.حدودا ۹۰ درصد از مواردی که به مرگ انجامیده اند به دلیل خفگی و فشار بالای ناشی از حجم بالای برف بوده است.
در گذشته اعتقاد بر این بود که بیشتر مدفون شدگان بهمن در عمق زیاد برف و حدودا ۲متری مدفون می شود(که در طرح درس پیشرفته برف و یخ فدراسیون نیز همین مورد گفته شده است) اما براساس تحقیقات هایی که به تازگی انجام شده است٬ عمقی که اکثر قربانیان بهمن در آن دفن می شوند٬ در اکثر مواقع کمتر از یک متر است.

Tiefe

 

کیسه های هوای بهمن بدین صورت عمل می کنند که پس از کشیده شدن ظامن آن که بر روی بند کوله پشتی قرار دارد به سرعت دو یا یک کیسه هوا(بسته به مدل کیسه هوا) باز می شود و در پشت فرد قرار می گیرد که باعث می شود  همانند جلیقه نجات ٬فرد به سطح برف بیاید و در عمق برف مدفون نشود.
یکی از ویژگی های این وسیله این است که در بیشتر مواقع٬چه در حالتی که افتاده اید و وزنتان بر روی کیسه هاست و یا زمانی که بهمن شما را زده است و حجمی از برف روی شما قرار دارد٬کپسول هوای این وسیله قدرت آن را دارد که کیسه های هوا را باد کرده و جان شما را نجات دهد.

6a01156f7533eb970c0147e0a97613970b-800wiabs

 

در بعضی از مدل ها کیسه های هوا علاوه بر اینکه در پشت شما باز می شوند در کنار سر و گردن شما نیز قرار می گیرند و باعث می شود آسیب های کمتری به  سر و گردن شما وارد شود و همچنین سر شما خارج از برف قرار بگیرد.

921

 

کیسه های هوا بر روی کوله های خود شرکت و توسط خود شرکت نصب می شوند.کوله هایی که هم مورد استفاده شرکت ها قرار می گیرد از مقاومت بالاتری برخوردار است٬برای مثال بند های دوشی این کوله ها تا ۴ برابر نسبت به کوله های معمولی مقاوم ترند.
کیسه های هوا یک بار مصرف نبوده ولی باید بعد از هر بار استفاده آن ها را توسط نمایندگی های شرک شارژ کرد.

(در اینجا فیلمی را می توانید مشاهده کنید که کیسه ی هوا جان یک اسکی باز را نجات می دهد.)

 

 

توپ بهمن(Avalanche Ball)

shop-e1

 

کی دیگر از تجهیزاتی که برای زمان بعد از وقوع بهمن کاربرد پیدا می کند توپ های بهمن هستند.توپ بهمن مدل مدرن و ارتقا پیدا کرده ی نخ بهمنی است که در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت.
توپ های بهمن به وسیله ی طنابی٬ که طولی ۶ متر دارند٬ مستقیما توسط هارنس خود وسیله به فرد متصل می شوند با این تفاوت نسبت به نخ بهمن که توپی در انتهای نخ وجود دراد که همواره بر روی سطح برف قرار می گیرد و به راحتی و به سرعت محل دفن فرد قربانی بهمن را به کمک آن مشخص کرد.
توپ های بهمن دارای سیستم فنری می باشند و بر خلاف کیسه های هوا که توسط فشار هوا حجم پیدا می کنند این وسیله توسط سیستم فنری خود حجم پیدا می کند و بر روی برف می ماند.

Fig2

یکی از مزیت های توپ های بهمن این است که آز آن ها می توان در تمامی کوله ها بهره گرفت و متعلق به نوع خاصی کوله نمی باشد زیرا این وسیله بر روی کوله و بیرون آن قرار می گیرد و دارای حجم زیادی نیز نمی باشد.وزن این وسیله تفریبا ۱ کیلوگرم می باشد.

توپ بهمن دارای ضامنی است که بر روی بند دوشی کوله قرار می گیرد که با کشیدن آن وسیله عمل می کند و به بیرون پرتاب میشود.ویژگی خوب دیگری که این وسیله دارد یک بار مصرف نبودن آن وعدم نیاز به شارژ می باشد زیرا با جمع کردن توپ که دارای سیستم فنری است و می توان بار ها و بار ها بدون نیاز به باتری و یا کپسول هوا از آن استفاده کرد.

مزیتی که توپ های بهمن نسبت به کیسه های هوا دارند این است که در صورتی که پس از مدفون شدن فرد در زیر بهمن٬ بهمن مجددی بر روی بهمن قبلی بیاید٬ توپ باز هم بر روی سطح بهمن قرار خواهد گرفت و این به خاطر انعطاف پذیری ان است اما کیسه های هوا بدین صورت نیستند و در زیر برف پس از بهمن دوم مدفون می شوند.

untitled4

توپ های بهمن بر بیکن ها نیز برتری دارند!!ابتدا اینکه زمان تعیین محل دفن قربانی بهمن را به شدت کاهش می دهند و همچنین در موردی که چندین نفر دچار بهمن شده اند  کار تعیین محل افراد مختلف نسبت به بیکن بسیار راحت تر انجام می گیرد و هر فرد و کسانی که به بیکن و مجهز نیستند نیز می تواند به راحتی در عملیات امداد شرکت کند که این مزیتی فوق العاده است. ولی هیچ وقت نباید توپ بهمن را جایگزین بیکن کرد.

a

 

امداد در شرایطی که چند مصدوم وجود دارد

در اینجا می توانید طریقه استفاده و جمع کردن توپ بهمن را ببینید.

آوالانگ(Avalung)

avalung_II-1

آوالانگ شرکت بلک دایاموند نیز یکی دیگر از وسایلی است که می تواند جان شما را نجات دهد!
در ۱۵ دقیقه اول بعد از حادثه اگر فرد به سرعت پیدا و نجات داده نشود امکان زنده ماندن او به شدت کاهش می یابد و این به خاطر تجمع دی اکسید کربن در برابر صورت و کمبود اکسیژن و خفه شدن فرد است و این زمانی است که آوالانگ ارزش خود را نشان می دهد.
این وسیله مدت زمان ۱۵ دقیقه را به حدودا ۱ ساعت افزایش می دهد که این ۴۵ دقیقه ی اضافی برای نجات جان مصدوم بسیار ارزشمند است.
AvaLung بدین صورت عمل می کند که هوای بازدم و گازهای co2 را از جلوی صورت شما دور کرده و  آن را به پشت بدن شما می برد و اکسیژن لازم برای تنفس شما را تامین می کند.همچنین این وسیله باعث کاهش یخ زدن برف های اطراف صورت در زمانی که در زیر برف دفن شده اید می شود زیرا شما عمل تنفس خود را توسط این وسیله انجام می دهید.
در زمانی که در زیر برف فرد دفن می شود باید تمام دم و باز دم خود را توسط این وسیله و نه از طریق بینی انجام دهد.
این محصول توسط شرکت بلک دیاموند در دو مدل عرضه می شود.یک مدل که بر روی کوله های این شرکت طراحی و نصب شده است و مدل دیگر که به صورت جلیقه پوشیده می شود.در مدل جلیقه ای باید به یاد داشته باشید که برای کارکرد بهتر وسیله آن را حتما بیاد بر روی همه ی لباس های خود بپوشید و چیزی بر روی آن نپوشید.

1

در مدل کوله ای دهانه بر روی بند دوش کوله قرار دارد و محل خروج دی اکسید کربن بر روی پشت کوله قرار دارد.قیمت این وسیله در مدل جلیقه ای در حدود ۱۳۰ دلار می باشد و وزن آن هم ۲۵۰ گرم می باشد ولی در مدل های کوله ای دارای تنوع زیادی است.

_mid_black_diamond_bandit_11_avalung_1350004_68219alias_avalung_pack-2

 

RECCO

Recco-reflector

 

یکی از جدید ترین  تجهیزات جست و نجات ,RECCO می باشد.این وسیله با اینکه وزنی کمتر از ۴ گرم دارد ولی می تواند تاثیر بسزایی در پیدا کردن فرد قربانی بگذارد.از ویژگی های این وسیله بی نیاز بودن به باتری است و اینکه این وسیله همواره روشن است و دکمه ی خاموش و روشن ندارد!!
این وسیله که به صورت ثابت و دائم بر روی کلاه کاسکت٬لباس٬کفش ها و … نصب می شود و حتی بضی از شرکت ها از قبل این وسیله را بر روی محصولات خود نصب می کنند.

external-recco1-300x200
این وسیله از دو قسمت RECCO detector و RECCO reflectors تشکیل شده است که قسمت RECCO detector  در اختیار امداد گران باید باشد و این وسیله توسط امواجی که ارسال می کند و امواج دریافتی از قسمت بازتابننده محل فرد قربانی را مشخص می کند.

014_JPG

 

منابع:
backcountrysafety.com
Wikipedia.org
snowsafe.co.uk
دفترچه ی Avalung
lawinenball.at
pistehors.com
snowsafe.co.uk
avalanchetools.com
avalanchesafety.ca
pieps.com
recco.com

 

عکس العمل های انسان در هنگام بروز حادثه در کوهنوردی

احتمالا در موقعیت هایی قرار گرفته اید که ترس تمامی وجودتان را فرا گرفته یا آنقدر عصبی شده اید که به شدت  بدنبال راهی برای خلاص شدن از ان موقعیت بوده اید. به گذشته برگردید و فکر کنید که چگونه با ترسهایتان مواجه می شدید. تعدادی توصیه در زیر آمده که  برای غلبه بر ترس است و از پریسیلا مور ، راهنمای کوهنوردی در سیاتل می باشد  و همچنین به همراه تعدادی از تجارب کوهنوردی شخصی، صعودها و آموزش اینجانب می باشد. شما همچنین این تکنیک ها را می توانید برای هر نوع ورزش یا فعالیت بدنی دیگر که در شما اضطراب ایجاد می کند نیز بکار ببندید….

http://www.ghajer.com/assets/image/upload/2i5ri0bw1rnxbx1wlyj.jpg
ترس انرژی است از آن استفاده کنید تا به عملکردتان بهبود ببخشید.
     میزان ترسی که در حال حاضر در خود سراغ دارید یکسان نخواهد ماند. بسیار بسیار موارد دیگر هست که در شما ترس ایجاد کند. با کسب تجربه رفتار غریزی اصلاح خواهد شد. به ترس به طور اشکالی از سلامت در ارتباط با موقعیت حاضر بیندیشید. در زیر پنج توصیه آورده شده که می تواند یه شما در ارتباط با موقعیت حاضر کمک کند طوری که ترس وسیله ای  باشد برای آموزش ، توانمند ساختن  وبهبودی  قدرت عملکرد در شما.
    تفاوت ترس و واقعیت را بدانید. وقتی با حمایت صعود می کنید و یک حمایت چی خوب دارید، آموزش درستی هم دیده اید و به هم تیمی هایتان نیز اطمینان دارید ، نمای روبرویتان بهترین منظره خواهد بود. شاید فضای خالی اطرافتان را ببینید که در حال اوج گرفتن است اما شما می دانید  که قرار نیست آسیبی ببینید. فضای اطرافتان کاملا منفعل است و فقط زمانی می تواند برای شما تهدید محسوب شود که افکار منفی در دوروبرتان بچرخند. شما حتما می توانید فکرتان را کنترل کنید. بسیاری از چنین افکار منفی می تواند در زمره افکار ” اگه اینطور بشه چی؟ ” جای بگیرند  که هیچگدام از آنها نیز اتفاق نخواهد افتاد.
    بدانید که ترسیدن طبیعی است، بخصوص در مناطق بسیار بالا. همچنین طبیعی است که در مسابقه یا مواقع صحبت در جلوی جمع عصبی شوید. به کسی که ادعا می کند هرگز نمی ترسد اعتماد نکنید. ترس عامل محافظتی ماست و طوری در مغز عمل میکند تا به ما کمک کند زنده بمانیم. این امکان را هم دارید که ترس خود را بپذیرید و از آن به عنوان عاملی برای دقت، احتیاط، آمادگی و هوشیاری بیشتر استفاده کنید. برای مثال زمانیکه در یک صعود احساس ترس به سراغ شما می آید، ارتباطتان را با دیگر اعضا چک کنید ، اطمینان حاصل کنید که از قبل میزان غذا و آب کافی دریافت کرده اید و به اندازه کافی پوشاک مناسب دارید. وضعیت هوا و همچنین اطرافتان را به منظور امنیت چک کنید و پس از آن به حرکت ادامه دهید، هوشیارتر عمل کنید و بر روی هر حرکت تمرکز کنید و کارتان را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. اگر قبل از انجام یک مسابقه احساس ترس می کنید از آن ترس و افزایش ترشح آدرنالین برای افزایش میزان انگیزه استفاده کنید. سعی کنید موقعیتی مانند موقعیت ترس قبل از مسابقه برای خود ایجاد کنید که تا جای ممکن آمادگی کسب نمایید.
    درباره آنچه که از آن میترسید با خود کاملا روراست باشید. فرق بین ترس واقعی و غیر واقعی را بدانید. ترس از ارتفاع مثالی از این نوع است. نه ارتفاع است که شما را اذیت می کند و نه ترس از سقوط بلکه این  گذاشتن پا بر روی زمین هنگام فرود است. این به اتمام رساندن  مسابقه سه گانه ۹۰ دقیقه ای نیست که شما را می ترساند بلکه ترس مشخصی است که که به شما می گوید قوزک پایتان توانایی تحمل دو پایانی را نخواهد داشت یا اینکه لایه ترمز دوچرخه تان برای استفاده در مسابقه هنگام فرود از یک شیب تند در وضعیت مناسبی نیست. دیدگاهتان واقعی باشد و بر روی یک محیط مشخص تمرکز کنید، از زمان یک قدم جلوتر باشید و تمامی حواس خود را جمع کنید.راه رفتن بطور عادی روی زمین یا هنگام شرکت در یک مسابقه غیررقابتی ، دید بازتری به شما از کوهنوردی و یا یک مسابقه نخواهد داد. . دریافت وادراکتان بایستی کاملا واضح باشد و آن را با ” اگه اینطور بشه چی ” ها آلوده نکنید.
 هدفتان عدم داشتن ترس نباشد بلکه چگونگی کنترل آن را بیاموزید.
 شما نمی خواهید که ترس بیشتر از آنچه که لازم است خود را بر شما نمایان کند. در زیر پنج راه ساده برای مقابله با ترس آمده است.
۱٫ به آرامی و بطور منظم نفس بکشید. نفس خود را در سینه حبس نکنید. در قسمتی از مرحله آموزش به یوگا بپردازید که آگاه شوید در کدام قسمت بدنتان هنگام ترس گرفتگی بیشتری دارید. برای مثال اگر در شانه ها و گردن است یاد بگیرید که چگونه می توانید در خلال صعود و یا هنگام صحبت در جلوی جمع  آن را آرام کنید.
۲٫ به خوبی استراحت کنید ، آب کافی بنوشید ، خوب بخورید و خود را گرم نگه دارید. شب قبل نیز به اندازه کافی بخوابید.
۳٫ برای صعود ، صحبت در جلوی جمع و یا مسابقه به درستی خود را آماده کنید. نقشه را مطالعه کنید ، مسیر را بدانید و تجهیزات مناسب را همراه خود بیاورید. همانطور که مشغول خواندن مسیر هستید آن سفر یا مسابقه را در ذهن خود مجسم کنید و آن را با نقشه جلوی رویتان مقایسه کنید. با کسانی که به تازگی آن مسیر را صعود کرده اند صحبت کنید تا خود را با شرایط موجود به روز کنید. اگر می خواهید در جلوی جمع صحبت کنید درباره مستمعین خود آگاهی کسب کنید . اگر برای اولین بار مسابقات سه گانه را انجام می دهید از قبل مرحله گذار را در میان مراحل تمرین کنید.
۴٫ آنچه را که ترس شما را به انجام آن ترغیب می کند  انجام دهید. مراقب خود و امنیت جانی تان باشید.
۵٫با  دیگر هم تیمی ها یتان در باره ترس صحبت کنید. آنها شاید بتوانند مقداری از ترس شما را تخفیف بدهند. اگر در گروهی که هستید همگی احساس ترس می کنند پس شما یک علت کاملا معتبر دارید که برگردید و یا به طور ساده مسیر دیگری را انتخاب کنید. اگر می خواهید در جلوی جمع صحبت کنید، از قبل جلوی جمعی  که به شما بازخوردهای مثبتی می دهند تمرین کنید. اگر خود را برای یک مسابقه زیر نظر یک مربی  آماده می کنید از جریان پیشرفت خود آگاه باشید و چند هفته قبل در یک مسابقه ساختگی شرکت کنید تا روی هر آنچه که ممکن است بطور اتفاقی پدیدار شود کار کرده باشید.


منبع: گروه کوهنوردی دماوند گرگان

بلندترین قلل جهان

 

بلندترین قلل جهان (۱۴قله بالای ۸۰۰۰ متر)

 

من همواره از منظره ی تلاقی کوهستانهای سر بر افراشته از روی زمین با ابرهای بسیار زیبا، لذت برده بودم. اما هرگز حس کنجکاوی برای تحقیق و دانستن این نداشتم که بلندترین قلل کوهها کدام هستند، مردم آن قلل را چه می نامند، یا اینکه ارتفاع دقیق آنها چقدر است. دراینجا، برای آنهایی که نمی دانند، فهرست بلندترین ۱۴ قله ی جهان به همراه جزئیاتی از هر یک ارایه گردیده است.

۱۴- Shishapangma (شیشا پانگما) که به طور کامل در داخل خاک کشور چین(در تبت مرکزی) قرار دارد و در زبان تبتی به معنای “قله ای بر فراز دشتهای پوشیده از چمن” می باشد. بلندترین قله ی کوهستان شیشا پانگما ۸۰۱۳ متر ارتفاع دارد.

۱۳- Gasherbrum II (گاشربروم ۲)(همچنین با نام K4 نیز شناخته می شود) در مرز بین پاکستان و چین واقع شده است و بخشی از رشته کوههای گاشربروم می باشد. این قله در منطقه ی قراقروم در هیمالیا قرار دارد و ارتفاع آن بالغ بر ۸۰۳۵ متر است.

۱۲- Broad Peak (برود پیک)(همچنین با نام K3 نیز شناخته می شود) بخشی از همان رشته کوههای گاشربروم است و فقط ۸ کیلومتر با قله ی مشهور K2 فاصله دارد. مردم محلی به این قله را “Faichan Kangri”(فیچن کنگری) مینامند. ارتفاع این قله ۸۰۴۷ متر می باشد.

۱۱- Gasherbrum I (گاشربروم ۱) (همچنین با نام K5 نیز شناخته می شود) در منطقه ی قراقروم در هیمالیا واقع شده است و در همان رشته کوههای گاشربروم جای گرفته است. “قله ی پنهان” نامی است که کوهنوردان روی این قله گذاشته اند ومردم محلی  آن را rgasha””(گاشا) می نامند به معنای “کوهستان زیبا”. این قله دارای ارتفاع ۸۰۸۰ می باشد.

۱۰- Annapurna (آناپورنا) مجموعه ای از قلل می باشد که ارتفاع بلندترین آنها به ۸۰۹۱ متر می رسد. این قله که در مذهب هندو به “خدایگان حاصلخیزی و زراعت” منسوب است، بخشی از منطقه ی حفاظت شده با وسعت ۷۶۲۹ کیلومتر مربع در کشور نپال می باشد. با توجه به میزان تلفات کوهنوردان صعود کننده به این قله که حدود ۴۰ درصد می باشد، برخی این کوه را مرگبارترین کوهستان بر می شمارند.

۹- Nanga Parbat (نانگا پاربات) در زبان اردو به معنای “کوهستان برهنه” می باشد. همچنین به “کوهستان قاتل” نیز شهرت دارد. دلیل این نام گذاری این است که در نیمه اول قرن بیستم تعداد زیادی از کوهنوردانی که قصد داشتند این صعود سخت را انجام دهند، جان خود را از دست داده اند. ارتفاع این قله ۸۱۲۶ متر می باشد.

۸- Manaslu (ماناسلو) در منطقه ی Gorkha (گورخا) واقع در Mansiri Himal که بخشی از هیمالیا در نپال است، جای گرفته است. ماناسلو دارای خط الراسهای طولانی، یخچالها و چشم اندازهایی با شیب زیاد می باشد. بلندترین قله آن دارای ارتفاع ۸۱۶۳ متر است.

۷- Dhaulagiri (دائولاگیری) “کوهستان سفید” بخشی از رشته کوههای هیمالیا می باشد که در شمال غربی Pokhara (پُخارا) درناحیه ی شمال نپال مرکزی قرار گرفته است. ارتفاع آن به ۸۱۶۷ متر می رسد.

۶- Cho Oyu (چو اُیو) “الهه ی فیروزه” در ۲۰ کیلومتری غرب کوه اورست قرار دارد، این کوه در رشته کوههای هیمالیا و در مرز بین چین و نپال می باشد. با وجود اینکه این قله ۸۲۰۱ متر ارتفاع دارد ولی به دلیل شیب نه چندان زیاد آن، اکثر کوهنوردان آن را آسان ترین صعود هشت هزار متریها می دانند.

۵- Makalu (ماکالو)یک کوه منفرد واقع در ۲۲کیلومتری شرق کوه اورست است و شکلی شبیه به یک هرم چهار وجهی دارد. به عنوان یکی از سخت ترین کوهها برای صعود، مطرح شده و دلیل آن شیب بسیار زیاد و تیغه های تیز خط الراس آن می باشد. ارتفاع قله ۸۴۶۲ متر است.

۴- Lhotse (لوتسه) برای کوهنوردان یکی از مشهورترین کوهها است. به این دلیل که اتصال مستقیم به کوه اورست دارد و از طریق گردنه جنوبی با اورست مجاورت دارد وهمچنین اینکه جبهه وحشتناک جنوبی کوه لوتسه یکی از بزرگترین جبهه های پرشیب کوهستانهای جهان می باشد.(این جبهه، تنها با ۲٫۲۵ کیلومتر فاصله ی افقی بالغ بر ۳٫۲ کیلومتر افزایش ارتفاع دارد). این قله ۸۵۱۶ متر ارتفاع دارد.

۳- Kangchenjunga (کنچنجونگا) “پنج جواهر برفی” سومین قله بلند جهان است و به همراه چهار قله ی دیگر مجاور خود، شامل ۵ قله می باشد  که همگی آنها بالای ۸۴۵۰ متر هستند. این کوه کاملا از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب با رشته کوههای عظیم احاطه شده است. رشته کوههای Kangchenjunga دارای شکلی مانند یک حرف X خیلی بزرگ هستند. ارتفاع این قله به ۸۵۸۶ متر می رسد.

۲- K2(کیتو) در قسمت شمالی کشور پاکستان و در منطقه قراقروم در هیمالیا واقع شده است. به خاطر نام مستعارش یعنی “کوهستان وحشی” مشهور است. شهرت آن به این خاطر است که از هر ۴ نفری که قصد صعود به این قله را داشته اند، ۱ نفر جان باخته است. این کوه دومین کوه مرگبار جهان است. ارتفاع قله ی آن ۸۶۱۱ متر است.

۱-   Everest(اورست)به طور رسمی، با ارتفاعی بالغ بر ۸۸۴۸ متراز سطح دریا،  بلندترین قله ی جهان محسوب می گردد. صعود به قله اورست زیاد مشکل نیست، ولی این بدان معنی نیست که هر کسی می تواند آن را انجام دهد. برای صعود به اورست، علاوه بر ابزار و وسایل مورد نیاز،کمکهای تخصصی که ارزان هم نیستند، ضروری می باشد. تا به حال ۲۱۰ نفر از افرادی که قصد صعود به اورست را داشته اند، جان خود را در این راه از دست داده اند. اکثر آنها در منطقه ی موسوم به “منطقه ی مرگ” که شرایط آن به شدت بحرانی است(میزان اکسیژن برای حیات انسان کافی نیست) جان باخته اند.

 

 

همه ی ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر جهان در منطقه ی قراقروم در رشته کوههای هیمالیا واقع در قاره آسیا، قرار گرفته اند. بر اساس آمار سایت www.everestnews.com فقط ۱۴ کوهنورد تا به حال توانسته اند که هر ۱۴ قله را با موفقیت صعود نمایند که اسامی آنها به ترتیب اتمام صعودهایشان عبارتند از: رینهولد مسنر (ایتالیا)، جرزی کوکوچکا (لهستان)، ایهارت لورتان (سوئیس)، کارلوس کارسولیو (مکزیک)، کریزیستوف ویلیکی (لهستان)، جوئان اویارزابال (اسپانیا)، سرجیو مارتینی (ایتالیا)، پارک یونگ سوک (کره)، هنگ گیل اوم (کره)، آلبرتو اینوراتیگی (اسپانیا)، هان ونگ یونگ (کره)، اد ویستورس (آمریکا)، آلن هنکس (انگلیس) و سیلویو ماندینلی (ایتالیا).

 

 

((جدول اطلاعات قلل))

 

ردیف

نام قله

موقعیت

ارتفاع(متر)

اولین صعود کنندگان

تاریخ اولین صعود

۱

اورست*

نپال/تبت

۸۸۵۰

ادموند هیلاری از” انگلیس” وتنزینگ نورگی از” نپال”

۲۹ می ۱۹۵۳

۲

کیتو

پاکستان/چین

۸۶۱۱

لاسدلی و کامپگنونی از “ایتالیا”

۳۱ جولای ۱۹۵۴

۳

کنچنجونگا

نپال/هند

۸۵۸۶

باند، براون، هاردی و استراتر از “انگلیس”

۲۵ می ۱۹۵۵

۴

لوتسه

نپال/تبت

۸۵۱۶

لاشسینگر و ریس از “سوئیس”

۱۸ می ۱۹۵۶

۵

ماکالو

 نپال/تبت

۸۴۶۲

کاوزی، تری، فرانکو، مگنون-جیالتسن، باویر، کوپه، لروکس و ویالت از “فرانسه”

۱۵ می ۱۹۵۵

۶

چو اُیو

 نپال/تبت

۸۲۰۱

تیچی و ژاکلر از “اتریش” و پاسانگ  داوالاما از “نپال”

۱۹ اکتبر ۱۹۵۴

۷

دائولاگیری

نپال

۸۱۶۷

شلبرت، فورر، دیمبرگر و دینر از “سوئیس” و نایما دورجی  و ناوانگ دورجی از “نپال”

۱۳ می ۱۹۶۰

۸

ماناسلو

نپال

۸۱۶۳

ایمامیشی، کیتو و هیجیتا از “ژاپن” و نوربو از “نپال”

۹ می ۱۹۵۶

۹

نانگاپاربات

پاکستان

۸۱۲۶

هرمن باهل از “اتریش”

۳ جولای ۱۹۵۳

۱۰

آناپورنا

نپال

۸۰۹۱

هرزاگ و لاچنال از “فرانسه”

۳ ژوئن ۱۹۵۰

۱۱

گاشربروم یک

پاکستان/چین

۸۰۸۰

شووینگ و کافمن

۴ جولای ۱۹۵۸

۱۲

برودپیک

پاکستان/چین

۸۰۴۷

اشماک، وینتراستلر، دیمبرگر و باهل از “اتریش”

۹ ژوئن ۱۹۵۷

۱۳

گاشربروم دو

پاکستان/چین

۸۰۳۵

موراوک، لارچ و ویلنپارت از اتریش

۷ جولای ۱۹۵۶

۱۴

شیشا پانگما

تبت

۸۰۱۳

سو چینگ و یک تیم ۹ نفره ی چینی

۲ می ۱۹۶۴

* در سال ۱۹۹۵ ارتفاع قله ی اورست ۸۸۴۸ متر منظور شده بود و در نوامبر ۱۹۹۹ تجدید نظر گردید و ۸۸۵۰ متر اعلام شد.

مترجم : عرفان فکری

نویسنده ی بخش اول: Alex Ion

گردآورنده ی بخش دوم: موسسه ی Pearson Education

منابع:

 http://www.infoplease.com/ipa/A0777280.html

http://www.greenpacks.org/2008/09/30/worlds-14-highest-mountain-peaks-in-the-world/

مهارت‌های پایه برای سرپرستی

      سرپرستی هنر وادار کردن دیگران به انجام کاری است که شما می‌خواهید، به نحوی که خودشان هم همان را بخواهند. مهارت‌های پایه سرپرستی عبارتند از:  برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و پایش (POLC).

برنامه‌ریزیPlanning)):

      پرسش‌های کلیدی برای برنامه‌ریزی دقیق عبارتند از: کجا برویم؟ کی برویم؟ چه کاری انجام دهیم؟ چگونه به مقصد برسیم؟ چه چیزی برداریم؟ چه کسانی را همراه ببریم؟ چند نفر ببریم؟ اگر اتفاقی افتاد چه کنیم؟ و…

      سرپرست یک برنامه‌ی کوهنوردی، با توجه به ویژگی‌های خاص آن، باید انعطاف‌پذیر و سازگار با شرایط متغیر باشد، جاری بودن تا پایان برنامه و انطباق با تغییرات ضمن صعود را لحاظ کند و راه حل‌هایی برای مشکلات احتمالی ارائه دهد و سلسله اقدامات متفاوتی را برای موقعیت‌های مختلفی که ممکن است پدید آیند، پیش پای گروه بگذارد.

سازماندهی (Organizing):

      سازماندهی یعنی آماده‌سازی اعضای گروه برای انجام کارهای ضروری، در راستای اهداف گروه. سرپرست خوب کارها را میان اعضا تقسیم می‌کند تا خودش از اشتغال به کارهای روزمره آزاد شود و همه‌ی اعضا در فرآیند برنامه‌ریزی و اجرا، شریک گردند. سر پرست نه تنها باید اعضا را آموزش دهد، بلکه باید مطمئن شود که آموزه‌هایش روشن و استاندارد بوده و برای اعضا کاملاً قابل درک هستند. مثلاً در باد شدید یا نزدیک یک رودخانه‌ی خروشان، فرمان‌های سرپرست ممکن است به خوبی شنیده نشده، و فاجعه به بار آید. پس همه‌ی افراد گروه باید پس از شنیدن هر فرمان، با تکرار آن یا حرکت دادن دست، دریافت آن را اعلام نمایند.

هدایت (Leadership):

      تصمیم‌گیری، ضروری‌ترین مهارت سرپرستی است. شما به عنوان سرپرست، باید صدها تصمیم برپایه‌ی مشاهده‌ی دقیق گروه و محیط بگیرید. باید پیوسته از وضع روانی و جسمی هر یک از اعضا آگاه باشید و هم‌زمان به تغییرات محیط توجه نمایید. البته سرپرست خوب همه‌ی تصمیم‌ها را خودش نمی‌گیرد، بلکه گروه را هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری شرکت می‌دهد. اگر بر پایه‌ی ارزیابی یا تجربه‌ی خود تصمیم به تغییر برنامه‌ی اولیه‌ی گروه می‌گیرید، باید آن را به آگاهی اعضا برسانید و اگر زمان اجازه می‌دهد، آن را به بحث بگذارید. البته در شرایط اضطراری یا زمانی که گزینه‌ی دیگری وجود ندارد، حرف آخر را سرپرست می زند. سرپرست باید به یاد داشته باشد که نخستین و مهم‌ترین وظیفه‌ی او تأمین امنیت تک تک اعضا است و موفقیت صعود، لذت اعضا و سایر اهداف، در درجات بعدی اهمیت جای دارند.

پایش (Control):

      اگرچه سرپرست کارها را تقسیم می‌کند، نظارت بر انجام درست آن‌ها با خود او است. مثلاً سرپرست باید پیش  از حرکت، از کامل و مناسب بودن تجهیزاتی که اعضا تدارک دیده‌اند مطمئن شود. در ضمن سرپرست باید با پرسش و مشاهده‌ی مستقیم، پیوسته وضعیت اعضا را کنترل نماید. سرپرستی که از مشاهده‌ی دقیق اعضای گروه غفلت می‌کند، ممکن است باوجود وضع وخیم برخی از اعضا (خستگی، گرمازدگی، سرمازدگی و…) همچنان گروه را به پیش ببرد و در آستانه‌ی فاجعه قرار دهد. فراموش نکنیم که مهارت‌های چهارگانه‌ی بالا، کاملاً مجزا از یکدیگر نیستند و در کنار یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. مهارت‌هاییهست که شما را به یک راهبر نیرومند مبدل می‌نماید. البته این مهارت‌ها در شهر و خانه هم به اندازه‌ی صعود، ارزش و کارایی دارند. رفتار ضمن صعود، کارایی، ارتباط، قضاوت، تصمیم‌گیری، تحمل، خود آگاهی و بصیرت از مهم‌ترین این مهارت‌ها هستند. در ادامه به توضیح بیشتر این موارد می‌پردازیم.

ـ رفتار صعود: یعنی همکاری و تنش زدایی، کارگروهی و حفظ انگیزه‌ی خود و دیگران، حل شدن در یک گروه بسیار متنوع و …

مثال: پس از چندین کیلومتر کوه‌پیمایی سنگین و خسته‌کننده، نوبت برپا کردن چادر در زیر باران فرارسیده، ولی همه خسته وخیس هستند. سرپرست بر می خیزد و با گفتن لطیفه‌ای، سرگرم باز کردن چادر و آماده کردن تیرک‌ها می‌شود.

 ـ کارایی: یعنی دانش، مهارت، سازماندهی، مدیریت و توانمندی‌های فنی

مثال: در ساعات پایان شب همه به چادرها پناه برده‌اند تا بخوابند ولی دو تن از اعضا بلند بلند حرف می‌زنند و می‌خندند. سرپرست با آرامش، ولی قاطعانه به آن‌ها می‌فهماند که از ایشان در آن ساعات انتظار سکوت و استراحت دارد.

ـ قضاوت و تصمیم‌گیری: یعنی گزینش تصمیم متناسب با شرایط، بهره‌گیری از تجارب موجود برای داوری درست، و یاری گرفتن از نقاط قوت، دانش و مهارت‌های اعضای گروه برای چیرگی بر دشواری‌ها.

مثال: جای مناسبی برای برپا کردن بارگاه پیدا کرده اید اما در مورد امنیت آن تردید دارید. با اعضای با تجربه گروه مشورت می‌کنید و با در نظر گرفتن مطالب مطرح شده، تصمیم نهایی را خودتان می‌گیرید.

ـ تحمل و شکیبایی: یعنی تاب آوردن و حتی لذت بردن از دشواری و مبارزه، سازگار شدن با تغییرات و ناشناخته‌ها، تبدیل کردن هرچالش به یک فرصت و تصمیم‌گیری درست و متمرکز بر هدف، در شرایط پر تنش.

مثال: در راه قله با واقعیت ناگوار تغییر شرایط جوی روبرو می‌شوید. رسیدن به هدف اصلی گروه (صعود قله) خالی از خطر نیست. از سوی دیگر بازگشت به شهر با دست خالی نیز نارضایتی اعضای گروه را در پی دارد. سرپرست با مرور گزینه‌های موجود، مسیر را تغییر داده و یکی از قلل نزدیک را، که دارای جانپناهی مطمئن و مناسب است، به عنوان هدف جدید گروه معرفی می‌کند.

ـ بصیرت: یعنی مشاهده و ارزیابی امکانات موجود در هر موقعیت، یافتن راه‌های برانگیختن اعضا و پیشبرد گروه، بهره‌گیری از اهداف گروه به‌عنوان راهنمای عملکرد و ایفای نقش آغازگری

مثال: مسیر صعود به قله بسیار طولانی و خسته کننده است و اعضای گروه انگیزه‌ی ادامه‌ی کار را از دست داده‌اند. شما مسیر دیگری می‌شناسید که چشم‌اندازهای بدیع و زیبا، و امکانات جذاب دیگری دارد. با توضیح ویژگی‌های مسیر تازه و تشویق اعضا به ادامه‌ی صعود از طریق مسیر جدید، می‌توان به هدف گروه دست یافت.

ـ هوشیاری و مشاهده‌گری: سرپرست باید تغییرات وضع هوا، دشوار شدن مسیر و هر تغییر محیطی دیگر را که بر گروه موثر باشد، به دقت مورد توجه قرار دهد. سرما، گرما، رطوبت و باد شدید می‌توانند خطرناک باشند. پیش از آن‌که شرایط، شما را وادار به اقدام نماید، اقدام ضروری را انجام دهید، زیرا ممکن است آن هنگام، دیر باشد. اطمینان از مناسب و کافی بودن پوشاک نفرات، یافتن یا برپا کردن به موقع سرپناه، پایین آوردن به موقع فرد دچار کوه گرفتگی و… از جمله‌ی این اقدامات هستند. توجه به علایم ناگفته، فشار و ناراحتی در اعضای گروه، و توجه بیش از پیش به وضعیت جسمی و روانی خود و دیگران، در هنگام وخیم شدن وضع هوا از دیگر نکات مهم و قابل توجه است؛ زیرا در  هوای نامناسب، تمام ذخایر جسمی و روانی گروه  برای عملکرد موثر مورد نیاز است.

منبع : طرح درس مربیگری کوه پیمایی درجه سه ویژه مربی

نفش عامل انسانی در ریزش بهمن

گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

هر سال در فصل های زمستان و بهار، شاهد ریزش بهمن هایی در مناطق گوناگون کشورمان هستیم که برخی از آنها، موجب بروز سانحه و مرگ فرد یا افرادی می شوند. کوه نوردان، تنها قربانیان سوانح بهمن نیستند اما بخش قابل توجهی از این قربانیان را تشکیل می دهند. هدف این نوشتار، پرداختن به شیوه های کنترل بهمن و نقش دستگاه های دولتی و دیگر سازمان های مرتبط با راه و ترابری، ورزش های کوهستانی و زمستانی، جستجو و نجات و … در پیشگیری ازسوانح بهمن نیست. بلکه در این نوشتار می خواهیم به واپسین حلقه از زنجیره عوامل پیدایش و ریزش بهمن یعنی « عامل انسانی » بپردازیم. در واقع می خواهیم ببینیم چرا و چگونه گروهی از کوه نوردان « درشرایط نامناسب » از « جای نامناسب » سر در می آورند و خود را گرفتار « مرگ سپید » می کنند. سوانح بهمن را می‌توان از دیدگاه علت‌های انسانی پیدایش آنها، به دو دسته تقسیم کرد: شماری از سوانح بهمن پیامد ناآگاهی افرادی هستند که با رفتار نادرست موجب ریزش بهمن و گرفتاری خود یا دیگران می‌شوند اما در برخی از سوانح بهمن، رد‌پای کسانی را می‌یابیم که در مورد این پدیده، آگاهی‌های نسبی داشته‌اند یا حتی آموزش‌های تخصصی دیده‌اند. در این دسته از سوانح بهمن، افراد خطرات بهمن را بخوبی (یا حداقل تا حدودی) می‌شناسند ولی همچنان به پیش ‌روی در محدوده بهمن ادامه می‌دهند و معمولا موجب ریزش بهمن می‌شوند. در حوزه بهمن شناسی و نجات از بهمن، این موضوع را زیر عنوان «عامل انسانی» بررسی می‌نمایند. عامل انسانی عموما به سه صورت در پیدایش سوانح بهمن نقش بازی می‌کند: ۱- شخص یا اشخاص نسبت به مخاطرات بهمن نا آگاه و بی اطلاع اند و به همین دلیل گرفتار بهمن می شوند. ۲ – فرد یا افراد گرفتار نسبت به خطر ریزش بهمن و پیامدهای آن آگاهی دارند ولی توجهی به مخاطرات و پیامدهای بهمن نمی‌کنند و با پیش‌روی در محدوده بهمن موجب بروز سانحه می‌شوند. ۳- افراد به خاطر اتکای بیش از اندازه به توانایی‌های خود در پیش‌بینی، پیش گیری، بقا و نجات از بهمن و در واقع به دلیل اعتماد به نفس نامتناسب و غیر منطقی گرفتار سانحه می‌شوند. در مورد افرادی که نا آگاهانه گرفتار بهمن می‌شوند مسئله روشن است اما چرا افراد صاحب نظر و باتجربه در سوانح بهمن جان می‌بازند؟ علت را باید در این اصل جستجو کرد که بین گردآوری یا داشتن اطلاعات از یک سو و تصمیم‌گیری درست از سوی دیگر، همواره فاصله قابل توجهی وجود دارد. به بیان دیگر داشتن اطلاعات ضروری، شرط لازم برای گرفتن تصمیم درست است ولی شرط کافی نیست. فرایند تصمیم‌گیری و قضاوت درست و دقیق، مراحل و گام‌هایی دارد که باید آنها را فرا گرفت و تمرین کرد. تصمیم‌گیری و داوری درست و دقیق در شرایط حساس و بحرانی، فرایندی علمی و منطقی است اما از آنجایی که ما انسان‌ها، به شدت احساساتی و عاطفی هستیم، بیشتر تصمیم هایمان بر پایه عواطف، احساسات و باورهایمان شکل می‌گیرند و کمتر به واقعیات توجه می‌کنیم. ما باید یاد بگیریم و تمرین کنیم که برای تصمیم‌گیری درست نیاز به یک «سامانه تصمیم‌گیری» داریم. داشتن اطلاعات برای گرفتن تصمیم درست کافی نیست. پردازش اطلاعات و تجزیه و تحلیل منطقی آنها اهمیت بیشتری دارد. برای زنده ماندن در محدوده بهمن، و هر محیط طبیعی دیگر، باید حتی الامکان از تصمیم‌گیری و قضاوت بر پایه عواطف، احساسات و پیش داوری‌ها خودداری کنیم و به تصمیم‌گیری درست و منطقی بر پایه واقعیات و در چارچوبی اصولی و علمی روی بیاوریم. عوامل انسانی کدام اند؟ تا اینجا دریافته‌ایم که سه عامل انسانی مهم در بروز سوانح بهمن عبارتند از: ناآگاهی نسبت به خطر، بی‌توجهی به خطر و تأکید بیش از اندازه بر توانمندی‌هایمان در مقابله با خطر. حال باید بدانیم عوامل انسانی دیگری نیز در پیدایش سوانح بهمن نقش دارند: مهم ترین این عوامل عبارتند از: عادت، فشار همراهان، غریزه گروهی، رقابت، ضعف ارتباطات و سه پدیده رایج در میان کوه نوردان که « بروس ترمپر » استاد بزرگ بهمن شناسی و نجات از بهمن، آنها را « سندرم گوسفندی» (تعقیب کورکورانه فرد پیشتاز)، « سندرم اسبی» (تمایل به بازگشت به جای امن) و « سندرم شیری» (تمایل به پیشتاز بودن یا تب قله) نامیده است. پس در برخی شرایط، افراد ماهر و صاحب نظر نیز مانند افراد تازه‌کار عمل می‌کنند و مرتکب اشتباهات روشن و آشکار می‌شوند. از جمله این شرایط می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱) وقتی که این افراد، بازتاب و نتیجه کارشان را به صورت منظم از دیگران دریافت نکنند. ۲) وقتی که قضاوت آنها توسط عوامل انسانی پیش‌گفته تحت تأثیر قرار گیرد. ۳) هنگامی که با شرایط نامعمول و غیرعادی روبرو شوند. میانبرهای ذهنی: در دنیای پیچیده‌ای که در آن زندگی می‌کنیم بسیاری از کارها را بدون تفکر و به صورت ناخودآگاه یا نیمه‌آگاه انجام می‌دهیم زیرا در ذهن خود، میانبرهایی برای آن‌ها ساخته‌ایم. میانبرهای ذهنی، موجب انجام سریع تر و آسان تر کارها می‌شوند اما در عین حال ریسک پذیری ما را بالا می‌برند. میانبرهای ذهنی نیز از عوامل انسانی بروز بهمن و دیگر سوانح کوه نوردی هستند. مهم ترین میانبرهای ذهنی چنینند: عادت: همه ما در مسیرها و مناطق آشنا و همیشگی، احساس راحتی بیشتری می‌کنیم و میزان ریسک رفتارمان نیز بالاتر می‌رود. مثلاً کوه نوردی که مسیر معینی را بارها صعود کرده و هیچ‌گاه شاهد ریزش بهمن در آن مسیر نبوده است، حتی با دیدن آثار و شواهدی دال بر احتمال ریزش بهمن در آن مسیر، ذهنش آمادگی پذیرش واقعیت را ندارد و خطر را نادیده می‌گیرد. اما با دیدن همین آثار و شواهد در مسیری تازه و ناآشنا، بلافاصله هشیار می‌شود و رفتار احتیاط ‌‌آمیزی در پیش می‌گیرد. میانبر ذهنی ما می‌گوید مناطق و مسیرهای آشنا و همیشگی بی‌خطرند ولی در واقع این گونه نیست و مناطق آشنا و نا آشنا، از نظر ظرفیت ایجاد بهمن تفاوتی با هم ندارند. پذیرش: همه ما دوست داریم از سوی گروه پذیرفته شویم و متقابلاً نظرات گروه را به سادگی می‌پذیریم. بنابراین حتی با وجود موافق نبودن با تصمیم یا رفتار گروه، بدون بحث و اظهار نظر از گروه پیروی می‌کنیم و آن را همراهی می‌نماییم. این رفتار در گروه های مختلط ( شامل خانم‌ها و آقایان ) شدت بیشتری دارد. پذیرش، یکی از میانبرهای ذهن ماست که به کارهای پرمخاطره‌‌ای وادارمان می‌سازد. پس هرگاه احساس کردید هدفتان از اقداماتی که انجام می‌دهید به دست آوردن شهرت، جلب پذیرش شخص یا گروه یا دست‌یابی به تحسین دیگران است، بلافاصله دست بکشید و موقعیت را دقیق و واقع‌ گرایانه ارزیابی و تحلیل کنید. تعهد: منظور از تعهد، وابستگی بیش از اندازه به هدف‌ها و برنامه‌های از پیش تعیین شده مانند زمان‌بندی صعود، مسیر صعود، دست‌یابی به قله و … است. گاهی نیز تعهد به صورت درگیری ذهنی با یک هویت فرضی ویژه (مثلاً کوه نورد خارق العاده، نجات گر قهرمان و … ) است که مرزهای خطر را در می‌نوردد. در مناطق برف ‌پوش این میانبر ذهنی ما را به دام بهمن می‌اندازد و گرفتار می‌کند. پس هیچ گاه نباید اهداف صعود را تغییر ناپذیر قلمداد کرد و همواره برای اصلاح و تغییر برنامه باید آمادگی داشت. به گفته استادان ذن، « مقصد، خود سفر است! » … همچنین از تقلید رفتار و شخصیت دیگران باید پرهیز کنیم و در همه حال باید خودمان باشیم. می‌گویند انسان ها عموماً تنها ده درصد از ظرفیت مغزشان را به‌کار می‌گیرند. پژوهش‌ ها نیز نشان داده‌اند بیشتر تصمیم های ما ناخودآگاه و غیرهشیارانه گرفته می‌شوند. «یان مک کامون»، بهمن‌شناس و پژوهشگر دانشگاه هاروارد در حوزه عوامل انسانی و فرایند تصمیم‌گیری می‌گوید: « بخش عمده‌ فرایندهای شناخت، یادگیری و مدیریت ریسک در سطوح ناخودآگاه مغز رخ می‌دهند. اگر روندی منطقی برای مدیریت سریع و موثر ریسک در کار نباشد، ضمیر ناخودآگاه این کار را به عهده می‌گیرد.» پس برای آن که تصمیم‌گیری ناخودآگاه را کنار بگذاریم و آگاهانه قضاوت کنیم، باید میانبرهای ذهنی را بهتر بشناسیم و فرایند قضاوت علمی و منطقی را تمرین کنیم. توهم تجربه: همراهی افراد با تجربه و درس گرفتن از آنان روش خوبی برای یادگیری و کسب تجربه است اما یک اشکال دارد: بسیاری از افراد بظاهر با تجربه، واقعاً با تجربه نیستند! افراد به دلایل گوناگون در گروه‌ پیشتاز می‌شوند و راهبری را به عهده می‌گیرند: آن‌ها ممکن است مسن‌ترین فرد گروه، آشناترین فرد به منطقه، آماده‌ترین عضو تیم، محبوب ترین و با نفوذترین عضو جمع، مجهزترین فرد گروه، پرحرف‌ترین عضو تیم یا … باشند ولی هیچ یک از این ها ضرورتاً با تجربه‌ترین عضو گروه در زمینه پیش‌بینی و پیش گیری از بروز بهمن نیست. بسیاری از افراد به دلایلی غیر از تجربه در رأس گروه قرار می‌گیرند. توهم تجربه، یکی از میانبرهای ذهنی ماست که وادارمان می‌کند کورکورانه و بی چون و چرا افراد « باتجربه » را در مسیرها و دامنه‌های خطرناک دنبال کنیم. برای پیش گیری از پیامدهای زیان بار توهم تجربه، باید در اعتماد کردن به دیگران و دنبال کردن آنان، دقت و وسواس بیشتری نشان دهیم و سرنوشت خود و دیگران را به کسانی که تجربه واقعی در زمینه بهمن ندارند نسپاریم. در صورت راهبری یک فرد با تجربه هم هرگاه رفتارها، تصمیم‌ها و قضاوت‌های وی را مخاطره ‌آمیز یا نامناسب تشخیص دادیم باید موضوع را با وی و دیگران در میان بگذاریم زیرا در کوهستان، هیچ اولویتی بالاتر از تندرستی و ایمنی اعضای گروه نیست. یادمان باشد که « قضاوت خوب، محصول تجربه است و تجربه محصول قضاوت بد » رقابت: گاهی گرو‌ه ‌های مختلف برای دست ‌یابی به موقعیت ها و منابع (مثلاً برف بکر و دست‌نخورده، جای چادر، جانپناه و … ) رقابت می‌کنند و خود را به آب و آتش می‌زنند. رقابت بین افراد یک گروه هم دیده می‌شود (برای زودتر رسیدن به قله، سریع تر اسکی کردن تا پایین شیب و …). گاهی نیز رقابت جنبه‌های پیچیده‌تری به خود می‌گیرد و افراد یا گروه‌ها با گزینش شیب تندتر و مسیرهای خطرناک‌تر به رقابت با یکدیگر می‌پردازند. تمایل به رقابت، در محیط‌های شلوغ و بین گروه‌های مختلف یا بین اعضای گروه‌ های بزرگ و پرجمعیت شدیدتر است. در این شرایط، افراد دست به اقداماتی می‌زنند که اگر تنها بودند، به هیچ وجه مرتکب آن‌ ها نمی‌شدند. رقابت، یکی از میانبرهای خطرناک ذهن ماست که باید همواره از آن پرهیز کنیم. اگر انگیزه شما از فعالیت در محیط برف تنها رقابت است، بلافاصله کار را متوقف کنید، اوضاع را به ‌صورت منطقی ارزیابی و تحلیل نمایید و تصمیم درست بگیرید زیرا رقابت و خطر، همراهان همیشگی یکدیگرند. فشار گروه (غریزه گروهی): ما در بیشتر موارد برای گزینش رفتار مناسب، به دیگران می‌نگریم تا ببینیم آنها چگونه عمل می‌کنند. غریزه گروهی یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری سوانح بهمن است. انسان یکی از اجتماعی‌ترین موجودات است. غریزه گروهی در طول تاریخ، انسان را از خطر جانوران وحشی و … نجات داده است اما در محدوده بهمن، غریزه گروهی می‌تواند قاتل انسان باشد زیرا هم خطر ریزش بهمن را افزایش می‌دهد، هم در صورت ریزش بهمن، شمار افراد گرفتار را بالا می‌برد. غریزه گروهی موجب می‌شود در گروه‌های بزرگتر دست به کارهای خطرناک‌تری بزنیم زیرا دچار احساس امنیت کاذب می‌شویم. هنگامی که در قالب یک گروه عمل می‌کنیم کارکردمان جسورانه‌ تر و خطرناک‌تر از زمان تنهایی است. این پدیده را رفتارشناسان « تغییر خطرناک » یا (جابجایی ریسک) می‌نامند. چه تنها باشیم و چه در قالب گروهی پر جمعیت، میزان ناپایداری برف و خطر ریزش بهمن یکسان است و تغییری نمی‌کند اما تغییر رفتار و افزایش ریسک ‌پذیری ما در گروه، می‌تواند ریسک بهمن را افزایش دهد و هرچه گروه بزرگ ‌تر باشد، ریسک نیز بزرگ ‌تر است زیرا در صورت ریزش بهمن، افراد بیشتری گرفتار، مصدوم یا کشته می‌شوند. بطور خلاصه هرچه گروه بزرگ تر و طبعاً ریسک بالاتر باشد، توجه ما به مخاطرات کم ‌تر می شود و این ترکیب بسیار خطرناک و تناقض آمیز است. گروه‌های دو تا چهارنفره برای کار در محیط های برف پوش مناسب‌ ترند و افزودن هر یک‌ نفر به گروه به بهای کاهش سرعت گروه به اندازه یک ساعت در روز تمام می‌شود. گروه بزرگ همیشه با ضعف های بزرگ و خطرات بزرگ همراه است. پس همواره باید از گروه‌های بزرگ (بیش از چهار نفر) پرهیز کرد. در ضمن همیشه از همراهی گروه‌ ها یا یکی شدن آنها جلوگیری کنید زیرا در این مواقع، رقابت و پذیرش می‌توانند شرایط پیدایش سانحه را فراهم آورند. سندرم گوسفندی: برخی از کوه نوردان به محض قرار گرفتن در پشت سر راهبر گروه یا حرکت در صف، هشیاری خود را در مشاهده و ارزیابی مسیر و محیط پیرامون از دست می دهند. اطمینان کاذب ناشی از حضور فرد پیشتاز، موجب می شود کوه نوردان پشت سر وی با سری پایین و بی توجه به مخاطرات احتمالی، کورکورانه رد پای او را دنبال کنند. این رفتار بسیار پر خطر، علت پیدایش بسیاری از سوانح کوه نوردی بوده است. سندرم اسبی: گاهی گروه های کوه نوردی بر خلاف اصول مسلم پیشگیری از سوانح بهمن، در هوای بد و با وجود بارندگی دست به اجرای برنامه های کوه نوردی می زنند یا در هنگام برگشت، گرفتار بارش برف یا هوای نامناسب می شوند. در این شرایط، کوه نوردان تلاش می کنند تا هر چه سریع تر از باد، سرما و رطوبت ارتفاعات بگریزند و خود را به محیط ایمن ارتفاعات پایین تر برسانند. درست مانند اسبی که هنگام بازگشت به خانه، هیچ نیرویی جلودارش نیست! در این موارد، افراد تمامی اصول پیشگیری از بهمن را فراموش می کنند و برای فرار از شرایط بد ارتفاع، به آب و آتش می زنند. سندرم شیری: برخی کوه نوردان تمایل ویژه ای به پیشتاز بودن و حرکت در پیشاپیش گروه دارند. این دسته از کوه نوردان، دوست دارند نخستین کسی باشند که به قله می رسند و برای دست یابی به این هدف، خود را درگیر مسیرهای خطرناک و شیب های بهمن خیز می کنند. این افراد اگر راهبر یا پیشتاز گروه باشند، دیگران را نیز گرفتار بهمن خواهند کرد. سایر عوامل انسانی: در پیدایش بهمن، عوامل انسانی دیگری نیز نقش دارند که از جمله آنها می توان به پایداری ریسک، باورهای نادرست، برداشت نادرست از وضع هوا و محدود بودن ارتباط نام برد. پایداری ریسک: هریک از ما در ذهن خود مرزی نادیدنی دارد که ریسک قابل قبول را از ریسک غیر قابل قبول جدا می‌سازد. این سطح جدایی را با پوزش از خوانندگان گرامی، « آستانه حماقت » نامیده‌اند. آستانه حماقت در ذهن هریک از ما جای ویژه‌ای دارد که به عواملی چون میزان تمایل به ریسک، دانش و اطلاعات ما در مورد خطر و دریافت و هشیاری ما نسبت به خطر بستگی دارد. پایداری ریسک به این معنی است که اگر به لوازم پیش‌بینی، پیشگیری، بقا و نجات از بهمن مجهز شویم تا ریسک بهمن را پایین آوریم، بلافاصله با تکیه بر همین وسایل دست به اقدامات خطرناک ‌تری در محدوده بهمن می‌زنیم و خودمان را درگیر مسیرهای مخاطره ‌آمیزتری می‌کنیم که نتیجه آن، افزایش مجدد ریسک ‌پذیری و بازگشت آستانه حماقت به همان سطح قبلی است. آستانه حماقت با میزان اعتماد ما به مهارت‌هایمان در برخورد با بهمن ارتباط دارد و هر دو عامل، با گذشت زمان دچار تغییر می‌شوند. اعتماد به خود در میان بهمن ‌شناسان، نجات‌گران و سایر کسانی که با بهمن سروکار دارند، با گذشت زمان بتدریج افزایش می‌یابد و طبعاً آستانه حماقت در ذهن آن‌ها بالاتر می‌رود تا اینکه سانحه ‌ای برایشان (یا در حضورشان) رخ می‌دهد. سپس این اعتماد یکباره کاهش می‌یابد و رفتارشان به شدت احتیاط آمیز می‌شود (آستانه حماقت پایین می‌آید) اما با گذشت زمان کم کم رفتارشان جسورانه تر و ریسک پذیری آنها بیشتر می‌شود تا دوباره شاهد سانحه‌ای دیگر شوند. باورهای نادرست: اغلب می‌گوییم « وقتی باور می‌کنم که ببینم » ولی در واقع بیشتر مواقع عکس این روند رخ می‌دهد یعنی نخست چیزی را باور می کنیم، سپس آن را می‌بینیم.اگر باور کنیم که برف روی یک دامنه پایدار است و خطری ندارد، تنها آثار و شواهد پایداری برف را می‌بینیم. به طور کلی، باور کردن و معتقد شدن برای ما انسان ها آسان‌تر و خوشایندتر است. به همین دلیل باید پیوسته به خود فشار بیاوریم تا بتوانیم با دیده شک و تردید به موضوع مورد بررسی (از جمله بهمن) نگاه کنیم. به همین دلیل دانشمندان به جای اثبات یک فرضیه، تلاش می‌کنند تا آن را رد کنند و اگر موفق به این کار نشوند، بخودی خود درستی آن فرضیه اثبات شده است. متاسفانه اکثر باورهای ما نادرست و محصول نگاه سریع و سطحی ما به پدیده‌های گوناگونند. اگر با دقت و صرف وقت بیشتری به دور و برمان نگاه کنیم، بسیاری از باورهایمان دگرگون می‌گردند و به معنی واقعی کلمه، چشمانمان بازتر می‌شوند و کمتر اشتباه می‌کنیم. پس در محدوده بهمن، هر چه کمتر به باورهایمان تکیه کنیم و بیشتر به تردیدهایمان توجه نماییم، بیشتر زنده می‌مانیم. به باورهایتان با وسواس و دقت نگاه کنید و همواره آماده باشید تا در صورت دیدن مدارک و شواهد مخالف، بلافاصله ‌آنها را کنار بگذارید. یادمان باشد که « ندانستن، دانش حقیقی و تصور دانستن، عین بیماری است. » … در محدوده بهمن، کسانی زنده می‌مانند که بیهوده به اعتقاداتشان نمی‌چسبند و باورهایشان را به سرعت و با توجه با مشاهدات تازه اصلاح می‌کنند. برداشت نادرست از وضع هوا: بیشتر بهمن ها در ضمن بارش برف یا بلافاصله پس از آن فرو می‌ریزند اما بیشتر سوانح بهمن در روزهای آفتابی پس از بارش برف شکل می‌گیرند. بیشتر ما فکر می‌کنیم با پایان بارندگی و صاف شدن هوا، خطر بهمن فروکش می‌کند اما چنین نیست. همیشه مراقب نخستین روز آفتابی پس از بارش و همچنین نخستین جمعه پس از بارندگی باشید. حضور در ارتفاعات در ضمن بارندگی نیز به همان اندازه خطرناک است زیرا سرما، رطوبت و احساس ناامنی وادارمان می‌کند بی‌توجه به خطر بهمن، با سرعت هر چه بیشتر و با گزینش مسیرهای خطرناک تلاش کنیم تا خود را به امنیت ارتفاعات پایین‌تر برسانیم. درست مانند اسبی که هنگام بازگشت به اصطبل هیچ نیرویی جلودارش نیست (سندرم اسبی). محدود بودن ارتباط: محدودیت‌های ارتباطی میان اعضای گروه، در بیشتر سوانح بهمن نقش دارند. گاهی راهبر گروه، خود را از ظرفیت های موجود در گروه محروم می سازد و اعضا را در تصمیم گیری شرکت نمی دهد. گاهی نیز برخی از اعضای گروه به دلیل ترس یا ملاحظات دیگر، از اظهار نظر در باره شرایط خودداری می‌کنند. محدودیت ارتباط در گروه، منجر به شکل‌گیری فرضیه‌های نادرست و عدم تبادل اطلاعات مهم و ضروری می‌‌شود. همچنین محدودیت ارتباط می‌تواند به صورت عدم درک برنامه گروه یا برداشت نادرست از نگرش گروه نسبت به مخاطرات باشد. در برخی شرایط نیز قطع یا فقدان کامل ارتباط پدید می‌آید. تصمیم‌گیری گروهی نیز به عنوان بهترین روش تصمیم‌گیری در گروه های کوه نوردی، نیازمند برقراری ارتباط پویا میان اعضای گروه است. پیش‌ شرط‌های تصمیم‌گیری گروهی موثر عبارتند از: وجود حداقل دانش و تجربه ضروری در میان اعضا، تنوع و گوناگونی دیدگاه‌ها، برخورد آزاد میان ایده ها و سازوکار مناسب برای محدود کردن گزینه‌ ها و آسان‌سازی تصمیم‌گیری. پرسش‌های زیر می‌توانند روند قضاوت و تصمیم‌گیری را سریع‌تر و آسان‌تر کنند: – با چه مسایل و مشکلاتی روبرو خواهیم شد؟ – در برابر آنها چه باید کرد و چرا باید چنین کرد؟ – نسبت به چه مسائلی باید هشیار و حساس باشیم؟ منبع: کوه نیوز

مشکلات تغذيه اي در ارتفاعات

کوهنوردي

برخي از گروه‌هاي ورزشي مانند کوهنوردان و يا گروه هاي نظامي ممکن است مجبور باشند براي دوره‌هاي کوتاه يا بلندمدت در ارتفاعات به سر برند و با کمبود اکسيژن، سرماي هوا و خستگي مفرط ناشي از فعاليت زياد، دست و پنجه نرم کنند. براي موفقيت و رسيدن به هدف، عوامل مهم از پيش تعيين شده شامل: آموزش، مهارت و تجهيزات مناسب مي‌باشد، ولي رژيم غذايي نيز در سلامتي و تامين شرايط فيزيکي مناسب و هوشياري جسمي و روحي اهميت بسياري دارد. در اين بخش مي‌خواهيم به مشکلات تغذيه‌اي موجود در ارتفاعات بپردازيم و راه‌حل‌هاي مناسبي جهت مقابله با آنها ارائه دهيم.

کاهش وزن

اولين و مهم‌ترين مشکل تغذيه‌اي موجود، کاهش وزن مي‌باشد. به دليل هيپوکسمي(کاهش اکسيژن) اشتها کم شده و به دنبال آن وزن(هم از توده عضلاني و هم از توده چربي) کاهش مي‌يابد. کاهش چربي عايق، تحمل بدن را در برابر سرما پايين آورده و با خستگي و کاهش قدرت عملکرد جسماني و رواني همراه است. وقتي ارتفاع تا ۱۰ درصد بالاتر از سطح دريا باشد نياز به انرژي افزايش مي‌يابد و وقتي با سرماي هوا، فعاليت زياد و شرايط نامساعد محيطي همراه شود، اين نياز تا ۵۰۰۰ کيلو کالري در روز نيز مي‌رسد.

طي هفت روز اول اقامت در ارتفاعات ممکن است مشکلي به نام “سندرم حاد کوه (Acute MountainSyndrome: AMS)”  رخ دهد که علائم آن عبارت است از: سردرد، بي‌خوابي، تهوع و کاهش اشتها. در اين حالت نبايد افراد را مجبور به خوردن کرد، ولي نبايد اجازه هم داد که به مدت طولاني بدون غذا باقي بمانند، زيرا گرسنگي طولاني، بدن را به سمت کم ‌اشتهايي و کاهش وزن پيش مي‌برد. در اين حالت بايد از ميان وعده‌هاي کم چرب و شيرين در حجم کم و دفعات زياد(به‌طور تقريبي هر دو ساعت يک بار) استفاده کرد. در ارتفاعات شيريني شکر کمتر است، پس غذا‌هايي که در سطح دريا خيلي شيرين مي‌باشند در ارتفاعات مناسب هستند.

با افزايش ارتفاع، کاهش اشتها شديدتر و مزه‌ها کمتر حس مي‌شوند و علاقه به برخي غذاها نيز تغيير مي کند. علاوه بر آن، نداشتن فرصت کافي براي آماده کردن و خوردن غذا اين مشکل را دو چندان مي‌کند. به ازاي هر ۱۵۰۰ متري که بالاتر مي‌رويم، مشکل پيچيده‌تر مي‌شود، زيرا به علت کاهش نقطه جوش آب، زمان لازم براي طبخ غذا دو برابر مي‌گردد و به علت سرما و رقيق شدن هوا، غذاها زودتر سرد مي‌شوند.

براي غلبه بر اين مشکلات لازم است افراد انرژي کافي(حدود ۴۵۰۰ کيلوکالري) را از طريق وعده‌هاي اصلي و ميان وعده‌هاي مناسب دريافت کنند. تهيه دست کم يک وعده‌ غذاي گرم و گروهي و در صورت امکان متنوع، مي‌تواند در دستيابي به اين هدف کمک شاياني نمايد.

دريافت کم کربوهيدرات:

يکي ديگر از مشکلات تغذيه‌اي در ارتفاعات، استفاده ناکافي از کربوهيدرات در رژيم غذايي است. از آنجايي که غذاهاي پر کربوهيدرات به تنهايي خوشمزه نيستند، افراد علاقه‌اي به مصرف آن ها ندارند.

بهترين منبع انرژي در ارتفاعات کربوهيدرات است، زيرا باعث بازسازي ذخاير گليکوژن شده و مانع مصرف پروتئين به عنوان منبع انرژي مي‌شود. همچنين براي متابوليسم به انرژي کمتري احتياج دارد. يک رژيم پر کربوهيدرات، عملکرد جسماني و رواني را بهبود مي‌بخشد و از شدت AMS مي‌کاهد. يک رژيم کم کربوهيدرات، قند خون را کاهش داده و منجر به گيجي، منگي و عدم تعادل مي‌شود که وقتي با کمبود اکسيژن همراه شود، خطرناک خواهد بود. رژيم مناسب در ارتفاعات بايد دست کم  ۴۰۰ گرم کربوهيدرات داشته باشد که حدود ۷۰- ۶۰ درصد کل انرژي روزانه را در بر مي‌گيرد.

براي تامين اين مقدار کربوهيدرات مي‌توان از غذاهاي پرکربوهيدرات زود هضم مثل غلات صبحانه، نوشيدني‌ها و آب ميوه‌هاي شيرين، ميوه‌هاي تازه خشک يا کمپوت شده، سيب‌زميني، برنج ، رشته‌ها، کيک‌ها، نان و انواع بيسکوئيت‌ها استفاده کرد. نوشيدني‌هاي کربوهيدراتي معمولا بهتر تحمل شده و آب و الکتروليت‌هاي مورد نياز را تامين مي‌کنند. عدم تحمل غذاهاي جامد به‌طور معمولي طي ۳-۲ روز اول اقامت در ارتفاعات همراه با اوج AMS به وجود مي‌آيد.

در صورت امکان، ميان وعده‌هاي چرب از برنامه‌ غذايي حذف شود، زيرا به خوبي قابل تحمل نيستند، ولي اگر افراد توانستند خود را با آن تطبيق دهند، استفاده از آن ها مشکلي ندارد.

البته استفاده از مقادير بالاي کربوهيدرات نبايد باعث شود که پروتئين کافي به بدن نرسد، در عين حال استفاده از پروتئين زياد(مثل مکمل‌‌هاي پروتئيني) مي‌تواند باعث پر ادراري و کم آبي بدن شوند. همچنين براي متابوليسم پروتئين اکسيژن بيشتري نياز است.

دهيدراتاسيون:

به دلايل زير نياز به مايعات در ارتفاعات افزايش مي‌يابد:

– افزايش دفع آب از ريه‌ها به علت افزايش تهويه سرما از ريه و خشکي هوا

– افزايش ادار ناشي از سرما

– اسهال و تهوع ناشي از AMS

– “ژيارديا” که انگل گوارشي است و به وفور در نواحي مرتفع يافت شده و باعث اسهال مي‌گردد.

– اگر به علت کمبود آب، از توده‌هاي يخي استفاده شود، منيزيم موجود در آن ها اثر ملين دارد.

– در مناطق مرتفع، حمل آب مشکل بوده و به دست آوردن آب سالم و قابل شرب سخت است.

اين مشکلات وقتي پيچيده‌تر مي‌شود که با از دست دادن آب، احساس تشنگي کم شده و به تدريج از بين مي‌رود و افراد تمايلي به نوشيدن آب ندارند.

براي پيشگيري از دهيدراتاسيون(کم آبي بدن) بهتر است يک برنامه منظم و زمان‌بندي شده براي نوشيدن آب و مايعات وجود داشته باشد: مثلا هر سه ساعت يک بار، حداقل نيم‌ ليتر آب نوشيده شود. در مواقعي که حالت تهوع وجود دارد، نوشيدن جرعه‌هاي کوچک آب قابل تحمل تر هستند. براي اين منظور بهتر است مقادير متنوعي از نوشيدني‌هاي مختلف را کهکافئين نداشته باشند تهيه کنيد، زيرا کافئين مدر است(يعني باعث افزايش دفع ادرار مي شود). کاکائو گزينه مناسبي مي‌باشد، زيرا کربوهيدرات بالا و کافئين کمي دارد. البته در کساني که عادت به استفاده از دوزهاي بالاي کافئين دارند، ممکن است قطع ناگهاني آن، باعث سردرد و بي‌خوابي گردد. نوشيدني‌هاي پيشنهادي ديگر عبارت‌اند از: آب ميوه‌ها،نوشيدني‌هاي ورزشي و سوپ‌هاي آماده. همچنين افراد بايد به طور مرتب رنگ و مقدار ادرار خود را از نظر وجود علائم کم‌آبي چک کنند(ادرارکم و پُر رنگ مي‌تواند علامتي از کم آبي باشد). در اين حالت استفاده از غذاهاي کمي شور مي‌تواند مفيد باشد.

مشکلات گوارشي:

خوردن آب و غذاي آلوده ممکن است باعث اسهال معمولي تا شديد گردد. همچنين هيپوکسمي موجود در ارتفاعات، عملکرد مجراي‌ گوارشي را آهسته کرده و منجر به يبوست مي‌شود. مشکل رايج ديگر، گازهاي گوارشي است که مي‌تواند ناشي از غذاهاي خشک پرکربوهيدرات باشد. براي اجتناب از اين مشکلات بهتر است غذا به سه وعده‌ غذاي اصلي و سه ميان وعده تقسيم شود. اطمينان حاصل کنيد که همه غذاي مورد استفاده کاملا بهداشتي باشد، به‌خصوص اين امر در مورد آب بسيار اهميت دارد. اگر از آب چشمه‌ها و يخ‌ها استفاده مي‌شود، حتما بايد آنها را جوشاند و سپس مورد استفاده قرار داد.

استفاده از ضدعفوني کننده‌هاي کلريدي و يُدي هم مناسب مي‌باشد. اضافه کردن ويتامين C به آبي که قبلا به آن يُد اضافه شده، بو و مزه يُد را به‌طور کامل از بين مي‌برد. البته ابتدا حدود ۳۰- ۲۰ دقيقه صبر کنيد تا  يُد اثر کند و سپس مقدار کمي (حدود ۵۰ ميلي گرم) ويتامين  C به آن اضافه کنيد.
انجمن پزشکی کوهستان ایران

سميه فيروزي – کارشناس تغذيه

گردآوری: دکتر حمید مساعدیان

  ویکی کوه

چگونه كيسه خواب خود را در ارتفاعات سرد گرم كنيم

 
 

کیسه خواب - گروه کوهنوردی پرواز

کیسه خواب – گروه کوهنوردی پرواز

 
کوه‌نوردانی که قصد رفتن به کوهستان و ماندن در آنجا را در فصل سرما دارند، می‌توانند با انجام روشی ساده تختخوابی گرم را برای خوابیدن مهیا کنند.
گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

 

«شهریار نوری‌الاصل»، کارشناس و مدرس امداد و نجات جمعیت هلا‌ل‌احمر کرمانشاه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه کرمانشاه با بیان این مطلب، گفت: کوه‌نوردان و افرادی که خواسته یا ناخواسته به کوهستان می‌روند و قصد دارند شب را در آنجا بمانند باید بتوانند جای گرمی را برای خوابیدن خود فراهم کنند تا از خطر سرمازدگی و از دست دادن دمای بدن خود در امان بمانند.«نوری‌الاصل» خاطرنشان کرد: برای این کار باید آتشی روشن کرد و ظرفی را که با ماسه و شن پر کرده‌ایم را روی آن قرار دهیم. وی افزود: افراد باید بعد از گرم‌شدن شن و ماسه‌ها آن‌ها را درون پارچه و حتی یک پیراهن گذاشته و روی زیرانداز خود پهن کنند.

«نوری‌الاصل» خاطرنشان کرد: در کوهستان مهم گرم‌شدن نیم تنه بالایی بدن است زیرا قلب، ریه‌ها و کلیه‌ها در این قسمت قرار دارند که باید از آن‌ها محافظت شود. وی تصریح کرد: با انجام این کار دمای بدن تا صبح متعادل خواهد ماند و افراد به هیچ عنوان احساس سرما نخواهند کرد.

«نوری‌الاصل» همچنین بستن شال و پارچه از ناحیه کمر تا بالای سینه را موجب گرم ماندن بدن دانست و افزود: این کار موجب می‌شود تا بدن مقاومت بیشتری در برابر گرما پیدا کند. وی همچنین گرفتن مچ دست‌ها را با دست مخالف درون آستین موجب به وجود آوردن یک سیکل گرمایی در بدن دانست.
این کارشناس و مدرس امداد و نجات هلال‌احمر کرمانشاه دست‌زدن به اشیاء فلزی بدون استفاده از دستکش را موجب افت سریع دمای بدن دانست و افزود: قرارگرفتن در برابر باد و کولاک موجب از دست رفتن سریع دمای بدن می‌شود که در این‌گونه مواقع حتما باید به دنبال یک گودال گشت و در آنجا پناه گرفت.
روش دیگر جوشاندن آب درون قمقمه آلومینیومی یک جداره است که بعد از پیچاندن آن به پارچه میتوان درون کیسه خواب انداخت یک سیستم گرمایشی ایجاد کرد تا چند ساعت محدودی را خوب خوابید.

راهنمای خرید
در مسافرت‌های ماجراجویانه جنگل‌نوردی و کوه‌پیمایی که چندین روز طول می‌کشد، بحث خواب و تجهیزات آن بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. بی‌شک اگر جزء کوهنوردان و یا طبیعت گردان حرفه‌ای باشید و یا تجربهٔ یک روزه اینگونه سفر را داشته باشید، درخواهید یافت که هیچ وسیله‌ای به غیر از کیسه‌خواب نخواهد توانست آسایش لازم برای شما را فراهم کند.برای رفع این نقیصه الیاف جدیدی به شکل لوله‌های تو خالی ساخته شده و در ساخت کیسه‌خواب‌های جدید و حرفه‌ای از آن‌ها استفاده می‌شود .این الیاف با وجود سبکی از حجم بالایی برخوردارند که بسته بندی در کوله را کمی مشکل می‌سازد . البته این نقیصه نیز در الیاف جدید به نام ترمو لایت برطرف شده است.با نیم‌نگاهی به بازار خریدوفروش لوازم ورزشی درخواهید یافت که انواع مختلفی از این نوع وسیله وجود دارد که با وجود ویژگی‌های مختلفی که دارند، نرمی و راحتی مهم‌ترین فاکتورهای انتخاب به‌حساب می‌آیند.

کیسه‌خواب‌ها به دو نوع پر و الیاف تقسیم‌بندی می‌شوند . کیسه‌خواب‌های پر که حاوی پر قو هستند ، با اینکه از قدیم بسیار مورد توجه بوده‌اند اما یکی از مهم‌ترین نقیصه‌های این نوه کیسه‌خواب این است که در صورت خیس شدن، زمان زیادی باید صرف خشک شدنشان شود؛ به همین دلیل این نوع کیسه‌خواب به هیچ وجه برای فصل زمستان مناسب نیست.

با این حال این نوع از کیسه‌خواب‌ها در عین اینکه گرمای بیشتری به بدن می‌رسانند، قابلیت حمل‌ونقل بیشتری دارند؛ ضمن اینکه عمر طولانی‌تری هم خواهند داشت.

مکان و فصل کوهنوردی، وزن مناسب برای حمل‌ونقل  و دما از مهم‌ترین معیارهایی باید باشد که در حین خرید لازم است به آن توجه داشته باشید.

بی‌شک شکل کیسه‌خواب هم از دیگر نکاتی است که باید به آن توجه کرد. تفاوت بین کیسه‌خواب‌های موجود در بازار کاملاً قابل تشخیص است. دو نوع کلی با عنوان‌های مستطیلی شکل و مومیایی (شبیه به مقبره‌های باستانی مصر) وجود دارد که به علاقه‌مندان کمپینگ عرضه می‌شود.

کیسه‌خواب‌های مستطیلی: این کیسه‌خواب‌ها فضای کافی برای حرکت کردن و چرخیدن دارند؛ به عبارت دیگر برای کسانی که هنگام خواب عادت به حرکت و چرخش دارند، انتخاب بسیار مناسبی است.

با این وجود به دلیل داشتن فضای بیشتر، وزن آن‌ها از نوع مومیایی بیشتر بوده و اتلاف حرارت نیز بالاتر خواهد بود و در موارد مشابه از نظر عایق‌بندی، قیمت بیشتری دارد. طراحی مستطیلی شکل این نوع کیسه‌خواب‌ها امکان استفاده از آن را در اتومبیل نیز به شما می‌دهد. به علاوه اگر قصد چادر زدن در کنار اتومبیل دارید بهتر است از کیسه‌خواب‌های مستطیلی استفاده کنید.

کیسه‌خواب‌های مومیایی: این کیسه‌خواب‌ها مانند اشکال مستطیلی، زیاد حجیم نیستند و وزن آن‌ها در حالت‌های دمایی مشابه در حدود ۱ تا ۲ درصد کمتر از وزن کیسه‌خواب‌های مستطیلی است. کیسه‌خواب‌های مومیایی به راحتی قابل جمع شدن و جابه جایی هستند و از این نظر برای کوهنوردان  گزینه مناسبی به شمار می‌آیند؛ چراکه هنگام حمل‌ونقل بار در کوله‌پشتی، حتی یک گرم بار اضافی هم مهم است!

علاوه بر کوچک و قابل حمل بودن، این کیسه‌خواب‌ها عایق بسیار خوبی در برابر سرما هستند. به دلیل فضای اضافی و مرده کمتر در این نوع و نیز عایق‌بندی مناسب، اتلاف حرارت کمتر است و مزیت مهم دیگر آن، وجود پوششی از کلاه برای سر و گردن است که هنگام سرد شدن هوا از اتلاف حرارت بدن از سر (به عنوان مهم‌ترین منبع حرارت بدن) جلوگیری می‌کند.

چه دمایی برای کیسه‌خواب مناسب است؟

در حین خرید فروشنده از شما خواهد پرسید که چه دمایی را برای کیسه‌خواب می‌خواهید؟! ممکن است که وی دمایی را پیشنهاد دهد و یا با راهنمایی اعدادی را به شما اطلاع دهد.

تصویر زیر که توسط سازمان استاندارد اروپایی منتشرشده به توضیح اعداد استاندارد برای تعیین دمای مورد نظر کیسه‌خواب اشاره داشته که مفهوم هریک بدین شرح است:

گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

Maximum Comfort temperature: حداکثر دمایی که یک مرد عادی بدون اینکه بشدت عرق کند در کیسه‌خواب می‌تواند بخوابد و در این حالت باید زیپ کیسه‌خواب کاملاً باز باشد، دست‌ها بیرون کیسه‌خواب باشد و کلاه کیسه‌خواب نیز باز باشد.

Comfort temperature: دمایی که در آن یک زن عادی درون کیسه‌خواب تمامی شب را با آرامش بخوابد.

Lowest Comfort temperature: کمترین دمایی که یک مرد عادی در شب به مدت هشت ساعت درون کیسه‌خواب بخوابد بدون اینکه از خواب بیدار شود.

Extreme temperature: کمترین دمایی که کیسه‌خواب می‌تواند از یک زن عادی در مقابل از دست دادن دمای عمومی بدن محافظت کند. این حالت اجازه شش ساعت خواب غیر راحت را بدون اینکه دمای داخلی بدن تا مرحله خطرناک پایین بیاید به فرد خواهد داد.

نکاتی دیگری که لازم است بدانید

– اگر قرار باشد روی زمین بخوابید حرارت بدن شما در مدت کوتاهی از کیسه‌خواب خارج شده و جذب زمین می‌شود؛ بنابراین بهتر است از تشک‌های بادی مناسب یا زیراندازهای ضدآب با عایق حرارتی کافی استفاده کنید تا از هدر رفتن گرمای داخل کیسه‌خواب جلوگیری شود.

– پوشیدن لباس‌های زیر و رو در داخل کیسه‌خواب و تعویض آن‌ها در تغییر حد تحمل حرارتی کیسه‌خواب بسیار مؤثر خواهد بود. پوششی از لباس‌های زیر گرم و جوراب‌های مناسب می‌تواند تحمل حرارتی کیسه‌خوابتان را تا ۱۵ درجه بیشتر کند.

– اکثر تولیدکنندگان کیسه‌خواب‌های مومیایی مبنای حرارتی تولیدات خود را زمانی ارزیابی می‌کنند که زیپ‌های تعبیه‌شده کاملاً بسته باشد. متأسفانه بعضی از خریداران این موضوع را رعایت نمی‌کنند و به دلیل احساس ناراحتی هنگام کشیده شدن زیپ ها و پوشش سر، ترجیح می‌دهند که قسمتی از زیپ کیسه‌خواب خود را در قسمت‌های بالایی باز بگذارند.

– در نتیجه در هوای سرد، بیشتر حرارت بدن خود را از ناحیه سر و بالاتنه از دست می‌دهند. در این گونه موارد بهتر است برای جبران حرارت از دست رفته به دنبال یک کیسه‌خواب حجیم‌تر و گرم‌تر بوده و یا از کلاه پشمی مناسبی برای گرم نگه‌داشتن سر استفاده کنید.

توضیح جدول

در جدول زیر تلاش شده است تا لیستی از انواع کیسه‌خواب‌های موجود در بازار با حداقل قیمت ۱۰۰ هزار تومان تهیه شود؛ بی‌شک مدل‌های موجود در بازار بسیار متنوع‌تر از انواع زیر خواهد بود.

گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

مرگ نخبگان كوهنوردي ايران

گم شدن سه کوهنورد جوان ايرانی در قله برودپيک پاکستان، نخستين حادثه منجر به مرگ در تاريخ کوهنوردی ايران نيست اما از بعد پوشش رسانه‌ای و حساسيت افکار عمومی، در صدر حوادث تاريخی اين رشته قرار گرفته است.

وبلاگ‌ باشگاه‌های مختلف کوهنوردی که پيش از اين عمدتاً از جانب اعضای همان تيم بازديد می‌شدند، زير بار سنگين جستجوهای اينترنتی و اشتياق ايرانيان نقاط مختلف دنيا برای کسب خبر از وضعيت کوهنوردان گمشده، بارها از کار افتادند.

در بررسی علت بازتاب گسترده ماجرای کوهنوردان باشگاه آرش، غير از رشد شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخير، موضوع ديگری هم در ميان بود: حوادث قبلی با اعلام خبر مرگ کوهنوردان آغاز می‌شد، اين بار اما اميد به زنده ماندن سه هيماليانورد جوان و تعليق مستتر در دل خبر، مخاطبين رسانه‌ها را نسبت به فاجعه برودپيک حساس کرد.

اخبار کوهنوردی حرفه‌ای که از دشوارترين رشته‌های ورزشی است، در ايران کمترين انعکاس را در رسانه‌های ورزشی دارد و اگر اعضای تيم آرش به سلامت بازمی‌گشتند، اغلب روزنامه‌های ورزشی مانند نمونه‌های پيشين، حتی خبر موفقيت را منتشر نمی‌کردند.

کوهنوردی ايران بسياری از نخبگان خود را در کوران حوادث نهفته در صعودهای داخلی و بين‌المللی از دست داده است. کوه‌پيماهايی که پس از مرگ‌شان، مطبوعات  ورزشی فهرستی را از سهل‌انگاری‌های شخصی و تيمی، کارشکنی‌های دولتی و بداقبالی‌های روز حادثه منتشر می‌کنند. سپس رشته کوهنوردی از گردونه اطلاع‌رسانی بيرون می‌افتد تا حادثه مرگبار بعدی.

آيدين بزرگی، پويا کيوان و مجتبی جراحی از جمعه ۲۱ تير در ارتفاع بالای هفت هزار متر بوده‌اند. کوهنوردان بيش از سه روز نبايد در چنين ارتفاعی بمانند و در صورتی که به هر دليلی ناگزير شدند بمانند، عمليات نجات بايد حتی قبل از بروز حادثه آغاز شود. اما آيدين آخرين تماس را شنبه شب، ۲۹ تير گرفته و حتی اگر پس از آن هم زنده نمانده باشد، ۹ روز در اين موقعيت دوام آورده! ۹ روزی که حداقل سه روزش بدون آب و آذوقه بوده. استقامتی حيرت‌انگيز که بر استعداد شگرف اين جوان ۲۴ ساله در هيماليانوردی دلالت دارد.

در ادامه، مروری شده است بر تعدادی از مهم‌ترين حوادث کوهنوردی ايران در ۱۵ سال اخير. سقوط‌ها، بهمن‌ها يا تحليل قوای جسمانی که نخبگان کوهنوردی را به کام مرگ کشيده.

جلال رابوکی

جلال رابوکی

جلال رابوکی از اسطوره‌های کوهنوردی ايران که پيش از فراگير شدن اينترنت، در ۵۶ سالگی جان باخت و بسياری حتی با نام او آشنا نيستند.

او که از نسل اول هيماليانوردان ايرانی است، سال ۱۳۵۲ در برنامه شناسايی اورست از يخچال خومبو شرکت داشت. در دهه ۵۰ تا ارتفاع بالای ۷۵۰۰ متر قله ماناسلو نيز صعود کرده بود که با توجه به شرايط و امکانات آن موقع،  بی‌نظير ارزيابی شده است.

جلال رابوکی فروردين ۱۳۸۱ در دماوند جان سپرد و طی شش ماه، صعودهای فراوان برای يافتن پيکر او بی‌نتيجه ماند. بالاخره مهر همان سال اعضای باشگاه دماوند به سرپرستی فرشاد خليلی، جسد او را در جايی يافتند که هيچکس تصورش را هم نمی‌کرد، دره يخار.

تيمی ۳۰ نفره با مشکلات فراوان پيکر جلال را از ارتفاع ۴۳۰۰ متری دره مخوف يخار پايين آوردند. پرسش اين بود که او چگونه توانسته خود را در آن شرايط جوی، از جبهه جنوبی به طرف شرق و داخل دره يخار که ريزشی، ديواره‌ای و يخچالی است، برساند؟ با گذشت اين همه سال، تنها پاسخ ممکن اين است که باد شديد او را به آنجا پرت کرده باشد!

جلال پايه‌گذار صعود سرعتی در ارتفاعات ايران بود و سالانه حدود ۵۰ بار دماوند را از مسيرهای مختلف و در هر چهار فصل صعود می‌کرد. رکورد از ۴ جبهه (جنوبی، غربی، شمالی و شمال‌شرقی) به دماوند به طور پيوسته در ۲۶ ساعت، از ماندگارترين رکوردها در تاريخ ورزش ايران است. گرچه تصورش هم غير ممکن باشد که کسی در يک روز، دماوند را چهار بار برود بالا و برگردد پايين!

۱۶ مسير مختلف دماوند را شناسايی کرد. عکاس و گزارش‌نويس هم بود اما آثار او در اختيار کوهنوردان قرار نگرفته. هم کوه‌نورد بود و هم کويرنورد. برای نخستين بار مسير روستای طرود به عروسان در کوير مرکزی به طول ۱۸۰ کيلومتر را بدون استفاده از شتر در سال ۱۳۶۱ پيمود.

محمد اوراز

محمد اوراز

محمد اوراز نخستين ايرانی فاتح قله اورست در سال ۱۳۷۷ است. سال ۸۲ هنگام صعود به گاشربروم  در پاکستان بر اثر سقوط بهمن، پس از انتقال به بيمارستانی در اسلام آباد پاکستان درگذشت. سال ۱۳۷۶ به قله راکاپوشی صعود کرد و سال ۷۸ به قله چوايو با ارتفاع  ۸۲۰۱ متر. همان سال قله شيشاپانگما به ارتفاع ۸۰۱۲ را نيز فتح کرد.

سال ۸۰ قله ماکالو را  بدون ماسک اکسيژن در نورديد. سال بعد قله ۸۵۱۶ متری لوتسه را بدون استفاده از ماسک اکسيژن فتح کرد. صعود به مون بلان بلندترين قله رشته کوه آلپ هم از صعودهای پرشمار اوراز است.

داوود خادم

داود خادم

داود خادم هيماليانوردی که همزمان مربی کشتی هم بود. متخصص صعودهای زمستانی در ارتفاعات ايران. عضو تيم ملی کوهنوردی در صعود سال ۱۳۷۷ به اورست بود که تا ارتفاع ۸۰۰۰ متر بالا رفت. دو سال بعد به قله‌های چوآيو و شيشا پانگما در تبت صعود کرد. سال۸۰ به قله ماکالو و بهار ۸۱ به قله لوتسه صعود کرد.

طی دوران اقامت ۱۰ ساله در ژاپن، بيش از ۸۰ بار قله فوجی ياما را فتح کرد و عضو افتخاری تيم امداد و نجات توکيو بود. هم‌طناب محمد اوراز و مقبل هنرپژوه در گاشربروم. او نيز مانند بسياری از هيماليانوردان ايرانی، در تمام برنامه‌ها هزينه‌اش را خودش پرداخت می‌کرد. خادم سال ۸۳ هنگام تلاش مستقل در قله ۲K  در سن ۴۶ سالگی ناپديد شد. تا سال‌ها بعد، مادرش همچنان در بالکن خانه چشم انتظار بازگشت داود بود.

سامان نعمتی

سامان نعمتی

کوهنوردان باشگاه دماوند در صعودی مستقل موفق به فتح قله‌ نانگاپاربات در پاکستان شدند اما سامان نعمتی در جريان اين صعود جان باخت و پيکرش هم پس از جستجوهای فراوان پيدا نشد. خانواده او از اعضا و ليلا اسفندياری سرپرست تيم شکايت کردند. پرونده از شعبه دوم بازپرسی قتل تهران برای انجام تحقيقات به آگاهی مرکز ارسال شد و کليه اعضای تيم بازجويی شدند.

ماجرای صعود مستقل و عدم تاييد و صدور مجوز از سوی فدراسيون در حادثه اخير برودپيک، در آن برهه نيز جنجال‌ساز شد. سرانجام دادسرای جنايی تهران، ليلا و بقيه اعضای تيم را بی‌گناه شناخت. نانگاپاربات از پرتلفات‌ترين قلل دنياست. سامان در ارتفاع ۷۶۰۰ متری به خاطر بيماری از حرکت باز ايستاد و قرار شد مسير را بازگردد. صعودکنندگان گفتند پس از فتح قله وقتی بازگشتيم، ديديم او در همان نقطه قبلی است و حتی برايمان دست تکان داد. اما وقتی رسيديم، اثری از سامان نبود. حدس اسفندياری بر اين بود که او پشت سنگ‌ها پنهان شده تا پس از پايين رفتن گروه، به تنهايی برای پيمودن ۵۰۰ متر آخر اقدام کند.

مقبل هنرپژوه

مقبل هنرپژوه

مقبل هنرپژوه جوان‌ترين فاتح  کوه لوتسه نپال با ارتفاع ۸۴۱۶ متر در ۱۹ سالگی. او در ۲۱ سالگی هم‌طناب مرحوم محمد اوراز در گاشربروم بود. صعودی که منجر به مرگ اوراز شد. هنرپژوه در اثر سقوط بهمن حدود ۶۰۰ متر سقوط کرد اما زنده ماند.

او که در آخرين سفرش

دنياي عمودي غارها

دنياي عمودي غارها

نوشته : آلن واريلد، ترجمه : رحيم دانايي، قيمت همراه با دي وي دي : ۶۵۰۰ تومان

دنياي عمودي غارها يك كتاب كاملاً فني در مورد غارنوردي است. آلن واريلد كه خود از غارنوردان معروف استرالياست در اين كتاب به تفصيل در زمينه غارنوردي فني آموزش و اطلاعات لازم را به خواننده مي‌دهد. او در فصل‌هاي كتاب به تجهيزات شخصي، تجهيزات فني، گره‌ها، اصول اوليه طناب‌گذاري در غار، طناب‌گذاري پيشرفته صعود، فرود، سازماندهي غارنوردي، امداد در غار، و نقشه‌برداري در غار پرداخته است. مطالب كتاب همراه با تصاوير گوناگون و جداول مربوطه براي فهم بهتر هستند. از آنجايي كه اين كتاب كاملاً در مورد مسايل فني غارنوردي بحث مي‌نمايد بنابراين مترجم لازم ديد كه همراه با غارنوردي فني مقداري از زيبايي‌هاي غارها را هم براي خواننده عرضه كند. در نتيجه در دي وي دي همراه اين كتاب فيلمي يك ساعته در مورد غارهاي معروف دنيا وجود دارد كه توسط بي بي سي تهيه شده است. اين فيلم داراي زيرنويس فارسي است. قيمت اين دي وي دي به صورت مجزا ۱۰۰۰ تومان مي‌باشد. كتاب دنياي عمودي غارها در قطع وزيري و در ۲۸۰ صفحه به چاپ رسيده است

cavingبراي مشاهده صفحات داخلي اينجا را كليك كنيد