ده نکته مهم که در صعودهای زمستانی باید مورد توجه قرار گیرد

 

 

کوهنوردی فنی زمستانه و تلاش بر روی مسیرهای سنگنوردی و یخ نوردی در فصل زمستان یکی از رموز پیشرفت کوهنوردی در بسیاری از کشورهای صاحب نام در این عرصه است.

 سنگنوردان و فنی کاران ما باید یاد بگیرند که فصل سنگنوردی و صعود دیواره ها فقط بهار و تابستان نیست و اگر قصد داریم سطح کارهای فنی حود را به کشورهای پیشرفته نزدیک کنیم باید به صعودهای فنی زمستانه رو بیاوریم.

هدف از ارائه این مقاله ارائه نکاتی است که باید در صعودهای عمودی زمستانه باید مد نظر قرار بگیرد نکاتی که بسیاری از آنها در هر نوع فعالیت کوهنوردی دیگر نیز مصداق دارد ولی دراینجا با رویکرد صعودهای عمودی ارائه شده است. افرادي هستند که قصد دارند بعد از يک دوره سنگنوردي تابستانه وارد برنامه هاي زمستانه شوند خبر خوب براي اين  افراد اين است که  خيلي از مهارتهاي  سنگنوردي تابستانه عينا” در برنامه هاي زمستانه نيز کاربرد دارند و خبر بد نيز اين است که  اگر  شما به اندازه کافي تجربه کوهپيمائي نداريد قبل از اینکه اقدام به اجرای برنامه هاي زمستانه کنيد بايد مهارتهاي لازم در اينخصوص کسب کنيد و بعد وارد برنامه هائي از اين دست شويد. در اينجا ۱۰ نکته کليدي که در برنامه هاي فني  زمستانه بايد مورد توجه قرار گیرد را ارائه مي دهيم:

 ۱-کاهش طول  روز

در زمستان هوا سرد است, پيمايش مسير بيشتر طول مي کشد و روزها هم کوتاهتر مي شوند. اولين چيزي که به ذهن مي رسد اين است که ما بايد مهارتهاي فعاليت در تاريکي را ياد بگيريم کسب اين مهارت  لازم است اما اگر حرکتتان را زودتر انجام دهيد و مسيري را مطابق با توانائي خود و زمان مفيد در دسترس خودتان  انتخاب کنيد  نيازي نخواهيد داشت که در تاريکي شب برنامه را به پايان برسانيد.

اما به هيچ وجه روي اينکه حتما” در روشنائي روز به انتهاي مسير مي رسيد حساب نکنيد و تمهيدات لازم را براي مواجهه با شرائطي که به علل مختلف صعود و فرود شما بيش از زمان پيشبيني طول بکشد و به تاريکي بر بخوريد بيانديشيد(همراه داشتن هد لامپ با باطري اضافه و پوشاک مناسب  و … )

 

۲-کنترل وضعيت هوا

هوا در زمستان ناپايدارتر از تابستان است  و شرائط سخت تري از لحاظ سرما ,بارش و وجود برف و يخ در مسير حکم فرماست. بنابراين در اين فصل بايد دقت بيشتري در کنترل و خبردار شدن از وضعيت هوا داشته باشيم. قوانين ساده اي در اينخصوص وجود دارد مثلا”  سيستمهاي هوائي که از شرق و شمال مي آيند در زمستان  نسبت به سيستمهائي که از غرب و جنوب مي آيند هواي سرد تري را بهمراه دارند.

مطالعات خود را در زمينه هواشناسي توسعه دهيد و سايتهاي هواشناسي را به خوبي بشناسيد و از آنها بهره بگيريد.

۳-بهمن شناسي

بيشتر افراد در بهمنهائي گير مي افتند که خود آنرا ايجاد کرده اند و در اينخصوص کوهنوردان آسيب پذير ترند.

منطقه اي را که قرار است در آن فعاليت کنيد را از لحاظ امکان ريزش بهمن بررسي کنيد و بعد اقدام به اجراي برنامه کنيد  پارامترهائي چون شيب مسير هاي پيمايش,حجم برف زمان آخرين بارش جهت و سرعت باد ,دماي هوا در اين بررسي مورد نياز هستند .

بطور خلاصه : دانش بهمن شناسي خود را بالا ببريد.

 

۴-چيدن ابزار

در فصل تابستان به ابتداي مسير مي رويم و بعد از اينکه ابزارهاي خود را مرتب نموده و به هارنس وصل مي کنيم  صعود خود را شروع مي کنيم اما در زمستان نقاط شروع سنگنوردي ممکن است  شيبهاي تند و نامناسب(يخ زده و بهمنگير و … ) باشند لذا لازم است که قبل از اين بخشها موضعي مناسب را جهت شروع کار فني و استقرار اوليه در نظر گرفت و ابزارها را مرتب نمود.

در صعود زمستاني ابزارهاي خود را به حد اقل برسانيد و بدانيد که زياد نمي توانيد  در شکافهاي موازي ابزار گذاري کنيد. ميخ و رول ابزارهاي خوبي براي  ايجاد نقاط حمايت مياني است اما ترجيحا” سعي کنيد استفاده از آنها را به حد اقل برسانيد.

۵-کلاه کاسک

در صعود زمستاني  شما علاوه بر سقوط سنگ در معرض ريزش برف و قطعات يخ نيز هستيد. بنابر اين استفاده از کلاه کاسک ضروري  تر از پيش است.

کلاه کاسک خود را طوري انتخاب کنيد که بتوان يک کلاه  نيز جهت گرم شدن زير آن پوشيد. همچنين کنترل کنيد که کلاه کاپشن شما نيز به اندازه اي باشد که در مواقع لزوم  بتوان آنرا روي کلاه کاسک کشيد.

۶-حمايت

اگر بعنوان نفر دوم صعود مي کنيد حتما” در انتخاب نقطه اي که ايستاده و نفر سرطناب را حمايت  مي کنيد دقت کنيد. به علت پوشيده بودن مسير از سنگ و يخ و برف و يا احتمال شکستن قنديل هاي يخي و يا شکستن نقابهاي برفي  به علل طبيعي و يا تحريک نفر صعود کننده شما مدام در معرض خطر ريزش هستيد. لذا تا حد ممکن زير مسير صعود و يا سقوط احتمالي نايستيد .

۷-فاصله مياني ها

در زمستان مسير هاي صعود به اندازه تابستان مطمئن نيست. مسيري کم شيب و به ظاهر ساده به علت لغزنده بودن مي تواند خطرناک باشد. لذا بعد از شروع صعود در اسرع وقت اولين مياني را در نقطه اي مطمئن نصب کنيد.

در نصب ابزارهاي مياني در شکافها ابتدا شکاف را کاملا” تميز نموده و از برف و يخ خالي کنيد و بعد ابزار را کار بگذاريد

استفاده از سيستم دو طنابه و اسلينگهاي بلند مي تواند ايمني شما را در صعود بالا ببرد.

۸-ارتباطات

حتي در يک هواي خوب نيز ممکن است در برقراري ارتباط با همطناب خود  مشکل داشته باشيد لذا يک سيستم ارتباطي مناسب را بين اعضاي تيم ايجاد کنيد.(علائمي صوتي و يا سيگنالهائي با حرکت طناب و يا استفاده از تجهيزات بي سيم)

۹-نقاب برفي

يک نقاب بزرگ در بالاي مسير مي تواند مانع تاپ کردن و رسيدن به انتهاي مسير شود. بنابراين قبل از اينکه مسيري را براي صعود انتخاب کنيد يک ارزيابي درخصوص وضعيت نقابهاي برفي انجام دهيد و اينکه اگر با چنين شرائطي مواجه شويد آمادگي عبور از آن را داريد يا نه؟

اطلاع از وضعيت حجم برف سرعت و جهت باد و … در اينخصوص راهگشاست.

 

۱۰-پايان صعود

حتي اگر مسير صعود در زمستان به يک نقاب برفي منتهي نشود ممکن است کارگاه انتهائي آن در يک شيب برفي تند و لغزنده  قرار دارد که هيچ ابزاري نيز در آن کار گذاشته نمي شود که براي اين موضوع بايد تمهيدات لازم انديشيده شود.

بعنوان مثال در آخرين نقطه قبل از شيب برفي که امکان برقراري کارگاه وجود دارد کارگاه را برقرار نموده و در مرحله بعد با طول طناب بيشتري مي توانيد آن بخش را رد نموده و از مسير خارج شويد.

برخي سنگنوردان فراموش مي کنند که همانطور که صعود مي کنند برگشتي نيز وجود دارد .

قبل از اقدام به صعود بايد مسير برگشت را نيز شناسائي نمود طوري که حتي اگر به تاريکي بر بخوريد نيز بتوانيد مسير برگشت را بيابيد.

بدون شک همه مواردي را که در يک صعود زمستاني بايد مد نظر قرار گيرد را نمي توان در يک مقاله و در فرصتي اندک توضيح داد و لازم است که دايره دانش خود را در اينخصوص بيش از پيش گسترش داد.

 منبع:  http://www.thebmc.co.uk

مترجم: مهدي فرهادي

هوای پاک

فرهنگ حفاظت از محیط زیست
حفاظت از محیط زیست گرچه مسئله ای جهانی است، می توان آن را از سطحی کوچک تر آغاز کرد؛ برای مثال حفاظت از محیط خانه، روستا، شهر، رودخانه و دریاچه در برابر آلودگی. البته در این رابطه بیش از هر چیز لازم است نگرش های خود را درباره محیط، مسائل محیطی و حفاظت از محیط زیست ارزیابی کنیم و مورد تجدید نظر قرار دهیم. بسیاری از کارشناسان معتقدند که این کار بیش از هر چیز از راه به اجرا درآوردن روندهای تازه تربیتی امکان پذیر است؛ لذا آموزش گروه های انسانی را برای حفاظت از محیط زیست لازم و ضروری می دانند. شعار «حفاظت از محیط زیست، نگاهبانی از زندگانی خویشتن است»، شعاری است که رفتار فردی و اجتماعی را هدایت می کند تا از امکانات طبیعی زندگی استفاده بهینه کرده، آنها را نابود نسازیم.


۲۹ دی تا ۵ بهمن ، هفته ی هوای پاک

محيط پيرامون ما شامل هوايي است که همه زندگي وابسته به آن است. هوا جدا از تامين اکسيژن حيات‌بخش براي انسان، چند عمل ديگر هم انجام مي‌دهد، بدن انسان به وسيله جريان هوا خنک مي‌شود. حس‌هاي ويژه‌اي مانند شنوايي و بويايي به وسيله محرک‌هايي که از راه هوا منتقل مي‌شوند، کار مي‌کنند. عوامل بيماري‌زا به وسيله هوا انتقال مي‌يابند. آلودگي هوا به گرد و غبار، دود گازهاي سمي و بخارهاي شيميايي موجب بيماري و حتي مرگ مي‌شود.
هواي تميز و تازه موجب تحريک مغز، افزايش کارايي، تحريک گردش خون و سوخت و ساز بدن مي‌شود، تنفس هواي سالم براي کودکان و نوجوانان ضروري است و موجب افزايش يادگيري و شادابي کودکان مي‌شود. تنفس مکرر هواي آلوده موجب افسردگي، کاهش يادگيري، بروز بيماري‌هاي چون آسم، برونشيت و سرطان مي‌شود.
طبیعت خود به خود تا حدی می تواند آلودگی هوا را تصفیه کند، ولی اگر آلودگی به حدی رسید که قادر به هضم یا بازیابی آن نشود، مشکل زا می شود. در حال حاضر، انسان با دخالت های خود در نظم طبیعت، قدرت رفع آلودگی را از آن گرفته است؛ به طوری که نمی تواند در مقابل این همه آلودگی هایی که در خاک، آب و هوا پیش می آید، مقاومت کند و روز به روز منابع بیشتری آلوده می شود یا از بین می رود. با توجه به اینکه محیط زندگی انسان به کره زمین محدود می شود و این کره نیز گنجایش محدودی دارد و انسان نخواهد توانست برای رفع نیازهای خود منابع را از جای دیگری بیاورد، باید در حفظ آن کوشاباشد.

نشانگرهاي آلودگي هوا

کربن و اکسيدهاي کربن: اين گاز محصول احتراق ناقص در موتور خودرو‌هاست. افزايش اين گاز، برخي اوقات سبب خفگي افراد مي‌شود. همچنين موجب مشکلات عصبي، اختلال بينايي، کاهش يادگيري مي‌شود. اين عوارض در دانش‌آموزان شديدتر و بيشتر است.اکسيدهاي گوگرد: اين اکسيدها بر اثر سوخت نفت، مازوت و گازوئيل حاصل مي‌شود. اگر ميزان اين اکسيد در ظرف مدت معيني بيش از حد استاندارد شود، موجب مشکلات تنفسي، کاهش ميدان ديد، بروز بيماري قلبي، ريوي و کليوي مي‌شود. مصرف بنزين‌هاي سرب‌دار در خودروها، سبب وارد شدن سرب در هوا مي‌شود. افزايش سرب در بدن موجب کم‌خوني، اختلال درک، افت تحصيلي، عوارض مغزي و پرخاشگري مي‌شود.
تاثير تغذيه بر کاهش اثرات‌ آلودگي هوا

سلنيوم يکي از قوي‌ترين موادي است که آثار سمي فلزات سنگين را بر مغز خنثي مي‌کند. از بين فلزات سنگين به خصوص در شهرهايي که آلودگي هوا دارند، افراد بيشتر با سرب، جيوه و کادميوم تماس دارند. اين فلزات از طريق هواي استنشاقي وارد بدن مي‌شود. با صنعتي شدن جوامع، ميزان تماس با اين مواد افزايش يافته به طوري که مطالعات نشان داده‌اند ميزان سرب تجمع يافته در بدن انسان، امروزه هزار برابر اين ميزان در ۱۶۰۰ سال قبل است.
سلنيوم به فلزات سمي متصل شده و آنها را از بدن دفع مي‌کند و از اين طريق کمک عمده‌اي به افزايش يادگيري و حافظه مي‌کند. مواد غذايي حاوي سلنيوم عبارتند از: جوانه گندم، سبوس گندم، حبوبات، جو، گوشت، مغزها، آجيل، لبنيات، ماهي تن، جگر و قلوه که حاوي مقادير قابل‌توجهي سلنيوم هستند. مقادير جزيي سلنيوم در سبزي‌هاي برگ سبز تيره، بادام زميني، زرده تخم‌مرغ، مارچوبه و گوجه‌فرنگي وجود دارد.



چه باید کرد؟

بی شک پدیده آلودگی هوا و آلودگی محیط زیست مسئله کوچکی نیست و احتیاج به یاری دولت ها و مسئولین مربوطه دارد. اما هر کدام از ما به سهم خود می توانیم نقشی هر چند کوچک در این رابطه ایفا کنیم.
استفاده از دوچرخه به جای اتومبیل – کاشت درخت و داشتن چند گلدان در منزل– صرفه جویی به خصوص در مصرف کاغذ که هر ساله هزاران درخت را بی جان می کند – صرفه جویی در مصرف انرژی ها –  رعایت بهداشت فردی و استفاده کمتر از خوشبو کننده ها وعطرها و…

هوا نعمت بزرگیست که باید بین همگان مساوی تقسیم شود.

منابع:

سلامت نیوز

آفتاب

تبیان

 

 

مرگ يك كوهنورد

10343653_10203970932816727_379074469253958248_n

 

در کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم؛ آقای مهندس مجید امینی نائینی ریاست هیأت کوهنوردی نائین در اثر حادثه در کوه  دارفانی را وداع گفت.

فقدان آن عزیز از دست رفته را به خانواده مخترم ایشان ،  و جامعه ی کوه‌نوردی  تسلیت عرض می‌نمائیم.                                   هييت مديره پرواز

 

 

 

چگونه بدون قطب نما گم نشویم؟

فرض کنید شما گم شده‌اید و وسط ناکجا آباد ایستاده‌اید و نمی‌دانید چه باید بکنید

د. دو نکته مهم را در لحظه‌ای که احساس می‌کنید گم شده‌اید فراموش نکنید:

اول این که آرامش خودتان را حفظ کنید و دیگر این که عاقلانه فکر کنید. شما می‌توانید مدت‌ها بدون غذا زندگی کنید. فقط باید آب پیدا کنید.

اقدامات اولیه در این مطلب بیشتر از این که بخواهیم بدانیم چه مهارت‌هایی برای زنده ماندن لازم است، سعی می‌شود نحوه یافتن راه بدون استفاده ازقطب‌نما را یاد بگیریم.

برای شروع بد نیست از یک ارتفاع بالا بروید و خوب اطراف را ببینید. سعی کنید تا ردی از عبور انسان را در حوالی خود پیدا کنید. اگر چیزی پیدا نکردید بهتر است تصمیم بگیرید که در کدام مسیر باید حرکت کنید.

اگر نقشه‌ای در دست ندارید سعی کنید عوارض طبیعی اطرافتان را بر روی یک کاغذ بکشید. شمال و جنوب را همان‌طور که کمی پایین‌تر خواهیم گفت روی آن مشخص کنید. اگر هم نقشه دارید مکان خود را تعیین کنید.

یادتان باشد قرار نیست یبشتر از تواناییتان از ارتفاع بالا برود. اگر خسته بودید باید کمی استراحت کنید و با کمی فکر کردن راه دیگری را برای جمع آوری اطلاعات جهت نجات بدست بیاورید.

آسمان آبی و ابر سفید

با یک روش بسیار دقیق شروع می‌کنیم. این روش نیاز به آسمان صاف و زمان زیاد دارد. یکی از محاسن این روش این است که احتیاج به هیچ وسیله‌ خاصی (که در طبیعت نیست) ندارد. یک شاخه درخت یک متری، دو قلوه سنگ یک اندازه و یک سنگ بزرگتر و چیزی که شبیه به ریسمان برایتان عمل کند همه وسایلی است که نیاز دارید.

در طول روز قبل از ظهر شاخه یک متری را به صورت عمودی درون زمین فرو ببرید. زمین مورد استفاده برای این روش باید کاملا صاف باشد. در مرحله بعد در انتهای سایه شاخه یک متری یکی از قلوه سنگ‌ها را قرار دهید. ریسمان را در انتهای دیگر چوب جایی که به زمین فرو رفته است ببندید. سنگ بزرگتر را به ریسمان گره بزنید و از این طریق یک دایره روی خاک ترسیم کنید.

حالا نوبت صبر کردن است. آنقدر صبر کنید که هوا رو به تاریکی برود. در طول روز سایه‌ شاخه درخت بلند است هر چه به سمت ظهر می‌روید سایه‌ها کوتاهتر می‌شود و بعد از ظهر روند بلند شدن سایه‌ها باز هم تکرار می‌شود.

وقتی سایه در کوتاهترین حد خود قرار دارد باید با یکی از قلوه سنگ‌ها در انتهای سایه شاخه درخت نشانه(ظهر) قرار دهید. سمتی که شاخه سایه‌اش کوتاهتر است در نیم کره شمالی زمین، شمال را نشان می‌دهد. به راحتی می‌توان جنوب و شرق و غرب را پیدا کنید. با تقسیم بندی مناطق بدست آمده می‌توان ساعت درست کرد. این روش بسیار سریع است و همه چیز را به صورت تقریبی به شما نشان می‌دهد.

ستاره‌ای از سرزمین‌ سرد

 

در طول شب می‌توانید از طریق ستاره‌ها مسیر خود را پیدا کنید و در عین حال مواظب راه رفتن خود در تاریکی باشید چرا که هم ممکن است لیز بخورید هم این که ستاره‌ها را گم کنید و بی‌جهت دور خود بچرخید.

وقتی در نیم کره شمالی گم شده‌اید ستاره قطبی اولین چیزی است که باید پیدایش کنید. یکی از ساده‌ترین راه‌های پیدا کردن آن، دیدن صورت فلکی دب اکبر(خرس بزرگ) است.

آن را به صورت یک ملاقه هم می‌توان در آسمان یافت. اگر فاصله دو ستاره آخر این صورت فلکی را ۵ برابر کنید به ستاره قطبی می‌رسید. ستاره قطبی خود اولین ستاره صورت فلکی دب اصغر یا خرس کوچک است. در نیم کره جنوبی باید صورت فلکی صلیب جنوبی را پیدا کیند از آنجایی که من هرگز پایین‌تر از خط استوا نرفته‌ام نمی‌توانم در پیدا کردن آن توضیحی بدهم.

دیجیتال بهتر است یا آنالوگ

راه دیگر استفاده از ساعت مچی آنالوگ است. با استفاده از زمان می‌توانید جهت شمال یا جنوب را پیدا کنید. ساعت را دقیقا روبروی خود نگه دارید. و عقربه ساعت شمار ( عقربه کوچکتر) همانی که با رنگ قرمز در تصویر نشان داده شده است را به طرف خورشید نشانه بگیرید. زاویه بین ساعت ۱۲ و یک را به دو قسمت تقسیم کنید. امتداد این میانه جنوب است. این روش برای زمانی خوب است که در حوالی نیمروز قرار دارید.

 

این روزها خیلی‌ها ساعت دیجیتال استفاده می‌کنند. اگر شما هم مثل من ساعت آنالوگ ندارید، روی کاغذ یک ساعت عقربه‌دار نقاشی کنید و طبق روش بالا عمل کنید.

از روشی که گفته شد می‌توان در روز‌های ابری هم استفاده کرد. مهم پیدا کردن مکان خورشید در آسمان است.

قطب نمای سوزنی

اگر بخواهید برای خود قطب‌نما درست کنید احتیاج به یک سوزن نازک و یک لیوان آب دارید. سوزن می‌تواند روی آب شناور باشد اگر آن را به آرامی روی سطح آب قرار دهید فقط باید کمی صبوری به خرج بدهید.

سه راه برای قرار دادن سوزن بر روی آب وجود دارد: سوزن را روی یک تک کاغذ قرار دهید. چه کاغذ شناور بماند یا فرو برود هیچ مشکلی ایجاد نخواهد شد. اگر کاغذ در آب فرو برود سوزن روی آب شناور می‌ماند. اگر روی سوزن کمی روغن بمالید کار برایتان آسان‌تر می‌شود. سوزن را با جنگال هم می‌توان به آرامی وارد آب کرد طوری که غرق نشود.

چگونه یک قطب‌نمای سوزنی بسازیم

قبل از این که سوزن را در آب بیندازید با مالش دادن آن در یک جهت به آهن‌ربا، چاقو و یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی درست کنید. مانند سوزن قطب‌نما.

مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن ‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌ را روی یک چوب‌ پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید (سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور کنید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد.

بدون سایه بالا سر

اما اگر سایه‌ای در کار نبود با نشانه‌هایی که در طبیعت است نیز می‌توان راه را پیدا کرد. اولین راه در جایی به دردتان خواهد خود که تعداد زیادی درخت و گیاه وجود داشته باشد.

شاخه‌های درختان بیشتر رو به جنوب که آفتاب بیشتری دارد رشد می‌کنند . البته در یک نگاه کلی می‌توان پی به این موضوع برد بنابراین درختان را به صورت تکی برانداز نکنید.

خزه‌هایی که روی تنه درختان رشد می‌کند بیشتر گرایش به سمت شمالی درخت دارند تا سمت جنوب آن؛ پس سمت شمالی درخت رطوبت بیشتری دارد.

اگر با تنه بردیده یک درخت مواجه شدید به خط‌های درون تنه توجه کنید. سمت جنوب درخت که بیشتر از آفتاب بهره‌مند است، بیشتر رشد می‌کند.

در بهار برف سمت جنوبی کوه‌ها زود‌تر از سمت شمالی آنها آب می‌شود. همچنین گیاهانی که سمت جنوبی کوهستان رشد می‌کنند از گیاهان سمت شمال ساقه‌های کلفت‌تری دارند. میوه‌های سمت شمال دیرتر از سمت جنوب کوهستان می‌رسند.

نشانه‌های موجود در طبیعت به تنهایی نباید مورد استفاده قرار گیرد چرا که این نشانه‌‌ها با عوامل دیگر مثل باد تغییر می‌کند.

حیوانات هم می‌توانند در یافتن شمال و جنوب به ما کمک کنند. مثلا مورچه‌‌ها خاک لانه‌هایشان را در سمت جنوبی لانه می‌ریزند تا شاید بعد از ظهر‌ها از سایه آن تل خاک استفاده کنند و سنجاب و دارکوب لانه‌هایشان را در سمت شرقی درخت می‌سازند.

برگرفته از وبلاگ   himalaya.blogsky.com

 

 

لیلا اسفندیاری‏

 ‎
 لیلا اسفندیاری، بانوی کوهستان

می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد

روز جمعه ۳۱ تير۱۳۹۰ ، پيکر ليلا اسفندياری در ارتفاعات هيماليا و بين شکاف های يخی آرام گرفته است. زنی که صعودهای زمستانی اش از مسيرهای مختلف به دماوند و صعودش از ديواره علم کوه، فقط گام های نخست او در بلندپروازی های بی نظيرش در اين رشته ورزشی بود.
اولين زن مسلمان و ايرانی بود که «نانگاپاربات ۸۱۲۶ متری» به عنوان دومين قله دشوار جهان را فتح کرد و در همان صعود، سرپرست گروهی بود که تمام اعضايش مردان زبده کوهنوردی ايران بودند.

باز به عنوان اولين زن ايرانی به انتهای غار پراو در کرمانشاه رسيد و صعودش به يخچال دره‌‌ يخار نيز موفقيت آميز بود.

برايش غار و صخره و کوه و يخچال تفاوتی نداشتند. قصد پيمايش عميق‌ترين غار دنيا در سوچی روسيه را داشت اما پليس روسيه به ايرانی ها اجازه نمی داد وارد آبخازيا شوند.

در صعود به قله «کی دو» هم تا آستانه موفقيت کامل پيش رفت. قله هشت هزار متری گاشربروم۲ آخرين نقطه ای بود که او بر آن گام گذاشت. جايی که حتی زبده ترين کوهنوردان جهان، برای برداشتن هر قدم بايد پنج بار نفس بکشند.

ليلا ديسک کمر داشت و جراحی هم کرد. گويا ريسک اين عمل به قدری بالا بوده که خطر فلج شدن را هم در پی داشته اما ليلا با تمام مصائب مالی که او را در تنگنا قرار داده بود؛ نه تنها بر اين عارضه غلبه می کند، بلکه ارتفاعات هيماليا را هم زير پا می گذارد.

سيمای ليلا؛ آن روی ديگر

ليلا اسفندياری و ماجراهای حيرت انگيز صعودهای انفرادی اش به مرتفع ترين قلل جهان؛ فقط زمانی بر سر زبان ها افتاد که در بام جهان لغزيده و پايين افتاده بود.
همان جا که وصيت کرده بود اگر افتادم، بگذاريد بمانم. می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد.همان جا که وصيت کرده بود اگر افتادم، بگذاريد بمانم. می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد.

همان جا که وصيت کرده بود اگر افتادم، بگذاريد بمانم. می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد.قله‌های گاشربروم ۱و۲ که به این کوهستان رفته بود، در دومین تلاش خود، در ساعت ۱۴:۱۵ظهر جمعه مورخ ۳۱ تیر ۱۳۹۰ (۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱) موفق می‌شود قله گاشربروم ۲ را صعود کند. اما در حین فرود دقایقی بعد در بازگشت تیمی (۶ مرد و لیلا) از قله به سمت کمپ ۳، در حدود ساعت ۱۴:۳۰ دو نیم بعد از ظهر به دلیل خستگی و از دست دادن تعادل خود از مسیر دشوار یخی زیر قله سقوط می‌کند و در حدود ارتفاع۷۸۰۰ متری در مکانی خارج ازمسیر در میان صخره‌ها، بین دو شیب یخی متوقف می‌شود.

Habib Radaei Veg

Vegan

‏می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد</p><br />
<p>روز جمعه ۳۱ تير1390 ، پيکر ليلا اسفندياری در ارتفاعات هيماليا و بين شکاف های يخی آرام گرفته است. زنی که صعودهای زمستانی اش از مسيرهای مختلف به دماوند و صعودش از ديواره علم کوه، فقط گام های نخست او در بلندپروازی های بی نظيرش در اين رشته ورزشی بود.<br /><br />
اولين زن مسلمان و ايرانی بود که «نانگاپاربات ۸۱۲۶ متری» به عنوان دومين قله دشوار جهان را فتح کرد و در همان صعود، سرپرست گروهی بود که تمام اعضايش مردان زبده کوهنوردی ايران بودند.</p><br />
<p>باز به عنوان اولين زن ايرانی به انتهای غار پراو در کرمانشاه رسيد و صعودش به يخچال دره‌‌ يخار نيز موفقيت آميز بود.</p><br />
<p>برايش غار و صخره و کوه و يخچال تفاوتی نداشتند. قصد پيمايش عميق‌ترين غار دنيا در سوچی روسيه را داشت اما پليس روسيه به ايرانی ها اجازه نمی داد وارد آبخازيا شوند.</p><br />
<p>در صعود به قله «کی دو» هم تا آستانه موفقيت کامل پيش رفت. قله هشت هزار متری گاشربروم۲ آخرين نقطه ای بود که او بر آن گام گذاشت. جايی که حتی زبده ترين کوهنوردان جهان، برای برداشتن هر قدم بايد پنج بار نفس بکشند.</p><br />
<p>ليلا ديسک کمر داشت و جراحی هم کرد. گويا ريسک اين عمل به قدری بالا بوده که خطر فلج شدن را هم در پی داشته اما ليلا با تمام مصائب مالی که او را در تنگنا قرار داده بود؛ نه تنها بر اين عارضه غلبه می کند، بلکه ارتفاعات هيماليا را هم زير پا می گذارد.</p><br />
<p>سيمای ليلا؛ آن روی ديگر</p><br />
<p>ليلا اسفندياری و ماجراهای حيرت انگيز صعودهای انفرادی اش به مرتفع ترين قلل جهان؛ فقط زمانی بر سر زبان ها افتاد که در بام جهان لغزيده و پايين افتاده بود.<br /><br />
همان جا که وصيت کرده بود اگر افتادم، بگذاريد بمانم. می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد.همان جا که وصيت کرده بود اگر افتادم، بگذاريد بمانم. می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد.</p><br />
<p>همان جا که وصيت کرده بود اگر افتادم، بگذاريد بمانم. می خواهم «بام جهان» آرامگاه ابدی ام باشد.قله‌های گاشربروم ۱و۲ که به این کوهستان رفته بود، در دومین تلاش خود، در ساعت ۱۴:۱۵ظهر جمعه مورخ ۳۱ تیر ۱۳۹۰ (۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱) موفق می‌شود قله گاشربروم ۲ را صعود کند. اما در حین فرود دقایقی بعد در بازگشت تیمی (۶ مرد و لیلا) از قله به سمت کمپ ۳، در حدود ساعت ۱۴:۳۰ دو نیم بعد از ظهر به دلیل خستگی و از دست دادن تعادل خود از مسیر دشوار یخی زیر قله سقوط می‌کند و در حدود ارتفاع۷۸۰۰ متری در مکانی خارج ازمسیر در میان صخره‌ها، بین دو شیب یخی متوقف می‌شود.</p><br />
<p>Habib Radaei Veg</p><br />
<p>Vegan‏

گزارش صعود شبانه کرکس

به نام حق…

 صعود سراسری کرکس ۱۹/۴/۱۳۹۳

ساعت ۴ عصر است،دروازه تهران،محل قرار همیشگی.خیلی از گروهها اینجا حضور دارند.سوار مینی بوس که می شویم دیدار ناگهانی بعضی از دوستان خنده ی روی لبهایمان را چند برابر می کند.سوار می شویم ومنتظر بقیه ی دوستان می مانیم.بالاخره ساعت ۳۰/۴ دقیقه حرکت را به سمت کوه کرکس آغاز می کنیم.می توانی مسیر رادر مینی بوس بخوابی،گپ بزنی یاصعودهای سابقت را بادوستانت مرور کنی.ما که سعی می کنیم تمامی این موارد را استفاده کنیم.بالاخره یکی از لذت های صعودها همین مسیر ممتد جاده تا پای کوه است.

ساعت ۰۵/۶ دقیقه به روستای دوست داشتنی کشه می رسیم… بعد از پیاده شدن در منطقه تفریحی کشه کوله هایمان را برای مسیری چند ساعته روی دوشمان تنظیم می کنیم ودر دایره ای آشنا همراه با آقای عشاقی وخانم ماریا سرپرست برنامه چند کلامی در مورد صعود صحبت می کنیم.

۳۷/۶ دقیقه حرکتی آرام در صفی منظم و کوهنوردانه را شروع می کنیم.آفتاب هست ولی آزاری ندارد…بیش از همه نسیم بسیار خنکی که حس می کنم از تن سنگی کوهستان جدا می شود و به سمت ما می آید احاطه مان کرده است…حتی اگر مناظر را هم تماشا نکنی همین نسیم خنک و زلالی در دل چنین تابستانی غنیمتی بی نظیر است.

همین طور که با صف منظم مان پیش می رویم انگار تمامی کوهستان پذیرای ما می شود.حس می کنم با نسیم، با این منظره ی بی نظیر هفت ها و هشت ها یکی می شوم. دارم به این فکر می کنم که کرکس هم بعد از کوه صفه خانه ی دوم کوهنوردان شده است.کم کم دارم سنگ هایش را حفظ می شوم.

ساعت ۵۰/۷  دقیقه پای درخت گردوها می رسیم استراحتی کوتاه وسریع مسیر را به سمت شیب قبل از پناهگاه پی می گیریم.

از فاصله ی نه چندان دور پناهگاه سنگی را می بینیم ساعت نزدیک ۲۱ است.البته بیشتر واژه ی “هتل پناهگاه” به ذهنم متبادر می شود…در دل این کوهستان چنین سازه ای کم از هتلی چند ستاره ندارد…

تا۲۰/۱۰ دقیقه داخل پناهگاه می مانیم شامی مختصر همراه با دوستان…و۳۰/۱۰دقیقه حرکت رابه سمت قله شروع می کنیم.شیب های تند قبل از قله ی کرکس گاه نفس گیر و غیر قابل تحمل می شود ولی وقتی دوستان دیگر را در گروه های دیگر ناگهان می بینیم یک حال و احوال پرسی گرم و دوست داشتنی همه ی خستگی را از یاد من که می برد.

آواز هست،ماه هست،نفس نفس هایمان،دوستان،گرد و خاک،طبیعت مبهم کوهستان زیر لایه ای از شب….

نزدیک قله هوا ناگهان بسیار سرد می شود.ساعت ۱۵/۱۲ دقیقه است.از بالای قله روستاهای دوست داشتنی اطراف کرکس را در نور شبانگاهی شان تماشا می کنیم…

سرود ملی،سکوت،عکس و… سریع ارتفاع را کم می کنیم.عده ای از دوستان ترجیح می دهند شب را در ارتفاع بخوابند.به منظور آمادگی در برنامه ی علم کوه.

بقیه ی گروه همراه با آقای عشاقی به سمت پناهگاه حرکت می کنیم.شن اسکی زیر نور ماه وصدای موسیقیای اش دوست داشتنی ست.ساعت ۲ به پناهگاه می رسیم،دیگر به عهده ی خودت است می توانی کیسه خواب ات را پهن کنی و بخوابی،یا بروی در فضای آزاد ابهام کوهستان در شب را تماشا کنی…پای آتش بنشینی ستاره ها را نگاه کنی یا… طبق عادت همیشگی سعی می کنم از تمامی فضای کوهستان استفاده کنم.می نشینم توی ایوان پناهگاه رو به دره ی عمیق روبه رو… وآنقدر محو این عمق پر از تاریکی می شوم تا کم کم صخره ها از زیر عمق تاریکی چهره می نمایانند وبارها وبارها روی خطوط تیره رنگ شب و کوهستان سیر می کنی وباز هم… و کم کم زیر نور صبح چنان فضایی از سبزی و عطر روشن گیاههای کوهستان می بینی که باورت نمی شود این منظره همان منظره ای است که عصر تماشایش کرده ای یا نیمه شب هم نوایش بوده ای اصلا جای دیگری ست.

ساعت ۳۰/۷ صبح تیم قله به ما می پیوندد وبعد از اندکی استراحت ساعت ۸ به سمت پایین حرکت می کنیم.

پاهایم پر از نشاط است و قدم هایم لذت می برنداز شیب از حرکت ،از پایین آمدن…

یک ربع به ۱۰ به چشمه اصفهانی ها می رسیم و بالاخره ساعت ۳۰/۱۰ از کشه به سمت اصفهان حرکت می کنیم توی مینی بوس وقتی بر می گردم و چهره ها را نگاه می کنم تازه تمامی چهره ها برایم معنا شده اند… دوستان جدیدی که وارد لیست همنوردهایم شده اند.

حالا که خوب فکر می کنم می بینم صعود سراسری کرکس بیش از همه ،زیباییش در با هم بودن هایمان بود.ناگهان چهره ای آشنا دیدن،گرم حال واحوال پرسی کردن،بیشتر یک صعود مهمانی وار را سپری کردیم ولذت بردیم که تمامی دوستان اینجا بودند.در این فضای پر فراز و نشیب خنک.

ساعت۱۰/۱۲ دقیقه ظهر،چشمهایم را که باز می کنم می بینم دروازه تهرانیم.کوله ام را بر می دارم بعد از یک خداحافظی خلاصه و خواب آلود با دوستان، اصفهان”شهر همیشگی ام را” را به سمت خانه قدم می زنم.

به امید صعودهای سبز دیگر…
افراد شركت كننده :جواد مالكي – منوچهر راسخ – هدي رحيمي – مريم احمدي بابادي – فرنود صادق زاده – رسول محمدي – رمضان محمدي – عليرضا دادخواه – فرح سليماني – امير خليليان – علي فراست – ماريا امشاسپند – مهرداد تكبيري – حميد عليخاني – عباس رستگار – ميترا دهقان – داريوش ساعي – خانم ساعي – محمود عشاقي – فرزاد عشاقي – محمود فريد نيا – مقاره اي

هدی رحیمی

۱۹/۴/۱۳۹۳

کتاب جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا

 

کتاب جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا

این کتاب فقط شرح حال صعود به کوه بلند و خطرناک آناپورنا نیست، بلکه داستان تلاش جمعی از شجاع ترین و مقاوم ترین زنانی است که با اتکا به اراده و سرسختی خود برای رسیدن به هدف تلاش می کنند. این سرگذشت آنان و مسایلی که در کار خود با آنها مواجه  می شوند است. شرح حالی ازکاری سازمان یافته و با برنامه است که گام به گام غیرممکن را به امری واقعی تبدیل می کند. کتاب با نثری زیبا که میتوان درسهای بزرگی از آن آموخت.

خلاصه:

آرلن بلام٬ زنی است که سرپرستی اولین تیم مستقل کوهنوردی زنان برای صعود به یکی از قلل مرتفع بالای هشت هزار متری جهان را بعهده می گیرد. تا قبل از آن تمام تیم های کوهنوردی کاملآ مردانه بودند و زنان برای حضور در تیم ها و صعود به مردان متکی بودند. پس از سالها تلاش ٬ ﮪﯿﺌت هیمالیانوردی آمریکا برای نخستین بار در سال ١٩٧٨به زنان اجازه تشکیل تیم و صعود مستقل داد. این کتاب که توسط سرپرست تیم٬ آرلن بلام نوشته شده است٬ ماجرای صعود این زنان به قله آناپورنا٬ دهمین کوه بلند در بام دنیاست٬ ماجرای پر فراز و نشیبی که خواننده را با خود همراه می کند.

از متن کتاب:

… پای من به بحث هایی کشیده شده است که آیا زنان هنگام صعود تحملشان بیشتر است یا مردان٬ و یا آنها دارای توانایی روحی و جسمی بیشتری هستند یا مردان؟

من فکر نمی کنم که چنین مقایسه هایی دارای ارزش باشند. اهمیت در وجود افراد مختلف است نه به جنسیتی که دارند و انگیزه چیزی است که ما باید روی آن حساب کنیم. زنان دارای قدرت و تحمل صعود به قله های بلند هستند٬ درست مثل مردان وهم مردان و هم زنان باید دارای شانس برای صعود باشند.

… مثل همیشه٬ زیبایی کوهستان٬ شک و تردید و ناراحتی های مرا تخفیف می داد و من را مملو از رضایت و خرسندی میکرد. این جاﺌﯿست که به آن تعلق دارم.

… سؤال مهم و همیشگی این بود که چرا ما اینجا هستیم؟ جواب آماده بود: که آسیا را ببینیم٬ کوهی را صعود کنیم٬ حد و مرز خودمان را امتحان کنیم و خودمان رابشناسیم.

… اما در نهایت ما به چیزی بالاتر از قله دست پیدا کردیم٬ سالها برنامه ریزی و ماهها صعود مشترک٬ ما را تغییر داده و قوی کرده بود. ما از فشارهای شدید جسمی و روحی سربلند بیرون آمده بودیم و فهمیده بودیم که در قالب یک تیم می توانیم کارهای بزرگی انجام دهیم. هر زنی از نیرو و توان خود به بهترین نحوی استفاده کرده بود و هر فردی فهمیده بود که کمک و یاری او در رسیدن به هدف نهایی مؤثر بوده است. بعلاوه ما دوستی و محبتی پیدا کرده بودیم که ما را متحد می ساخت.

نویسنده: آرلن بلام

ترجمه: رحیم دانایی

ناشر:نشر روان

نوبت چاپ:اول زمستان ۱۳۸۳

تعداد صفحات: ۲۳۲ صفحه، مصور

قیمت: ۲۲,۰۰۰  ریال

 

منبع: مجله فرهنگی بانوان ایران

 کوهنوردان زرتشتی ایران

گزارش برنامه تیرچه

گزارش برنامه صعود به قله تیرچه
به نام آن که هستی نام از و یافت فلک جنبش ،زمین آرام از و یافت
خدایی کافرینش در سجودش گواهی مطلق آمد بر وجودش
تعالی الله یکی بی مثل و مانند که خوانندش خداوندان ، خداوند
سرپرست برنامه : آقای قنبریان
سرقدم : آقای شیرانی
مسوول فنی: آقای قنبریان
آخرقدم: آقای عشاقی
اعضای شرکت کننده :بانوان:قره خانی،یاری،فخری صادق زاده،سیف اللهی،غزاله تهرانی،ماریا امشاسپند
آقایان:محمود و فرزادعشاقی، قنبریان ،یاری،حسین زاده ،پوریا حسین زاده ،صابری،حجت الله و عماد صادق زاده،شیرانی
۵٫۳۰ بامداد ۳۶  نفر تیر ماه سال ۱۳۹۳ ،سفر خویش را به قصد فتح قلۀ تیرچه آغاز کردیم.تیرچه کوهی ست واقع در جنوب
شهرستان علویجه با ارتفاع ۲۱۶۶ متر ازسطح دریا.
ساعت ۷:٥٤ به امامزاده شاه شمس الدین محمد رسیدیم ، وی از فرزندان موسی ، امام هفتم شیعیان ، می باشد که مرقد وی
سالانه پذیرای بسیاری از مردم شهرها و روستاهای اطراف است. صبحانه را در سرچشمۀ امامزاده صرف کردیم …..ساعت
۸ صعود به قله را با رهنمودهای سرپرست گروه آغاز نمودیم.در مقدمه ،مسیر پای کوب و آسان را به راحتی و ترانه خوان
می پیمودیم :
قدر محبتو بدون توی دنیا کمه ♫
همدم خوب و مهربون توی دنیا کمه ♫
آه هوا بس ناجوانمردانه گرم است ،گویا خورشید مهربان ،امروز بخشندگیش را بیش از پیش نثارمان می کند ،و راه چه بسا خشک ؛
تنها گاهی خاری یا درختچه ای نه چندان سرسبز.
برخی جاها سنگ ها ریزشی و بسیار نوک تیزند ،در راه لانه روباه و مار نیز دیده می شود.
پس از چندی بنا به تصمیم سرپرست ، بایستی از تنگناهایی عبور کنیم پر مشقّت توأم با زجر، با خود می اندیشم که :ماجرای
زندگی آیا این نیست؟
جز مشقت های شوقی توأمان با زجر ،اختیارش هم عنان با جبر «
بسترش بر بُعد فرّار و مه آلود زمان، لغزان
در فضای کشف پوچ ماجراها چیست؟من بگویم یا تومی گویی هیچ جز این نیست؟
» تو بگویی یا نگویی نشنود او جز صدای خویش
….. به هر روی از لاخ های تنگ و باریک، با استفاده از طناب و حمایت همنوردان کار آزموده رهایی می یابیم.
ساعت ٣به قله میرسیم ،پس از مدتی سرور و خوشحالی و برداشتن فرتورهای فراوان به سوی پایین سرازیر می شویم.مسیر فرود
نیز کمی خطرناک به چشم می آید.در سنگ های ریز و درشت خود را رها می کنیم و میلغزیم .
ساعت: بعد از ظهر است ،دیگر نه ته مانده آبی در کوله بارها مانده است و نه اندکی از بخشش آفتاب کمتر گشته………
سرانجام خود را به مَرکب میرسانیم و سوار شده، پس از خرید مقداری آب و خوراک ،به سوی مزرعه ای سرسبز و پرآب در همان
اطراف می رویم و بعد از صرف نهار و اندکی استراحت ،ساعت ۱۷٫۳۰  به طرف اصفهان حرکت می کنیم.
──────────────
پیشنهاد:
کوهنوردان گرامی چنانچه تصمیم دارند که به این کوه صعود نمایند، بهتر است به موارد زیر توجه کنند:
٣- برداشتن لوازم اساسی سنگ نوردی همچون طناب،کارابین، کلاه ایمنی و پوشیدن کفش اسپرت یا کفش مخصوص سنگنوردی
بسیار مهم و ضروری ست.
٠- اگر در تابستان قصد صعود دارید لااقل سه لیتر آب همراه داشته باشید.
:- وجود افراد کارآزموده و با تجربه در زمینه سنگنوردی بسیار لازم است.
٥- سعی کنید صبح بسیار زود سفر خود را آغاز کنید تا از گرما در امان باشید.
٤- اگر تعداد نفرات کم باشند صعود بهتر انجام میگیرد.
با سپاس
نویسنده: ماریا امشاسپند
──────────────
منابع:
٣- کلیات نظامی گنجه ای
٠- برگزیده اشعار مهدی اخوان ثالث
:- ویکی پدیا، دانشنامه آزاد، ذیل علویجه


ابتداي مسير
نماي مسر قله

درمسير قله

قله

قله اورست

 

Everst

قله اورست با نام نپالی ساگارماتا (सगरमाथा به معنی سر آسمان) و نام تبتی کومولانگما بلندترین قله کره زمین است. ارتفاع قله آن از سطح دریا معادل ۸٬۸۴۸ متر (۲۹٬۰۲۹ پا) می‌باشد. این کوه در رشته کوه‌های هیمالیا در مرز منطقه ساگارماتای نپال و تبت در کشور چین قرار گرفته‌است.

در سال ۱۸۵۶، در طرح نقشه‌برداری مثلثاتی بزرگ هند ، برای اولین بار ارتفاع قله اورست –که در آن زمان با نام قله ۱۵ شناخته می‌شد- به مقدار ۸٬۸۴۰ متر گزارش شد. در سال ۱۸۶۵، نام انگلیسی رسمی اورست توسط انجمن سلطنتی جغرافیا بنابر توصیه‌نامه اندرو واگ، رئیس وقت ممیزی بریتانیا در هندوستان انتخاب شد. واگ نمی‌توانست یک نام محلی و عمومی را پیشنهاد کند، چرا که در آن زمان امکان دسترسی افراد بیگانه به تبت و نپال وجود نداشت. با این حال، نام چامولونگما برای قرون متمادی در میان تبتی‌ها و نپالی‌ها رایج بود.

قله اورست توجه بسیاری از کوه‌نوردان در تمام رده‌ها را جلب کرده‌است. از کوه‌نوردان حرفه‌ای و مجرب تا کوه‌نوردان مبتدی که مایل به پرداخت مبالغ قابل‌ توجهی هستند تا توسط کوه‌نوردان حرفه‌ای راهنمایی شوند و صعودی کامل و موفقیت‌آمیز را رقم بزنند. با وجودی که مسیر استاندارد صعود این کوه، حاکی از عدم احتیاج به تجهیزات و حربه‌های حرفه‌ای و دشوار است (صعود به قله‌های هشت‌هزار متری دیگر از قبیل کی۲ و نانگا پاربات بسیار دشوارتر می‌باشد.)، عوامل خطر آفرین طبیعی از قبیل بیماری ارتفاع، بادهای شدید و آب‌ و هوای نامطلوب نیز وجود دارند. تا انتهای فصل کوه‌نوردی سال ۲۰۰۷، ۳٬۶۷۹ صعود به قله از سوی ۲٬۴۳۶ نفر انجام گرفت. بر طبق آمار ثبت شده، اورست جان ۲۱۰ نفر را گرفته‌است که علاوه بر آن هشت نفر نیز بر اثر طوفانی شدید در سال ۱۹۹۶ جان خود را از دست دادند. همچنین شرایط نابه‌سامان ناحیه مرگ باعث می‌شود سقوط افراد باعث از بین رفتن آنها شود.

۱)    شناسایی بلندترین قلهٔ جهان

در سال ۱۸۰۸، کشور بریتانیا طرح نقشه‌برادری مثلثاتی بزرگ هند را به منظور شناسایی مکان و نام‌های بلندترین کوه‌های جهان آغاز نمود. در ابتدا تیم نقشه‌برداری با حمل یک تئودولیت (دوربین نقشه‌برداری) غول پیکر ۵۰۰ تنی (که برای حمل آن احتیاج به ۱۲ نفر بود) رفته رفته به سمت شمال حرکت کردند تا ارتفاعات را تا حد امکان اندازه‌گیری کنند. تیم مذکور سرانجام در دهه۱۸۳۰ به دامنه‌های رشته‌ کوه‌های هیمالیا رسید. با این وجود کشور نپال به علت داشتن سوءظن تجاوز سیاسی و دیگر احتمالات موجود از ورود تیم بریتانیایی به این کشور جلوگیری کرد. همچنین تمام تلاش‌ها و درخواست‌های تیم نقشه‌برداری با شکست مواجه شد.

۲)    نام‌گذاری

نام تبتی کوه اورست، چومولونگما یا کومولانگما (مادر مقدس) است که برگردان لغوی آن به چینی ژومولانگما فنگ (چینی ساده: 珠穆朗玛峰؛ چینی باستانی: 珠穆朗瑪峰) که اشاره به مادر زمین دارد می‌باشد. ترجمهٔ چینی آن شنگمو فنگ (چینی ساده: 圣母峰؛ چینی باستانی: 聖母峰) است که اشاره به مادر مقدس دارد. با توجه به گزارش‌های انگلیسی در میانهٔ قرن نوزدهم، نام محلی آن در دارجیلنگ، دئودونگا به معنی کوه مقدس گزارش شده‌ است.

در سال ۱۸۶۵، انجمن سلطنتی جغرافیا نام رسمی این کوه را پس از پیشنهاد آندرو واگ، رئیس وقت ممیزی بریتانیا در هند برگزید. واگ این نام را به یادبود سر جرج اورست انتخاب کرد. هرچند تلفظ امروزی نام این کوه (اورست) متفاوت با تلفظ نام سر جرج اورست (ایورست) می‌باشد.

در اواخر قرن نوزدهم بیشتر نقشه‌کشان به اشتباه دچار این باور بودند که نام محلی این کوه «گاریسانکار» می‌باشد. این اشتباه نتیجهٔ سردرگمی در ناحیهٔ دیدی بود که اورست و گاری‌سانکار را در یک راستا قرار می‌داد. بعدها این اشتباه از زاویهٔ دید کاتماندو اصلاح گشت.

در اوایل دههٔ ۱۹۶۰، دولت نپال نام رسمی ساگارماتا را بر کوه اورست نهاد. این نام پیشتر به کار نرفته بود، در حالی که ساکنان محلی عموماً آن را با نام چومولونگما می‌شناختند. دولت نپال برنامه‌ای برای یافتن نامی نپالی برای کوه معین کرد. چرا که نام شارپا/تبتی چومولونگما به علت مغایرت با طرح نپالیزه کردن این کشور قابل قبول نبود.

در سال ۲۰۰۲، روزنامه پیپلز دیلی مقاله‌ای منتشر کرد که در آن با ادامه استفاده نام انگلیسی این کوه در غرب مخالفت کرده بود. این مقاله متذکر شده بود نام چینی این کوه که از ۲۸۰ سال پیش در نقشه‌های چینی آورده‌ شده بود نسبت به نام انگلیسی آن ارجحیت دارد.

به همین علت، تیم می‌بایست مشاهدات خود را از ترای، منطقه‌ای مشرف و موازی با رشته‌کوه هیمالیا ادامه دهد. شرایط این منطقه به علت وجود باران‌های سیل‌آسا و مالاریا بسیار دشوار بود، به طوری که سه نقشه‌بردار بر اثر مالاریا جان خود را در حالی از دست دادند که دو تن دیگر به علت ناتوانی‌های جسمی مجبور به استراحت بودند.

۳)    اندازه‌گیری

در سال ۱۸۵۶ اندرو واگ ارتفاع قلهٔ اورست (بعدها با نام قله ۱۵) را ۸٬۸۴۰ متر گزارش کرد که این مقدار پس از چند سال محاسبه بر روی مشاهدات جمع‌آوری شده توسط طرح نقشه‌برداری مثلثاتی، گزارش شد.

اخیراً ارتفاع این کوه، ۸٬۸۴۸ متر شناخته شد، با این حال مقداری اختلاف در اندازه‌گیری همواره وجود دارد. در نهم اکتبر ۲۰۰۵، پس از چند ماه اندازه‌گیری و محاسبه، سازمان ملی نقشه‌برداری جمهوری خلق چین، رسماً ارتفاع این کوه را ۸٬۸۴۴٫۴۳ متر ± ۰٫۲۱ متر گزارش کرد. این سازمان مدعی است که این مقدار، دقیق‌ترین و جامع‌ترین مقداری بوده که در طول تاریخ برای این کوه گزارش شده. این ارتفاع بر اساس بلندترین نقطهٔ صخره و بدون محاسبهٔ ارتفاع برف و یخی است که روی آن را پوشانده. همچنین تیم چینی توده‌ای از یخ و برف به عمق سه متر اندازه‌گیری کردند که با اضافه کردن آن به ارتفاع اندازه‌گیری شده، همان مقدار محاسبه شده قبلی یعنی ۸٬۸۴۸ متر به دست می‌آمد. تغییر ضخامت این توده در طول زمان، باعث این می‌شود که هیچ‌گاه نتوان ارتفاعی قطعی برای آن تعیین نمود.

ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر برای اولین بار توسط یک پروژهٔ نقشه‌کشی هندی در سال ۱۹۵۵ در فاصله‌ای نزدیک‌تر به کوه و با استفاده از تئودولیت‌ها تهیه و تعیین گشت. سپس این مقدار متعاقباً توسط اندازه‌گیری یک تیم چینی در سال ۱۹۷۵ تأیید شد. در هر دو پروژه، ارتفاع کلاهک برفی نیز علاوه بر بلندترین نقطهٔ صخره‌ای اندازه‌گیری شده بود. در مه ۱۹۹۹، هیئتی اعزامی به رهبری بردفورد واشبورن، یک واحد جی پی اس را بر روی سطح بستر صخره‌ای قرار دادند که این محاسبه ارتفاع ۸٬۸۵۰ متر به علاوهٔ ۱ متر سطح کلاهک برفی نشان داد. با این حال هیچ یک از این مقادیر توسط دولت نپال به رسمیت شناخته نشده و این مورد بارها در جایگاه‌های مختلف ذکر شده‌است.

نقشه‌ای حاوی جزئیات زیاد (با مقیاس ۱:۵۰٬۰۰۰) از منقطهٔ خومبو و بخش جنوبی کوه اورست توسط اروین اشنایدر، عضو تیم اعزامی جهانی صعود هیمالیا در سال ۱۹۵۵ تهیه شد. همچنین برجسته‌نگاری پرجزئیات‌تری از منطقهٔ اورست توسط بردفورد واشبورن در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ با استفاده از شیوهٔ عکاسی هوایی گسترش‌یافته تهیه شد.

چنین تصور می‌شود که حرکات صفحه‌های پوستهٔ زمین سبب افزایش طول قله و جابه‌جایی آن به سمت شمالشرق می‌شود. گزارش‌های حاصل از دو محاسبه نشان می‌دهد که آهنگ تغییرات به صورت ۴ میلیمتر افزایش ارتفاع و ۳-۶ میلیمتر حرکت به سمت شمالشرق در سال است، اما دیگر محاسبات حاکی از آن است که جابه‌جایی بیشتر از این مقدار (۲۷ میلیمتر) بوده و حتی کاهش ارتفاع نیز پیشنهاد شده‌است.

به نظر می‌رسد که منطقهٔ کوه اورست و در واقع رشته‌کوه هیمالیا متحمل ذوب یخ در طی گرمایش عمومی کرهٔ زمین است.

۴)    مقایسه‌ها

اورست کوهی است که قلهٔ آن بیشترین ارتفاع از سطح آب‌های آزاد را داراست. با این حال کوه‌هایی دیگری نیز وجود دارند که مدعی لقب «بلندترین قله‌های زمین» هستند. کوه مانو کیا در هاوایی، کوهی است که اگر ارتفاع آن از پایهٔ آن اندازه‌گیری شود، بلندترین قلهٔ زمین خواهد بود؛ ارتفاع آن از پایه به ۱۰٬۲۰۰ متر می‌رسد، با وجودی که تنها ۴٬۲۰۵ متر از آن بالاتر از سطح دریا می‌باشد.

۵)    مسیرهای صعود

کوه اورست دارای دو مسیر اصلی صعود است که یکی در دامنهٔ جنوبی در نپال و دیگری در دامنهٔ جنوبی در تبت قرار دارد. همچنین تعداد زیادی مسیرهای فرعی که استفادهٔ کمتری از آنها می‌شود. در بین این دو مسیر، مسیر جنوبی آسان‌تر بوده و بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مسیر همچنین، مسیر صعود ادموند هیلاری و تنزینگ نورگای (اولین صعود موفق به قله در سال ۱۹۵۳) است. همچنین این مسیر، اولین مسیر از بین پانزده مسیری بود که تا سال ۱۹۹۶ برای صعود به قله شناخته شده بودند.

بیشتر اعزام‌ها قبل و در طول ماه می وقبل از فصل تابستان و بادهای موسمی انجام می‌گیرد. هنگامی که فصل بادهای موسمی رفته‌رفته فرا رسد، تغییرات به وجود آمده، از سرعت تندباد که به سمت شمال می‌وزد می‌کاهد. صعودهایی که بعضاً در فصول بعد از بادهای موسمی و در سپتامبر و اکتبر، هنگامی که تندبادها مجدداً به سمت شمال شروع به وزش می‌کنند، سخت‌تر خواهند بود. چرا که برف‌های باقی‌مانده از ابرها و بادهای موسمی و همچنین توده‌های هوایی با پایداری کمتر، آخرین توان خود را در این ناحیه تخلیه می‌کنند.

۶)    مسیر جنوبی

صعود از طریق مسیر جنوبی با عزیمتی به پایگاه اصلی در ارتفاع ۵٬۳۸۰ متری آغاز گشت.

۷)    اولین صعود بدون استفاده از کپسول اکسیژن

در ۸ مه ۱۹۷۸، رینولد مسنر (ایتالیا) و پیتر هابلر (اتریش) اولین صعود بدون استفاده از کپسول اکسیژن را از طریق مسیر جنوبی رقم زدند. در ۲۰ آگوست ۱۹۸۰، مسنر برای اولین بار در تاریخ، به تنهایی قلهٔ اورست را بدون استفاده از کپسول اکسیژن و هرگونه پشتیبانی از مسیر سخت‌تر شمالی فتح نمود. او سه روز متوالی پس از شروع حرکتش از کمپ خود در ارتفاع ۶٬۵۰۰ متری زمان برای رسیدن به قله وقت صرف کرد.

۸)    فرود بالگرد

در ۱۴ مه ۲۰۰۵، خلبان فرانسوی، دیدیر دلساله، یک فروند بالگرد Euro copter AS ۳۵۰ B۳ را بر فراز قلهٔ اورست فرود آورد و پس از حدود ۴ دقیقه مجدداً پرواز کرد. بر همین اساس، دلساله رکورد فرود و پرواز در بلندترین ارتفاع را نصیب خود کرد.

۹)    درآمدها

کوه‌نوردان منبع کسب درآمد توریستی قابل توجهی برای کشور نپال هستند. دولت این کشور تمامی کوه‌نوردان را مستلزم به پرداخت مبلغ زیادی برای دریافت جواز صعود می‌کند که این مبلغ چیزی در حدود ۲۵ هزار دلار آمریکا به ازای هر نفر می‌باشد.

برگرفته از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

گزارش برنامه صعود به دالانکوه

به نام آفریننده کوهها

طبق هماهنگی قبلی گروه پرواز باهیِئت کوهنوردی اصفهان،درساعت ۱۶:۲۰بعدازظهرپنج شنبه مورخ ۲۵/۲/۹۳ازاصفهان به سمت داران حرکت کرده ،درساعت ۱۸بهمقصد(پناهگاه دالانکوه)رسیدیم .(گروه مااولین گروهی بودکه به منطقه رسید )

هلال احمر تیران چادرهایی رابرای شب مانی واسکان کوهنوردان فراهم کرده بود ، باورود اتوبوسهای پی درپی وزیادشدن جمعیت وسردی هوا تقریباپناهگاه پرشد.گروه ماباگرفتن دوچادر لوازم شب مانی راازاتومبیلها بیرون آوردند ومستقردرچادرشدند.

هواروبه تاریکی می رفت ،ابرهای سیاهی درآسمان دیده میشدواین خبرازبارندگی  وسرما میداد ، بااستفاده ازتجهیزات زمستانه ونوشیدنی گرم وگپ وگفتهای خودمانی وصرف شام وهم صحبتی و هم خوانی در چادر حال وهوای خاصی بوجود آمده بود و برسردی هوای بیرون غلبه شدکه خالی از لطف نبود!

درهمایشی که درپناهگاه باحضوراساتید وبزرگان کوهنوردی اصفهان برگزارشد ،ریاست محترم هیئت کوهنوردی اصفهان ازبزرگان این ورزش تجلیل به عمل آوردند وسخنانی ایرادفرمودند.گویا هیئت اصفهان وتعدادی از گروههای کوهنوردی اصفهان میزبان گروههایی از استان تبریز بودند .یکی ازاین گروهها ،گروه کوهنوردی هرم تبریز بود .  برنامه صعود وساعت حرکت اعلام گردید وتقریبا همه توجیه شدند.

شب زیباولی سردی بود،کم کم همه آماده استراحت وخواب شدند .درساعت ۵صبح بیدارباش بود ،پس از جمع آوری وسایل وتجهیز شدن افرادوانجام نرمشهای کششی جهت آمادگی درساعت ۵:۴۵صعود باحضورتقریبا۱۴۰نفر آغاز گردید .هوای نسبتا سردی بود ،باگامهای شمرده وحرکت درمسیر پاکوب ،به راه ادامه میدهیم ،منظره طلوع  خورشید بسیار جذاب بود
.بابرآمدن آفتاب ازمشرق مقداری ازسردی هواکاسته شد

پوشش گیاهی بسیار غنی ،وجود لاله های واژگون …………نغمه پرندگان خوش الحان درمنطقه ،هم خوانیهای متعدد ومتنوع همنوردان از گروههای مختلف وگروههای تبریزی همه وهمه باعث نشاط وانبساط خاطر میگردید.پس ازگذشت ۲ساعت به چشمه میرسیم وباصرف صبحانه واستراحتی کوتاه به راه ادامه میدهیم .درمسیر بالکه های برف روبرو میشویم ،که باآب شدن برفهازمین گل آلودی بوجود آمده بود .

هنگام حرکت روی سنگهاشرایط دشواری بود درقسمت آخر خط الراس باصلاحدید اعضای هیئت کوهنوردی اصفهان کارگاهی جهت امنیت صعود کوهنوردان تعبیه شده بود .درساعت ۱۰:۳۰به قله رسیدیم ،همه خوشحال از صعود به شادی پرداختیم

پس از انجام مراسم قله وگرفتن عکس جهت ثبت خاطرات بابرخی از بزرگان این ورزش (آقای خلیفه سلطان )واستراحت آماده حرکت به پایین گشتیم،هواابری شد وقطره های باران میزبان همنوردان درروی قله ………..(قله های آنالوجه ،سیل ،و…..ازدوردست به چشم میخورد منظره دالان عظیمی  درپایین که دربین دوکوه ایجاد شده  منظره بسیار جالبی بودوواقعا چه نام زیبایی ………….دالانکوه)

درساعت ۱۴:۲۰بعدازظهر به پناهگاه رسیدیم وپس ازصرف ناهار وتجدیدقوا درساعت ۱۵:۳۰به طرف اصفهان حرکت کرده ودرساعت ۱۷:۳۰به اصفهان رسیدیم .

دالانکوه درسمت چپ جاده اصفهان _داران در۱۸کیلومتری دامنه قرار دارد وپناهگاه ازجاده قابل دیدن میباشد.در۸۵ کیلومتری اصفهان واقع شده است .لازم دیدم از کلیه افرادشرکت کننده در گروه پرواز که همکاری ومحبت داشتند تشکر نمایم .

افرادشرکت کننده درگروه پرواز :

خانم عبادت

آقایان :بهرامی ،بذرافشان ،اسماعیل خانی،ادیبی،یاری،هاشمی،رستگار،حبیبی،رضایی،خلیلیان.

درود برهمه همنوردان عزیز وباآرزوی سلامتی آنها

نویسنده وتنظیم گزارش:شهرام بهرامی