سوء مصرف دارو در کوهنوردی

فدراسیون بین المللی کوهنوردی

نسخه مربوط به کوهنوردان و کارآموزان پزشکی

 

 

 

کمیسیون پزشکی فدراسیون بین المللی کوهنوردی قصد ندارد تا داوری کند.ما تنها از صداقت و درستی استقبال می کنیم، اما با این حال، می خواهیم تا از کوهنوردان در برابر آسیب های احتمالی محافظت کنیم. ما اعتقاد داریم که باید به هر صورت که ممکن است، از مصرف موادی که با هدف نیروزایی و بهبود عملکرد در کوه ها مورد استفاده قرار می گیرند، جلوگیری شود.

۱ مقدمه

از زمانی که انسان شروع به بالا رفتن از کوه ها نموده است، بیشتر افراد به دنبال ساده ترین راه برای رسیدن به قله مورد نظر خود بوده اند. همچنان که ورزش کوهنوردی رشد و توسعه پیدا کرده است، برخی افراد تلاش کرده اند تا از مسیرهای دشوارتری عبور کرده، ارتفاعات بیشتری را بپیمایند یا صعودهایی که به لحاظ تکنیکی دشوارتر است را انجام دهند. اما باید تصدیق نمود که قوانین کوهنوردی ساختگی بوده و توسط انسان وضع می شوند. ابعاد تخصصی متفاوتی در مورد کوهنوردی گسترش یافته اند. برخی افراد از صعودهای تک نفره مسیرهای دشوار هیمالیا و برخی دیگر از اسکی در کوه، کوهپیمایی، دویدن در کوه، یخ نوردی، صعودهای ورزشی یا سنگنوردی در مراتع جنگلی لذت می برند. برخی از این مقررات در ظاهر رقابتی بوده و حفظ انسجام آنها نیازمند وضع قوانین دیگری است. در این حوزه بسیار پیچیده، آژانس جهانی مبارزه با دوپین موظف شده است تا قوانین و آزمایشات قابل اجرایی را برای دوپینگ طراحی نمایند. در وبسایت آن، می توان فهرستی از مواد مورد نظر آنها که به طور مرتب به روز می شود را مشاهده کرد.

افراد دیگر خارج از WADA باید استانداردهای شخصی خود برای لذت بردن، عرض اندام و خطرات مسیری که در پی می گیرند را تعیین کنند. هیچ سیستمی برای آزمایش دارویی کوهنوردان آماتور تدوین نشده است. کوهنوردان حرفه ای یا اگر کسانی که به خاطر وجهه آن صعود می کنند، از دارو برای بهبود عملکرد خود استفاده نمایند، هر دو مضامین اخلاقی و پزشکی باید دقیقا در نظر گرفته شوند. در برخی از کشورها (مانند سوییس و آلمان)، نظام های مدیریتی مربوط به کوهنوردی یا کنترل دارو نگرش خاصی را دیکته می کنند، اما از نظر بیشتر افراد هیچ قانونی قابل اجرا نبوده و باید به عنوان تصمیمی شخصی در نظر گرفته شود. اصل زیربنایی باید صداقت با خود و صداقت با سایر هم قطاران باشد. این مسئله شامل استفاده از کمک های فیزیکی، نظیر طناب های ثابت، پیچ ها یا صعود سرطناب می شود. علاوه بر این، کمک در نقل و انتقال، نظیر باربرها، هواپیماها یا قایق ها در راه صعود یا فرود نیز به این مسئله مربوط می شود. کمک های داروشناختی نیز شامل این مسئله می شود. درست همانطور که باید انتظار داشت تا نقاط کمک (پیچ یا گیره) روی صخره ای اعلام شود، فرد نیز باید آماده شود تا استفاده از کمک های داروشناختی را اعلام کند. با شهرت یافتن هابلر و مسنر به خاطر اولین صعود بدون کپسول اکسیژن به اورست، این اصل سال ها مورد پذیرش بوده است. این رویداد به هیچ وجه چیزی از ارزش های اولین صعود اورست توسط هیلاری و تنسینگ کم نمی کند که تصمیم گرفتند تا از تجهیزات اکسیژن مناسب بر اساس تکنولوژی روز آن زمان و مقداری از تجهیزات در دسترس استفاده نمایند. در این زمان، سایرین استفاده از داروهای نیروزا در کوه ها را تایید می کردند. در سال ۱۳۳۲، هرمان بولدر راه صعودش به نانگا پاربات، پس از درگیری زیاد با وجدان خود از داروی محرک پِرویتین(متافتامین) استفاده کرد. برای این کار، او از دستورالعمل استفاده از آمفتامین توسط کارکنان ارتش چندین کشور در جنگ جهانی دوم پیروی کرد. البته، این دارو همچنان در ارتش برخی از کشورها استفاده می شود.

فرهنگ ها و نسل های مختلف نگرش های متفاوتی دارند. این تنوع و نبود اطلاعات کافی اغلب در اورست به اوج خود می رسد که در آن فرد با بالاترین ارتفاع همراه با کوهنوردانی با عوامل انگیزشی بسیار متفاوت رودرور است. دکتر لوان فریر که از سال ۲۰۰۳، پیشنهاد ایجاد خدمات پزشکی در کمپ اصلی اورست داده است، می گوید: “تخمین می زنیم که در طول تحقیقات غیررسمی خود در بهار سال ۱۳۹۱، حداقل برای دو سوم کوهنوردانی که با آنها تماس گرفتیم، داروهای نیروزا (PEDs]) تجویز شده بود که قصد داشتند از آنها نه برای نجات، بلکه برای افزایش شانس خود برای رسیدن به قله استفاده نمایند. زمانی که راهنمای حرفه ای برنامه کوهنوردی بزرگی از کارکنان ما خواست تا در مورد استفاده از داروهای نیروزا برای صعود به قله با تیم آنها مشورت کنند، ما از یافتن چادری پر از کوهنوردان مضطرب با جیب هایی مملو از داروهای تجویزی (تجویز شده توسط پزشکان شخصی و فراهم شده از داروخانه های منازل) و بدون شناخت یا دستورالعملی در مورد زمان و چگونگی استفاده از آن نگران بودیم. کارشناسان بهداشتی که چنین تجویزهایی را انجام می دهند، چه کسانی هستند؟ ما وظیفه داریم تا امکانات آموزش و دستورالعمل های خاص مربوط به چگونگی و زمان استفاده از این داروهای خطرناک را فراهم کنیم. در طول سال ها، کوهنوردان زیادی را که بدون مشورت مناسبی، تمام داروهای موجود در داروخانه منزل خود را می بلعیدند و شانس خود برای رسیدن به قله را به خاطر عوارض ناشی از دارودرمانی از دست می دادند، درمان کردیم. بدون در نظر گرفتن این که چه نظری در مورد این مسئله داریم، این وظیفه ما مشاوران امور بهداشتی است که دستورالعمل های روشنی را در مورد چگونگی، زمان و مکان استفاده از داروهایی که تجویز می کنیم را ارائه کنیم. اگر مطمئن نباشیم که چه دوز یا رژیم غذایی برای بهبود عملکرد مناسب است، یا نباید دارویی را تجویز کنیم و یا باید پیش از این کار، آموزش های لازم را دیده باشیم. پس به همکاران خود توصیه می کنیم تا به همین صورت عمل کنند.

آن نسل از کوهنوردان انگلیسی که در اواخر دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی مسیرهای تازه ای را در قلل هیمالیا امتحان کردند، تلاش کردند تا از مصرف هر گونه دارویی در کوه، حتی اکسیژن، خودداری نمایند. با این حال، عقیده بر این بود که اگر برخی از آنها از وجود چنین داروهایی اطلاع داشتند، احتمالا از آنها استفاده می کردند!

کمیسیون پزشکی فدراسیون بین المللی کوهنوردی قصد داوری ندارد. ما تنها از صداقت و درستی استقبال می کنیم، اما با این حال، می خواهیم تا از کوهنوردان در برابر آسیب های احتمالی محافظت کنیم. ما اعتقاد داریم که باید به هر صورت که ممکن است، از مصرف موادی که با هدف نیروزایی و بهبود عملکرد در کوه ها مورد استفاده قرار می گیرند، جلوگیری شود. البته، ما از بسیاری از جنبه های این بحث که به طور خلاصه در قسمت سرمقاله آمده آگاهیم و گزارشات رسیده و نامه های متعاقب منتشر شده در مجله پزشکی بیابان و محیط زیست و همچنین مقاله نوشته شده توسط دِوون اونیل با عنوان “کمک کوچکی به صعود” را دنبال کرده ایم.

مانند پزشکانی که عاشق کوهستان هستند، ما از میل به صعود سریع آگاهیم، اما از آسیب های احتمالی استفاده از  داروهای مورد استفاده در ارتفاعات نیز خبر داریم. هر چه داروی بیشتری توسط کوهنوردان مصرف شود، احتمال بروز بر هم کنش های دارویی و عوارض خطرناک ناشی از آن بیشتر است. اولین مقاله در مورد بررسی مزایا و معایب استفاده از داروهای خاص در ارتفاعات در تیر ماه ۱۳۷۹ منتشر شد و مقاله ای نیز در سال ۱۳۸۱، در کنگره مجمع بین المللی پزشکی کوهستان در بارسلونا ارائه شد که ایده اصلی برای نوشتن این مقاله را فراهم کرد. ما می دانیم که برخی از گروه های کوهنوردی و کوهپیمایی اعضای خود را به استفاده از این داروها ترغیب می کنند. در اصل، در عوض تشویق به خوگیری تدریجی و خردمندانه با محیط، این کار باعث می شود درآمدهای آنها افزایش یابد. ما قبول داریم که در شرایطی، نظیر سابقه بیماری های مربوط به ارتفاع یا تیم نجاتی که به صورت اضطراری به ارتفاعات می رود، استفاده از دارو می تواند برای بیماری خاص مناسب باشد. برای یک فرد کاسب یا دانشمند ممکن است رفتن به ارتفاعات برای تحقیق در مورد اصول اخلاقی کوهنوردی مناسب نباشد. علاوه بر این، می توان بحثی تمام نشدنی را در مورد جنبه های فلسفی و اخلاقی استفاده از دارو در سفرهای زیارتی به معابد و جشن های مذهبی که در ارتفاعات قرار دارند، آغاز کرد.

تصمیم نهایی هر چه که باشد، بهتر است پزشک کوهستان باتجربه ای در مورد تجویز دارو تصمیم بگیرد که در مورد صعودهای ورزشی و حل مشکلات حاد در این حوزه نیز اطلاعات لازم را داشته باشد. تجربه به دست آمده از کمپ اصلی اورست این است که بیشتر پزشکانی برای کوهنوردان دارو تجویز می کنند خود هیچ تجربه ای در مورد پزشکی کوهستان ندارند. تنگنایی که پزشکان تجویزکننده با آن روبرو هستند، در بررسی موردی که توسط بارتش[ و سوئِنسون در مجله پزشکی نیواینگلند منتشر شد، نشان داده شده است. باید با تجویزهای بی نام و نشان اینترنتی و خرید دارو از طریق اینترنت یا از داروخانه های نامطمئن بدون جواز مقابله نمود، چون می توانند بسیار خطرناک باشند.

پزشکانی که به نوجوانان مشاوره دارویی می دهند، باید از والدین آنها نیز سئوال کنند که چه احساسی در مورد ترغیب کودکان به استفاده از دارو برای بهبود عملکرد ورزشی یا تجدید قوا که کاملا بر خلاف اصول اخلاقی جنبش بین المللی المپیک است، دارند.

در این مقاله، به بررسی عوامل دارویی خواهیم پرداخت که در کوهستان های جهان مورد استفاده قرار می گیرند. مزایا و معایب، عوارض جانبی، در هم کنش های احتمالی، خطرات و شواهد در دست تحقیق هر دارو به طور جداگانه بررسی خواهد شد. با تغییر شواهد، تلاش می کنیم تا هر چند سال یک بار یافته های حاصل از این تحقیق را به روزرسانی کنیم. هر کوهنورد یا کوهپیما خود باید تصمیم بگیرد که مانند کوهنوردی حرفه ای یا تفریحی و یا مانند یک مسافر تور گردشگری عمل نماید. در نهایت، با خود و با جامعه بین المللی کوهنوردی صادق باشید.

 

۲ داروها

 

برخی مسئولان بین داروهایی که باعث بهبود عملکرد می شوند و داروهایی که باعث تغییر عملکرد می شوند، تمایز قائل  می شوند. از نمونه های اولی می توان به استازولامید و از نمونه های دومی می توان به شاهدانه اشاره نمود. برخی افراد بین داروهای پزشکی متعارف، مکمل های غذایی و داروهای گیاهی نیز تمایز قائل می شوند. در این مقاله نظری، تمایزی قائل نخواهیم شد، اما باید پذیرفت که در برخی موارد، ممکن است شواهد لازم از مجلات معتبر همسان وجود نداشته باشد. به عقیده ما، بسیاری از این داروها نقش ارزشمندی در درمان عوارض خطرناک ناشی از ارتفاع زدگی و سایر بیماری ها بازی می کنند و در این شرایط، برای به دست آوردن زمان لازم برای فرود تردیدی وجود ندارد که باید از استفاده از این داروها حمایت کنیم.

نکته جالب توجه این است که در سال ۱۳۸۹، دستورالعمل های مربوط به پیشگیری و درمان که توسط مجمع پزشکی بیابان ایالات متحده منتشر شده، بخش های مربوط به پیشگیری در ابتدا به به صعود تدریجی و آهسته و بخش های مربوط به درمان به فرود تاکید می کنند. به نظر می رسد که بسیاری از خوانندگان این نکات حیاتی را نادیده گرفته و با عجله ای که در خواندن مقاله دارند، مستقیما به بخش های دارویی رجوع می کنند. سپس، به سرعت به سمت داروخانه می روند تا زودتر قله مورد نظر خود را فتح کنند.

لازم به ذکر است که بیشتر تحقیقات انجام شده در مورد داروهایی که در ارتفاعات مورد استفاده قرار می گیرند، در ارتفاع ۵۰۰۰ متر یا کمتر صورت گرفته اند. تحقیقات بسیار اندکی در ارتفاعی بالاتر از این میزان انجام شده اند. چاره ای جز این وجود ندارد که بفهمیم آیا عوارض جانبی یک دارو در ارتفاع بالاتر نیز به همین صورت است یا نه. برآورد تقریبی هر داده علمی نادرست بوده و می تواند خطرناک باشد.

داده های اندک موجود در مورد استفاده از دارو در کوهستان نشان می دهند که استغاده از استازولامید در نپال از ۱%در سال ۱۳۶۵ به ۱۲%در سال ۱۳۷۷ و ۲۵% در سال ۱۳۸۹ افزایش یافته است.

در مطالعه آزمایشی مشخص شد که ۳۸٫۹% از کوهپیمایان در خومبو از دارو برای انطباق با محیط استفاده می کنند. در تحقیق دیگری که پیشتر در سال ۱۳۷۲ صورت گرفته بود، مشخص شد که جواب آزمایش ۹٫۸% از کوهنوردان آماتور در کوه های آلپ در مورد مصرف آمفتامین مثبت بود. جواب آزمایش ۲٫۷% از آنها در ارتفاع بین ۲۵۰۰ تا ۳۳۰۰ متر و ۷٫۱% از آنها نیز در ارتفاع بالای ۳۳۰۰ متر مشخص شد. از آن جا که این آزمایشات در مورد داروهای دیگر صورت نگرفت، تعداد کل کوهنوردانی که برای بهبود عملکرد خود دارو مصرف کرده بودند، ممکن است بسیار بیشتر باشد. بر اساس مشاهدات صورت گرفته در مورد کوهپیمایی و کوهنوردی در منطقه بافارو بیواک (۴۸۶۰ متر) در محدوده کوه کلیمانجارو، مشخص شد ۴۶٫۷% از افراد مورد آزمایش استازولامید، ۴۰٫۰% دگزامتازون و ۴٫۵% برگ های کوکا مصرف کرده بودند و تنها ۸٫۸% پاک بودند. در بیشتر موارد، دلیل مصرف این داروها تجویز و اصرار از سوی همنوردان بوده است و نه توصیه پزشکان. با وجود این میزان مصرف دارو، ۸۰٫۰% از آنها از AMS، ۲٫۲% (n = 1) از HAPE و ۲٫۲% (n = 1) از اِدِم مغزی ناشی از ارتفاع زدگی (HAPE) (15) رنج می بردند. داده های حاصل از سایر گروه ها الگوی فزاینده مشابهی را نشان می دهد.

در تحقیق دیگری، مشخص شد که ۲۸% از سنگنوردان تحت تاثیر دارو یا الکل اقدام به صعود می کنند و این سنگنوردان در مقایسه با کسانی که به صورت پاک سنگنوردی می کنند، بیشتر دچار آسیب دیدگی می شوند (p<0.008). مردان بیش از زنان به استفاده از داروهای غیرمجاز اعتراف کردند (p>0.001). نتایج آزمایش های انجام شده توسط WADA در مورد مصرف داروی برخی از سنگنوردان مثبت بوده است.

 

۲٫۱- استازولامید (دیاموکس)

بر اساس یکی از معتبرترین کتاب های پزشکی کوهستان، استازولامید هسته اصلی پیشگیری دارویی علیه AMS را  تشکیل می دهد. با وجودی که این دارو سال ها مورد استفاده بوده است، هیچ کس کاملا مطمئن نیست که چگونه این بازدارنده آنهیدراز کربنیک ادرارآور خفیف باعث پیشگیری از AMS می شود. در حال حاضر این دارو برای درمان گلوکوم مقاوم به درمان استفاده می شود. این دسته از داروها اولین بار در سال ۱۳۴۴ برای پیشگیری از AMS مورد بررسی و آزمایش قرار گرفت. نظریه های زیادی در مورد مکانیسم عمل آن وجود دارد و مطمئنا دارای تاثیرات متعددی بر خوگیری با محیط می باشد. در ابتدا، این دارو در همان دوز مورد نیاز برای برخی موارد گلوکوم استفاده شد، اما مطالعات انجام شده در طول سال ها نشان داده است که دوزهای پایین تر درست مانند دوز ۱۲۵ میلی گرمی دو بار در روز عمل می کند، که ۲۴ ساعت قبل از صعود مورد استفاده قرار گیرد.

علی رغم شواهد زیادی که درباره استفاده از آن در پیشگیری از AMS وجود دارد، پروانه ای برای این مورد دریافت نکرده است؛ بنابراین، در برخی از کشورها، برخی از پزشکان تمایلی به تجویز آن ندارند. این دارو از انحصار خارج شده و در نتیجه، دادن پروانه به آن به هیچ وجه اقتصادی نیست. در برخی از کشورها، این دارو به راحتی در داروخانه ها در دسترس قرار دارد. در گذشته، عقیده بر این بوده است که این دارو می تواند عوارض AMS را مخفی کرده و در نتیجه مصرف کننده آن را بیشتر در معرض خطر ابتلا به HAPE یا HACE قرار می دهد، اما امروزه مشخص شده است که این دارو فرایند خوگیری با محیط را تسریع می کند.

مزایا: این دارو کارآمد بوده و در مقایسه با برخی دیگر از داروهای اشاره شده در این مقاله عوارض جانبی اندکی بر روی افراد دارد.

معایب: این دارو ادرارآور بوده و در نتیجه ممکن است مصرف کنندگان آن، به خصوص زمانی که فعالیت های فیزیکی شدیدی انجام می دهند، تا حدی آب بدن خود را از دست بدهند و استفاده از ظرف های مخصوص ادرار برای اجتناب از خارج شدن از چادر در شبی سرد در ارتفاعات ضرورت می یابد. بیمارانی که در سطح دریا عملکرد کلیه آنها کاهش یافته است، باید از مصرف آن خودداری کنند. در بر خی افراد حساس، این دارو می تواند باعث بروز احساس سوزش در انگشتان دست و پا شده و همچنین موجب می شود تا مزه نوشیدنی های گازدار بدون گاز به نظر برسد. این دارو با سولفونامید مرتبط بوده و در نتیجه هر کسی که نسبت به آن آلرژی و حساسیت داشته باشد، باید از مصرف آن حتی به مقدار بسیار کم نیز خودداری نماید. تحقیقات پزشکی در مورد عملکرد آن حداکثر در ارتفاع ۵۸۹۵ متری انجام شده است. بنابراین، استفاده از آن در ارتفاعی بیشتر از آن مبتنی بر این فرضیه است که در ارتفاعات بالاتر نیز تاثیر خواهد داشت. گروه های علمی در حال تحقیق در مورد استفاده از آن در ارتفاعات بیشتر هستند.

بر هم کنش ها: اگر این دارو همراه با کورتیکواستروئیدها یا تئوفیلین ها مصرف می شود، می تواند سطح پتاسیم خون را کاهش دهد (هیپوکالمی). متافورمین، داروی رایج برای درمان دیابت، مانند استازولامید باعث ایجاد مقادیری اسیدوز لاکتیک می شود. اگر این داروها همراه با هم مصرف شوند، این تاثیر افزایش یافته که در برخی موارد می تواند باعث بروز مشکلات جدی شود.

جنبه اخلاقی: این تصمیمی شخصی است. در حال حاضر، WADA به خاطر تاثیر مدّر بودن آن را ممنوع اعلام کرده است.

 

۲٫۲- الکل

در سراسر جهان، کوهنوردانی هستند که از الکل استفاده می کنند.

معایب: حتی با اندکی مصرف بیش از حد، می تواند عوارضی شبیه به AMS یا HACE را ایجاد نماید. همچنین، الکل زمان های واکنش را کاهش داده و می تواند موجب بروز اختلال در تعادل فیزیکی شده و بر توانایی ارزیابی و مدیریت خطر نیز تاثیر منفی می گذارد. تجزیه کُند آن در بدن (۰٫۱۲% در هر ساعت) حاکی از این نکته است که اگر فرد به سرعت اقدام به صعود نماید، این تاثیرات باقی خواهد ماند.

 

۲٫۳- کلرید آمونیوم

این دارو تنها به دلیل جذبه تاریخی گنجانده شده، اما مبتنی بر علوم نظری مربوط به خوگیری با محیط در اوایل دهه ۳۰ میلادی است. این دارو خاصیت اسیدی خون را تغییر می دهد.

ریموند گرین تحقیقات محفظه فشار و کار خود را در برنامه اورست سال ۱۳۱۲ را بر اساس مشاهدات انجام شده در سال ۱۳۱۰ در کومت و راتلجدر سال ۱۳۱۱ در ناندا دِوی انجام داد. او حتی برای تحقیقات آینده، استفاده از آزمایشگاه هایی در ارتفاع بالا را نیز پیش بینی کرده بود.

 

۲٫۴-آمفتامین و سایر محرک ها

استفاده از داروهای محرک دارای تاریخچه ای طولانی است: گزارشات بی اساس حاکی از آن است که بسیاری از صعودهای بالای ۸۰۰۰ متر در دهه ۵۰ میلادی با استفاده از دارو، به خصوص آمفتامین ها، صورت گرفته است.

در سال ۱۳۵۷، در انگلستان، مجله باشگاه کوهنوردان گزارش جیم پریناز صعود تک نفره از صخره کورونیشین استریت در منطقه تنگ چدا با استفاده از ترکیبی از سرعت (آمفتامین) و کوکائین را منتشر کرد. این مقاله با عنوان “خیابان غیرقانونی” تبدیل به داستانی کوتاه و اثری ارزشمند برای دوستان شد.

معایب: استفاده از این محرک ها می تواند به خستگی، هیپوترمی، از پا افتادن و مرگ منجر شود.

از زمان اولین تلاش ها برای صعود به اورست، برخی از کوهنوردان به مصرف کافئین روی آورده اند. گزارش هوستون در مورد واکنش هولناک اعضای تیم انگلستان در ناندا دِوی در سال ۱۳۱۵، در زمان افتادن و گم شدن ظرف حاوی چای می تواند نشان دهنده این اعتیاد و وابستگی به چای باشد. پیتر هاکت در مورد استفاده از کافئین بحثی را مطرح کرده و تاکید می کند: “اساساً، کسانی که به مصرف کافئین عادت دارند، نباید استفاده از آن را به خاطر صعود به ارتفاعات قطع کنند؛ عوارض ترک مصرف کافئین بسیار شبیه به AMS بوده و ممکن است با آن اشتباه گرفته شود.” همچنین، او چنین فرض کرد که تاثیرات آن بر تنفس، گردش خون در مغز و به عنوان یک محرک روانی می تواند مفید بوده و نیازمند بررسی بیشتر است.

 

۲٫۵- داروهای تقویتی

داروهای تقویتی برای آماده شدن برای برنامه های کوهنوردی و صخره نوردی استفاده می شده است. مهم ترین محل مصرف این داروها در صعودهای ورزشی است که بیشتر تمرینات مربوط به آن در سال های ورزشی و پرورش اندام صورت می گیرد. در این سالن ها، این داروها به راحتی در دسترس بوده و و عمدتا برای پرورش و ترمیم عضلات پس از تمرینات شدید استفاده می شوند.

معایب: تاثیرات جانبی چندگانه آنها شامل افسردگی، توهم، پرخاشگری و فشار خون بالا می باشد. این تاثیرات جانبی حتی در ارتفاعات می تواند بسیار شدیدتر باشد و ممکن است در تشخیص HACE اختلال ایجاد کند. پزشکان، راهنماها و مربیان باید در مورد مشکلات احتمال این داروها آگاهی داشته باشند.

 

۲٫۶- داروهای ضدصرع/ ضدمیگرن

گاباپنتین معمولا به عنوان دارویی برای کنترل صرع، دردهای عصبی و به صورت غیرمجاز برای کنترل میگرن استفاده می شود. این دارو همچنین برای درمان سردرد ناشی از ارتفاع مرتبط با AMS استفاده شده است. این مقاله تنها به بررسی ۲۴ مورد در ارتفاع ۳۵۰۰ متری پرداخته است و تاثیر آن ممکن است تنها در سردردهای ناشی از قرار گرفتن در ارتفاع بالا باشد. کسی که سابقه عوارض جانبی دارو را بررسی می کند، فکر استفاده از آن را از سر کوهنوردان دور می کند.

معایب: احتمال خواب آلودگی، سرگیجه، حالت تهوع، استفراغ، سرفه و نفخ و غیره است. این دارو برای پیشگیری مورد بررسی قرار نگرفته است.

سوماتریپتان آگونیست گیرنده ۵HT1 است که برای درمان میگرن استفاده می شود. این دارو برای پیشگیری از AMS مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. در دومین تحقیق، ۱۰۲ شرکت کننده در ارتفاع ۳۵۰۰ متری مورد بررسی قرار گرفتند و بار دیگر نیز، عوارض جانبی احتمالی بسیار شدیدتر از استازولامید با دوز پایین است. تحقیات بیشتری در این  مورد صورت نگرفته است.

 

۲٫۷- آسپیرین

آسپیرین یک مهارکننده COX با خاصیت غیراستروئیدی و ضدالتهابی است که به منظور کنترل سردردهای ناشی از قرار   گرفتن در ارتفاع بالا با دوز هر چهار ساعت، ۳۲۰ میلی گرم مورد بررسی قرار گرفته است. به نظر می رسد که مهم ترین تاثیر آن بیشتر از آن که پیشگیری از AMS باشد، کنترل سردرد است.

معایب: با وجودی که این دارو بدون نسخه به راحتی در داروخانه های سراسر جهان در دسترس همگان قرار دارد، نباید تاثیرات نامطلوب آن را نادیده گرفت. اثر ضدپلاکتی آن خطر خونریزی داخلی در معده و روده، مغز، شبکیه چشم و دستگاه تنفسی را افزایش می دهد. این دارو می تواند باعث بروز سوءهاضمه شده و بر عملکرد کلیه تاثیر نامطلوب می گذارد.

برخی از کوهنوردان به این دلیل آسپیرین مصرف می کنند که لخته شدن خون غلیظ تر در ارتفاعات را کاهش داده و به پیشگیری از بروز سکته مغزی، ترومبوز وریدی یا ریوی کمک می کند. مزیت های احتمالی آن اندک هستند (البته اگر مزیتی داشه باشد) و باید در برابر خطر خونریزی دستگاه گوارش، که در صورت همراه شدن با دگزامتازون باز هم افزایش می یابد، ارزیابی شوند.

 

۲٫۸- مسدودکننده های بتا

مسدودکننده های بتا، مانند پروپرانولول و آتنولول برای کاهش عوارض فیزیکی استرس و اضطراب استفاده شده اند و به همین دلیل، کوهنوردان نیز ممکن است به فکر مصرف آنها بیفتند. در گذشته، آنها قطعاً در رقابت های ورزشی، نظیر تیراندازی به هدف با تفنگ و دارت استفاده می شده اند. این داروها ممکن است برای کنترل فشار خون در بیمارانی که به ارتفاعات می روند نیز استفاده شود.

معایب: مسدودکننده های بتا بیشینه ضربان نبض و به دنبال آن بیشینه حجم کار را کاهش می دهند، می توانند باعث بی حالی شده و فرد را بیشتر در معرض ابتلا به سرمازدگی قرار می دهد.

 

۲٫۹- کاکائو

علی رغم محبوبیت کاکائو در آمریکای جنوبی برای پیشگیری از AMS، چه به صورت برگ های جویده و چه به صورت تزریقی، مدرکی در مورد کاربرد آن در آزمایش های بالینی وجود ندارد.

 

۲٫۱۰- دگزامتازون

این داروی استروئیدی به میزان فزاینده ای در ارتفاعات مورد استفاده قرار می گیرد که نمایانگر تمایل افراد غیرمتخصص برای تسریع در فرایند طبیعی خوگیری با محیط بدون آگاهی از نسبت مزایا/ خطرات پزشکی آن می باشد.

بر خلاف استازولامید، این دارو بر خوگیری با محیط یا تنفش تاثیر مثبتی ندارد، اما عوارض سردردهای ناشی از ارتفاع زدگی را که یکی از مؤلفه های AMS می باشد را به حداقل می رساند. دگزامتازون داروی ارزشمند برای درمان HACE بوده و می تواند برای وقت کشی کردن در زمان آماده شدن برای فرود به منظور درمان بیماری های خطرناک ناشی از ارتافع زدگی مورد استفاده قرار گیرد. این دارو برای پیشگیری از AMS مورد بررسی قرار گرفته و اگربرای این منظور استفاده شود، بیماری که آن را مصرف کرده است ممکن است بعدها دچار HACE شود.

مزایا: مشخص شده است که با دوز ۸ میلی گرم روزانه در چند نوبت، این دارو می تواند عوارض AMS را کاهش دهد. نباید این مقدار دوز را بیش از حدود ۷ روز ادامه داد.

معایب: مانند هر داروی نجاتبخش موثر دیگری، مصرف این دارو نیز می تواند با عوارض جانبی و خطراتی همراه باشد. از آن جا که این دارو عملاً خوگیری با محیط را تسهیل نمی کند، باید به دقت بیمار را تحت نظر قرار داد تا به خصوص اگر مصرف آن در ارتفاعات به طور ناگهانی متوقف شد، دچار عوارض AMS یا HACE نشود. این دارو نباید برای کودکان و زنان باردار تحویز شود (مگر در شرایط اضطراری). برخی از عوارض جانبی آن شامل بحران آدیسون[ در صورت قطع ناگهانی مصرف پس از چند روز، سندروم کوشینگ در صورت استفاده از دوز بالا به مدت طولانی، تغییر خلق و خو، افسردگی، افزایش قند خون، زخم معده، خونریزی معده، و سوء هاضمه هستند. سرخوشی ناشی از کورتیکواستروئید می تواند توانایی ارزیابی و مدیریت خطر در کوهستان را کاهش دهد.

با وجودی که انجمن پزشکی بیابان در ایالات متحده توصیه کرده تا از این دارو به عنوان دومین عامل دارویی برای پیشگیری از از AMS استفاده شود، لازم به یادآوری است که آنها خطرات احتمالی این دارو را تشخیص داده و اعلام می کنند که خوگیری تدریجی و آرام با محیط باید به عنوان اولین اقدام پیشگیرانه تجویز شود و در صورتی که هنوز به دارو نیاز بود، می توان از استازولامید به عنوان اولین عامل دارویی استفاده کرد.

برهم کنش ها: در صورتی که این دارو همراه با داروهای NSAI، مثل آسپیرین و ایبوپروفن مصرف شود، عوارض جانبی گوارشی تشدید می شود.

جنبه اخلاقی: برای کوهنوردی تفریحی، استفاده از کورتیکواستروئیدها می تواند تصمیمی شخصی باشد، اما مسئله خطر/ مزیت در مورد استازولامید بسیار متفاوت است، چون عوارض جانبی احتمالی، برهم کنش ها و مشکلات بیشتری دارد.

 

۲٫۱۱- اریتروپویتین (E.P.O.)، دوپینگ خون و کاهش غلظت خون

داروهایی نظیر نوترکیب EPO، عامل فعال اریتروپوئزیس مداوم و پروتئین محرک اریتروپویتین جدید (NESP) تولید اکسیژن دارای گلبول های قرمز خون (اریتروسیت ها) را در ارتفاعات افزایش می دهند و توسط ورزشکاران حرفه ای برای بهبود عملکرد در ارتفاعات پایین استفاده می شود.

تردیدی نیست که دوپینگ خون با انتقال خون ذخیره شده از یک ورزشکار به خود و سپس انتقال آن پیش از مسابقه باعث بهبود عملکرد در ارتفاع سطح دریا می شود. درست همانطور که EPO با افزایش تعداد گلبول های قرمز خون و در نتیجه غلیظ تر کردن خون، برای افزایش اکسیژن موجود در خون استفاده می شود، این دارو باعث بروز خونه لخته می شود که می تواند منجبر به سکته مغزی یا آمبولی ریوی شود.

هیچ تحقیقی در ارتفاعات صورت نگرفته است، اما به لحاظ منطقی، ممکن است آنها به میزان بیشتری میزان غلظت خون را در ارتفاعات افزایش دهند و در نتیجه خطر بروز لخته خون و به دنبال آن سکته مغزی یا آمبولی ریوی افزایش می یابد. هر دو این موارد می توانند کشنده باشند.

رقیق کردن خون برای کاهش غلظت آن و تسهیل جریان آن در رگ ها و در نتیجه سرعت بخشیدن به حمل اکسیژن انجام می شود. شواهدی در مورد تاثیر این کار در ارتفاعات بالا وجود ندارد و ممکن است حتی به کاهش اکسیژن انتقالی نیز منجر شود.

این حقیقت که همه درمان های EPO، انتقال خون به خود و کاهش غلظت خون، که دارای تاثیرات متناقض هستند، امتحان شده اند، نشان می دهد که استفاده از آنها بیشتر از آن که مبتنی بر شواهد پزشکی باشد، بر نظریات غیرقابل اطمینان وابسته هستند. در حقیقت، افزایش غلظت خون به کاهش برون ده قلبی و افزایش غلظت آن به کاهش ظرفیت اکسیژن خون منجر می شود. همه این موارد خطرات خود را دارد. احتمالا، بهترین کار این است که به تغییرات طبیعی و پیچیده در خون که همراه با خوگیری با محیط روی می دهند و در طول میلیون ها سال تکامل یافته اند، اطمینان کنیم.

 

۲٫۱۲- جینکوبیلوبا (کُهَن دار)[۳۷]

این گیاه در دسته مردارخواران رادیکال آنتی اکسیدان قرار می گیرد، اما در بسیاری از کشورها به عنوان دارویی گیاهی، بدون دستور ساخت روشنی که از طرف بخش های دارویی داخلی و بین المللی مشخص شده باشد، فروخته می شود. بنابراین، ارزیابی اثربخشی حقیقی این دارو مشکل بوده و تابع شواهد متناقض است.

 

 ۲٫۱۳- ایبوپروفن

در سال ۱۳۹۱، دو مقاله منتشر شد که استفاده احتمالی از ایبوپروفن برای پیشگیری از AMS را بر اساس این فرضیه بررسی کرد که ممکن است خواص ضدالتهابی و ضدپروستاگلاندین آن مرتبط باشد. پس از انتشار این دو مقاله، تاثیر این دارو هنوز مورد تردید قرار داشت، و در سرمقاله مجله پزشکی بیابان و محیط زیست، کِن زَفرن[۳۸] خلاصه ای از شواهد و اشکالات این فرضیه را ارائه کرد.

همچنین، مشخص شده است که ایبوپروفن برای کاهش دردهای بافت نرم در دوندگان دوی استقامت کوهستان و سنگنوردان استفاده می شود.

مزایا: شواهد ضعیف در مقالات ذکر شده.

معایب: خطر جدی خونریزی دستگاه گوارش در ارتباط با دسته ای از داروها، همراه با استرس فیزیولوژیکی خوگیری با محیط، که در ارتفاعات افزایش می یابد. در فردی که آب بدن خود را از دست داده است، احتمال بروز خطر نارسایی کلیه به میزان زیادی افزایش می یابد.

 

۲٫۱۴- استروئیدهای استنشاقی

در میان کوهنوردان، شایع است که استروئیدهای استنشاقی، نظیر بکلومتازون، عوارض سرفه در ارتفاعات بالا را کاهش می دهد. این مسئله اثبات نشده است. به این دلیل که کوهنوردان غیرمتخصص بی چون و چرا به خاصیت آنها اعتقاد دارند، اخیرا در اقدامی برای بررسی این تاثیر احتمالی استروئیدهای استنشاقی در کمپ اصلی اورست، تلاش شد تا تعداد کافی از سوژه هایی که مایل به استفاده از دارویی کاذب به عنوان موضوع اصلی تحقیق بودند، در این بررسی مورد استفاده قرار گیرند.

معایب: انتظار نمی رود که برای بهبود AMS تاثیری داشته باشد. مورد بررسی قرار نگرفته است. می تواند زمینه بروز عفونت های دهانی را فراهم کند.

 

۲٫۱۵- هپارین های با وزن مولکولی کم

 

مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این ضدانعقادها باعث پیشگیری از AMS، HAPE یا HACE می شوند. برخی افراد موافق استفاده از آنها برای کاهش خطر عوارض قلبی و عروقی (سکته) در ارتفاعات هستند. آنها مستلزم تزریق به خود هستند و از آن جا که نسبت به دمای بالا ناپایدار هستند، نیازمند تمهیدات ویژه ای برای حمل و نگهداری هستند. همانند آسپیرین، آنها نیز خطر خونریزی را افزایش داده و می توانند خطرناک باشند.

 

۲٫۱۶- نیفدیپین

نیفدیپین دارویی دلخواه برای خریدن زمان برای فرودهای ضروری در کنترل HAPE می باشد. این دارو اگر به این منظور استفاده شود، می تواند حیاتبخش باشد. نیفدیپین باعث درمان یا پیشگیری از AMS نمی شود. اما مشخص شده است که این دارو در پیشگیری از HAPE در افراد مستعدی که باید صعودی تدریجی داشته باشند، موثر است.

معایب: مانند هر دارو نجاتبخش موثر دیگری، نیفدیپین نیز دارای عوارض جانبی مخصوص به خود می باشد. اگر این دارو به منظور پیشگیری استفاده شود، نیم تواند برای درمان نیز مورد استفاده قرار گیرد. در صورتی که بیمار داروی دیگری از همان دسته مسدودکننده کانال کلسیم را مصرف می کند، به خاطر تاثیر تلفیقی بر پایین آوردن فشار خون، از مصرف آن باید خودداری شود. فهرست طولانی عوارض جانبی شناخته شده در برخی از افراد شامل سرگیجه، برافروختگی، اِدِم محیطی (به خصوص در چکمه های تنگ که زمینه سرمازدگی را فراهم می کنند)، بی خوابی، خواب آلودگی و افسردگی می باشد.

برهم کنش ها: اگر در افرادی که آب بدن خود را از دست داده اند و یا همراه با مهارکننده نوع ۵ فسفودی استراز[ (مثلا سیلدنافیل ویاگرا و یا تادالافیل سیالیس) مصرف شود، باعث اُفت شدید فشار خون می شود. در ارتفاعات، تنها ترکیبات نیفدیپین کُند آزادشونده باید مورد استفاده قرار گیرند.

 

۲٫۱۷- نیترات خوراکی (آب چغندر)

نیترات معدنی مازاد در رژیم غذایی ما تا مدت ها با عوارض جانبی مضر متعددی مرتبط شده است، با این حال شواهد زیادی در تایید این مسئله وجود ندارد. در مقابل، تحقیقات علمی اخیر به میزان فزاینده ای بر نقش موثر مکمل نیترات (مثل آب چغندر غلیظ) بر سلامتی تاکید می کنند. سازوکار زیربنایی آن دقیقا مشخص نیست؛ با این حال، استدلالات فرضی مستدلی برای استفاده موثر آب چغندر برای بهبود عملکرد در ارتفاعات ارائه می شود. در ارتفاعات، تبدیل نیترات خوراکی به مشتق به لحاظ زیستی فعال آن، یعنی اکسید نیترات، ممکن است افزایش یابد.

مزایا: تحقیقات منسجم کنترل شده در مورد داروهای کاذب تا به حال نتایج بسیار امیدوارکننده ای را نشان داده اند، که شامل افزایش استقامت و کاهش مصرف اکسیژن در طول تمرینات و استراحت می شود.

معایب: ۱) به افراد هشدار داده می شود تا نیترات آلی را با نیترات معدنی اشتباه نگیرند. ۲) بر خلاف یافته های هیجان انگیز ابتدایی، شواهد مربوط به ارتفاع و دوز هنوز نیازمند شفافیت بیشتر هستند. ۳) عوارض جانبی مکمل مزمن همچنان باید در میان افرادی که انتظار می رود با مصرف بیش از حد، دچار حساسیت و کاهش فشار خون می شوند، بررسی شود. ۴) نسبت به عوارض AMS مصونیت آشکاری وجود ندارد.

 

۲٫۱۸- داروهای مخدّر

این داروها شامل کدئین، دی هیدروکدئین، ترامادول، فنتانیل، و مورفین هستند و در برخی از رشته های ورزشی برای از بین بردن درد استفاده می شوند. این داروها دارای مزایایی در سنگنوردی حرفه ای هستند، اما با مصرف آنها مضامین اخلاقی نادیده گرفته شده و در ارتفاعات خطراتی را به بار می آورند.

تمامی این داروها تا حدی باعث کاهش تنفس، خواب آلودگی، کاهش زمان واکنش و درک خطر، و یبوست شده و می توانند اعتیادآور باشند.

 

۲٫۱۹- اکسیژن

جنبه اخلاقی: از دهه ۲۰، جنبه های اخلاقی استفاده از اکسیژن مورد بحث و مجادله بوده است و تا سال های بعد نیز این مجادله ادامه خواهد داشت. تردیدی وجود ندارد که اکسیژن یک دارو است، در بسیاری از کشورها تنها با نسخه در دسترس قرار می گیرد، و این که در ارتفاعات باعث بهبود عملکرد می شود. برخی می گویند که هر دارو یا کمک ساختگی که باعث بهبود عملکرد می شود، برای کوهنوردی قابل قبول نیست، و هر کوهنورد احترام زیادی برای آن تعداد اندک از کوهنوردان قائل خواهد بود که بدون استفاده از اکسیژن ساختگی قله اورست یا سایر قلل بالای ۸۰۰۰ متر را صعود کرده اند. در هر ۵۰۰۰ صعودی که به قله اورست انجام می شود، تنها ۶۰ صعود بدون استفاده از اکسیژن صورت می گیرد.

با این اوصاف، عجیب نیست که بخش اکسیژن بیش از هر بخش دیگری در این مقاله اختلاف نظر بیشتری را در میان اعضای کمیته پزشکی فدراسیون بین المللی کوهنوردی ایجاد کرده است. در این حوزه، اختلاف زیادی میان اصول اخلاقی ما به عنوان پزشکانی که برای حفظ سلامت افراد تلاش می کنیم و اصول اخلاقی ما به عنوان کوهنوردانی که درجاتی از خطر را می پذیریم و تمایل داریم تا استفاده از کمک های ساختگی را به حداقل برسانیم، وجود دارد.

در ارتفاعات زیر ۵۰۰۰متر، در صورتی که زمان لازم داده شود، بیشتر افراد می توانند به صورت طبیعی به محیط عادت کنند، و تا قلل بالای ۶۰۰۰ متر را از کمپی که در ارتفاعات واقع شده بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود نمایند. تنها در مورد قلل بالای ۷۰۰۰ متر است که اختلاف در مورد مزایا و معایب استفاده از آن بجا است.

مزایا: اکسیژن مصنوعی دارویی را برای بدن انسان فراهم می آورد که در ارتفاعات زیاد به آن نیاز دارد! هیچ بر هم کنشی وجود ندارد. هر کسی که در مورد تاثیر آن تردید دارد، باید گزارش ادموند هیلاری در مورد استفاده از اولین سیستم قابل اطمینان برای قله در الین صعود به اورست را بخواند. با وجودی که اکسیژن و سیستم تامین آن ۳۰ پوند وزن داشت، زمانی که ماسک آن برداشته می شد، مزایای آن مشخص می گشت. امروزه، کوهنوردان از کپسول های سبک و سیستم بسیار پیشرفته تر و مطمئن تری استفاده می کنند.

در تحقیقی، میزان مرگ کوهنوردانی که تلاش کرده بودند تا بدون اکسیژن به اورست صعود کنند، مورد بررسی قرار گرفت و در تحقیق دیگری نیز، میزان مرگ کوهنوردانی که تلاش کره بودند هم به اورست و هم به K2 صعود کنند، ارزیابی شد. نتایج هر دو تحقیق نشان داد که میزان مرگ در میان کوهنوردانی که از اکسیژن استفاده نمی کردند، بسیار بیشتر بود. آیا این نتایج به تنهایی می تواند استفاده از اکسیژن را توجیه کند؟

در این دو تحقیق، تصاویر حاصل از MRI مغز کوهنوردانی که در ارتفاعات بسیار بالا فعالیت می کنند، حاکی از بروز تغییراتی در مغز آنها بود، اما تغییرات ایجاد شده در عملکرد آنها مورد بررسی قرار نگرفت. در مقاله ای، تلاش شد تا شواهدی در مورد اختلالات عصبی در افرادی که به محیط عادت کرده اند و به ارتفاعات بالای ۷۵۰۰ متر صوعد می کنند، یافته شود، اما آسیبی مشاهده نشد.

معایب: هزینه ها، وزن، حجم، تجهیزات کپسول، قابلیت اطمینان (چندان بهبود نیافته)، و مشکلات احتمالی ناشی از تمام شدن کپسول یا خراب شدن ناگهانی سیستم انتقالی آن. به خاطر وزن این کپسول ها، به نظر می رسد بسیاری از کوهنوردان تمایلی به حمل کپسول های استفاده شده به پایین کوه ندارند که منجر به جمع شدن حجمی از این کپسول ها می شود. در هنگام انجام عملیات نجات در ارتفاعات، هم مصدوم و هم افراد ناجی به ذخایر اکسیژن زیادی نیاز دارند.

فیزیولوژی: اکسیژن تاثیری بر نوع عملکرد در سطح دریا ندارد، چون نه میزان اکسیژن موجود و نه فشار نسبی آن عاملی محدودکننده برای حداکثر میزان عملکرد نیست. این با کاهش فشار نسبی اکسیژن دمی (piO2) در ارتفاعات بالا، این مسئله به میزان زیادی تغییر می کند، چون در ارتفاعات اکسیژنی که از جو به میتوکندری می رود، به ترتیب، توسط piO2 یا ΔpO2 میتوکندری مویرگی محدود می شود. در نتیجه، مقدار صعود، به عنوان شاخصی برای عملکرد، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

نتیجه گیری: بار دیگر، خود کوهنورد باید در مورد استفاده یا عدم استفاده از اکسیژن تصمیم بگیرد. تردیدی وجود ندارد که استفاده از اکسیژن در ارتفاعات بالا خطر مرگ را کاهش می دهد. اما در ارتفاعات پایین، تاثیری بر نوع عملکرد ندارد.

 

۲٫۲۰- پروژسترون

بر اساس این نظریه که برخی زنان در مراحل مختلف چرخه قاعدگی خود بهتر از مردان با محیط خو می گیرند، در یک تحقیق، مردانی مورد بررسی قرار گرفتند که به خاطر علم هورمون پروژسترون زنانه را به خود تزریق کرده بودند. این هورمون به عنوان محرک خفیف تنفسی شناخته شده است. این تحقیقی محدود بود، اما تفاوت آماری قابل توجهی بین کشانی که داروی فعال و داروی کاذب مصرف کرده بودند، مشاهده نشد.

مزایا: نویسنده این مقاله عوارض جانبی درازمدتی را به یاد نمی آورد.

معایب: این دارو تاثیری ندارد!

 

۲٫۲۱- مهارکننده های نوع ۵ فسفودی استراز مثل سیلدنافیل (ویاگرا) و تادالافیل (سیالیس).

این دسته دیگری از داروهایی است که کوهنوردان غیرمتخصص برای بهبود عملکرد در ارتفاعات از آنها استفاده می کنند. تاثیرات این داروها بر مهار کردن تاثیر بر مقاومت ریوی هیپوکسی در ارتفاعات کاملا اثبات شده است. شواهد منتشر شده اندکی در مورد تاثیرات درمانی در ارتفاعات وجود دارد، اما بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده، این داروها می توانند میزان بروز HAPE را کاهش دهند. این داروها به عنوان درمانی اضافی توسط پزشکان تجویز می شود، اما این تجویز بیشتر بر اساس مطالعات موردی و تحقیقاتی با مقیاس محدود صورت می گیرد تا شواهد مستدل.

معایب:  در حال حاضر، شواهد اندکی وجود دارد. یکی از عوارض جانبی استفاده از آنها سردرد است.

 

۲٫۲۲- داروهای روان گردان

برخی از کوهنوردان عقیده دارند که این مواد به خاطر اثر شادی آوری که دارند، ممکن است در برخی از صعودهای خطرناک مفید باشند. مسکالین و تتراهیدروکانابینول (THC) برای چندین صعود از دیواره های بلند استفاده شده اند. استیو روپر شواهدی را در مورد استفاده از این داروها در یوسمیت ارائه کرده است. نام مسیرهایی مانند مسکالیتو علنا نشان دهنده شرایط اولین صعود است.

معایب: تمام این داروها زمانش واکنش را افزایش و توانایی برای مدیریت خطر را کاهش می دهند. بنابراین، اگر از این این داروها هنگام کوهنوردی استفاده شود، می توانند بسیار خطرناک باشند. اطلاعاتی در مورد میزان استفاده از این داروها در میان کوهنوردان در دست نیست.

 

۲٫۲۳- رودی اولا کرینولاتا[۴۴]

شیره این گیاه به میزان گسترده ای برای پیشگیری از AMS در تبت و هیمالیا استفاده می شود. همچنین، ثابت شده است که این دارو ACE و آلفا آمیلاز را کنترل می کند. در تحقیق کنترل شده ای که در مورد داروهای کاذب بر روی ۱۰۲ بزرگسال انجام شد، نشانه ای دال بر تاثیر آنها بر AMS یافت نشد.

 

۲٫۲۴-سالمترول

سالمترول، آگونیست بتا۲ درازمدت استنشاقی، به منظور تحقیق در مورد خاصیت پیشگیری از HAPE مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس، دستورالعمل های WMS حاکی از آن هستند که این دارو ممکن است همراه با درمان دیگری نظیر فرود و نیفدیپین، در کنترل HAPE کمک کند. ان دارو در دوزهای بالا استفاده می شود که نزدیک به سطح سمی است (۱۲۵ میکروگرم، دو بار در روز).

با این شواهد ضعیف، برخی از کوهنوردان غیرمتخصص چنین فرض کرده اند که این دارو ممکن است باعث افزایش عملکرد نیز بشود. مدرکی در این مورد وجود ندارد، و در دوزهای بالا در ارتفاعات، این کوهنوردان ممکن است دچار عوارض جانبی آن، نظیر لرزش، تاکی کاردی و ضربان نامنظم قلب، تهوع و سرگیجه شوند.

بررسی موردی دیگری با استفاده از ترکیب داروی سالمترول با سیلدنافیل و استازولامید برای پیشگیری ثانویه از HAPE در طول دومین تلاش برای فح اورست بر روی کوهنوردی انجام شد که کاملا مبتنی بر تحقیقات نظری بود و با وجود غیرقابل اطمینان بودن، ممکن است بر رفتار سایر کوهنوردانی که غیر از آن محیط از آن مصرف کرده اند، اثر گذارد.

 

۲٫۲۵- داروی خواب آور

خواب بد یکی از عوارض رایج رفتن به ارتفاعات بالا است. مهم ترین مسئله در مورد استفاده از داروهای خواب در ارتفاعات بالا این است که آیا اختلال در خواب اثری محیطی (ناراحتی یا ناآشنایی با محیط) و یا اثری فیزیولوژیکی مرتبط با خوگیری ناقص با محیط و یا واکنش تنفسی بیش فعالانه ای به ارتفاع بالا است که به تنفس دوره ای یا متناوب منجر می شود. با در نظر گرفتن این نکته، لازم به یادآوری است که بیشتر داروهای خواب رایج، اگر در ارتفاعات مصرف شوند، در صورت وجود AMS، آن را تشدید می کنند. مدرکی وجود ندارد که نشان دهد داروهای خواب، نظیر بنزودیازپین ها هیپوکسی را در افرادی که به صورتی دیگر حتی در ارتفاع بالاتر از ۵۰۰۰ متر با محیط خو گرفته اند، تشدید می کند. همچنین، تحقیقی وجود ندارد که تاثیر دقیق داروهای خواب مسکّن در افراد مبتلا به AMS را اثبات کند. مشخص شده است که مصرف استازولامید در ارتفاعات تاثیر مفیدی بر اختلالات ایجاد شده در خواب دارد، به خصوص اختلالات مرتبط با خوگیری ناقص با محیط. با این حال، این دارو با قیمن اندگی در دسترس است، چون بسته به حساسیت فرد، خاصیت ادرارآور بودن استازولامید (به این معنی که فرد ناچار است تا دفعات بیشتری در طول شب ادرار کند) ممکن است به همان اندازه که اختلال در خواب را درمان می کند، به صورتی دیگر باعث ایجاد اختلال در خواب می شود. گزارشات ذهنی حاکی از کیفیت خواب حاصل شده است و احساس کلی رفاه تقریبا معادل بنزودیازپین ها و استازولامید بهبود می یابد، اگر چه در هیچ تحقیقی، این دو دارو در تعداد زیادی از کوهنوردان مقایسه نشده اند.

در صورت بروز اختلال در خواب ناشی از بیماری حاد کوهستان و یا خوگیری ناقص با محیط، اولین اقدام باید پیشگیری یا درمان آن دلیل اصلی باشد (مثلا با صعود یا فرود تدریجی) و داروهای خواب آور نیز توصیه نمی شوند. با وجود این، اگر هیچ عامل دیگری وجود نداشته باشد و فرد به خوبی با محیط خو گرفته باشد، و نشانه های AMS دیده نشود، می توان استفاده از داروهای خواب را نیز در نظر گرفت. می توان همین اقدامات دارویی را در سطح دریا نیز در نظر گرفت، اما به هیچ وجه توصیه نمی شود تا در مورد همه افراد تجویز شود (چه در سطح دریا و چه در ارتفاعات) و شرایط ویژه هر کسی باید به طور جداگانه در نظر گرفته شود. مقالات زیادی در مورد خطرات کم خوابی و تصمیم گیری مناسب درمورد آن منتشر شده است و در برخی از این شرایط، استفاده عاقلانه از داروی خواب می تواند به عنوان مسیری مناسب برای ممکن ساختن فرود در نظر گرفته شود. استفاده از آنها برای اطمینان از صعودی ایمن تصمیمی اخلاقی است.

مزایا: استازولامید، نقش فیزیولوژیکی مشخصی در بهبود AMS و خواب در ارتفاعات دارد. بنابراین، با این فرض که اختلال در خواب بیشتر از آن که محیطی باشد، فیزیولوژیکی است، این دارو اقدام دارویی مناسب تری است.

مزایا: دوز پایین بنزودیازپین ها (نظیر ۱۰ میلی گرم تمازپام) هر دو دلیل فیزیولوژیکی (تنفس دوره ای) و محیطی را درمان می کند و مشخص شده است که کیفیت و ساختار خواب بهبود می یابد. بسیاری از متخصصان ترجیح می دهند تا از بنزودیازپین هایی با نیمه عمر کوتاه، نظیر زوپیدمیا زوپیکلون[استفاده نمایند.

معایب: شامل تمام مواردی است که در قسمت قبل، در مورد استفاده از آن در پیشگیری از AMS به آنها اشاره شد. علاوه بر آن، نیاز برای ادرار شبانه نیز اندکی افزایش می یابد (که می تواند برای فرایند خواب مضر باشد). افزون بر این، بعید است که این دارو در مورد دلایل محیطی کارایی ندشاته و تنها نیمی از تصویر را درمان می کند.

با بنزودیازپین ها، اگر AMS به طور کامل از بین نرود، احتمال تشدید AMS و هیپوکسی وجود دارد، به خصوص اگر دوز بیشتری از تمازپام مصرف شود (بیشتر از ۱۵ میلی گرم). با این حال، تا به امروز، مطالعات اندکی به توصیف عوارض دقیق دوزهایبالای بنزودیازپین در ارتفاعات می پردازند، اما عقل سلیم و تجربه حکم می کند که مصرف دوزهای بالاتر آن در ارتفاعات عاقلانه نیست. همچنین، در صورت وجود اثبات وجود AMS، باید از مصرف آن با هر دوزی خودداری کرد.

 

۲٫۲۶- تئوفیلین

داروهای تئوفیلین به خاطر محرک های تنفسی شناخته شده هستند که با افزایش غلظت آدنوزین در مرکز تنفس مغز عمل می کنند و مشخص شده است که عملکرد ورزشی در سطح دریا را افزایش داده و تا حدی عوارض AMS در ارتفاعات را نیز کاهش می دهند. علاوه بر این، مشخص شده است که این دارو وضعیت خواب در ارتفاعات را نیز بهبود می بخشد. جالب است که کافئین یکی از وابستگان شیمیایی این دسته از داروها می باشد.

معایب: آنها شاخص های درمانی محدودی دارند. به عبارت دیگر، هر چیزی، مانند از دست رفتن آب بدن، الکل، مصرف دخانیات، برهم کنش های دارویی یا حتی بیماری های ویروسی، که بر سطح خون اثر گذارد، می تواند به مسمومیت خطرناکی منجر شود. در دوز پایین ۲۵۰ میلی گرم، چنین عوارض نامطلوبی مشاهده نشده است.

برهم کنش ها: این دسته از داروها برهم کنش های متعددی با سایر داروها دارند و از دامنه درمانی محدودی برخوردار می باشند. به عبارت دیگر، این داروها، همراه با استازولامید، می توانند سطح پتاسیم خون را تا میزان خطرناکی کاهش دهد و اگر برای درمان اسهال با آزیترومایسین ترکیب شود، به راحتی می تواند مسمومیت ایجاد نماید.

منبع :
World Anti-Doping Program: http://www.wada-ama.org/Documents/World_Anti-
Doping_Program/WADP-Prohibited-list
Nagat Parbat Pilgrimage by Herman Buhl. Chapter “Above 26,000 ft”.
Dick Renshaw, personal communication 2013.

 

مترجم و تهیه کننده : امیرحسین میرصالحیان

باشگاه کوهنوردی پرواز

(کپی فقط با ذکر منبع مجاز می باشد)

علل و درمان گرمازدگی

 

 کم کم به فصل گرما نزدیک می شویم و بسیاری از مناطق کوهستانی کشور در استان های گرم کشور قرار دارند. گرما زدگی یکی از معضلات بی توجهی در شرایط ورزش کردن در هوای گرم است که می تواند عوارض جبران ناپذیری برای ورزشکار و کوهنورد بوجود آورد. در این گزارش نکاتی در زمینه بیماری گرما زدگی بیان می شود که قابل توجه است:

گزارشی جدید از آفریقای جنوبی نشان می دهد که محتمل ترين علت مرگ در خلال مسابقات ورزشی  که در هوای گرم انجام می شوند ، گرمازدگی می باشد ، زمانیکه درجه حرارت بدن چنان بالا می رود که مغز را می پزد (Medicine and Science in Sports and Exercise, July 2008). درمان فردی که بر اثر گرمازدگی از حال رفته است  فرو بردن بلادرنگ او در آب سرد است.

افزایش بیش از حد درجه حرارت بدن یا به علت تولید بیش از حد حرارت  یا ناتوانی بدن در دفع حرارت اضافی  است. وقتی ورزش می کنید ، تقریبا ۸۰ درصد انرژی که برای حرکت ماهیچه ها ی تان استفاده می شود به صورت حرارت تلف می شود. یعنی هر چه شما شدید تر ورزش کنید ، به همان اندازه حرارت بیشتری تولید می کنید. اما علت گرمازدگی به احتمال زیاد بیشتر ناتوانی در دفع حرارت است تا تولید بیش از حد حرارت . محرک هایی نظیر آمفتامین ها ، کافئین یا اکستازی احتمال گرمازدگی را افزایش می دهند.

آنهایی که بیشترین احتمال ابتلا به گرمازدگی را دارند افرادی هستند که آرترواسکلروز دارند ، بیش وزن هستند یا شکل بدنی نامناسبی دارند. ورزشکاری را که بر اثر گرمازدگی از حال رفته است باید بلافاصله داخل آب سرد قرار دهید تا از آسیب  به مغز و اعضای دیگر جلوگیری شود. به هرحال ، گرمازدگی می تواند سبب  بیهوش شدن فرد هم بشود که این وضعیت را نمی توان با فرو بردن در آب سرد درمان کرد.

اگر در هوای گرم ورزش می کنید و احساس سرگیجه در شما شروع شد ، ورزش را متوقف کنید چون ممکن است درجه حرارت تان بیش لز حد بالا رفته باشد. وقتی درجه حرارات تان شروع به بالا رفتن می کند ، ماهیچه ها شروع به سوزش می کنند.

وقتی درجه حرارت تان بیشتر بالا می رود ، نفس کم می آورید و هوایی که تنفس می کنید به نظر می اید از داخل کوره ای داغ می آید. در این حالت ورزش را متوقف کنید و خود را خنک کنید چون اگر بالا رفتن درجه حرارت بدن تان ادامه یابد ، علایم مغزی مانند سردرد ، دید تار ، و صدای زنگ در گوش تان توسعه پیدا خواهد کرد. اگر بیشتر ادامه دهید ، ممکن است بیهوش شوید و بمیرید.

ترجمه از منبع :www.drmirkin.com – با تشکر از فریدون شیرمحمدلی

انجمن پزشکی کوهستان ایران

آشنایی با كوه گرفتگي و ارتفاع زدگي و کمک های اولیه درمان آن

گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

کوه گرفتگی و ارتفاع زدگی و کمک های اولیه درمان آن

علل بیماری ارتفاع

چیست؟ در سطح دریا غلظت اکسیژن در حدود ۲۱% است و فشار بارومتری به‌طور میانگین ۷۶۰ میلی‌متر جیوه است. با زیاد شدن ارتفاع، غلظت در همان حد باقی می‌ماند ولی تعداد مولکولهای اکسیژن در هر تنفس کاهش می‌یابد. در ارتفاع ۳۵۰۰ متری فشار بارومتری تنها ۴۸۳ میلی‌متر جیوه است. یعنی تقریباً ۴۰% کاهش در مولکولهای اکسیژن موجود در هر تنفس. جهت اکسیژن رسانی مناسب به بدن سرعت تنفس شما (حتی در هنگام استراحت) باید افزایش یابد. این تهویه اضافی محتوای اکسیژن خون را بالا می‌برد ولی

نه در حد غلظت اکسیژن در سطح دریا. از آنجایی که مقدار اکسیژن مورد نیاز برای فعالیت تغییری نکرده است، بدن باید خود را با مقدار کمتر اکسیژن تطبیق دهد. به علاوه به دلایلی که کاملاً مشخص نیست، ارتفاع زیاد و فشار کمتر هوا باعث نشت مایع از مویرگها می‌شود که همین عامل می‌تواند باعث افزایش مایع در

ریه و مغز شود.

 
وفق یافتن (هم‌هوایی):

دلیل اصلی بیماری ارتفاع، رفتن به بلندی‌ها با سرعت زیاد است. با صرف وقت بیشتر، بدن شما می‌تواند خود را با کاهش تعداد مولکولهای اکسیژن در یک ارتفاع مشخص سازگار کند. این مراحل به‌عنوان وفق دادن (هم‌هوایی) یا عادت کردن شناخته می‌شود و عموماً ۱-۳ روز برای هر ارتفاعی وقت می‌گیرد. برای مثال اگر شما تا ارتفاع ۳۰۰۰ متری بالا بروید و چندین روز را در آن ارتفاع بمانید بدن شما به ارتفاع ۳۰۰۰

متری عادت می‌کند. اگر شما تا ارتفاع۶۵۰۰ متری بالا بروید بدن شما دوباره به آن ارتفاع عادت می‌کند. تغییرات زیادی در بدن شما رخ می‌دهد تا بدن، اجازه عمل با اکسیژن کاهش یافته را پیدا کند. افزایش عمق هر

تنفس افزایش فشار سرخرگهای ریوی، خون را مجبور می‌کند که در قسمتهایی از ریه که در حالت عادی، در ارتفاع دریا از آنها استفاده نمی‌شود، جریان پیدا کند. بدن گلبولهای قرمز بیشتری جهت حمل اکسیژن تولید می‌کند. بدن آنزیم خاصی را که اکسیژن رسانی را تسهیل می‌کند، بیشتر تولید می‌کند.
پیشگیری از بیماری ارتفاع:

پیشگیری از بیماری ارتفاع به دو دسته تقسیم می شود: وفق دادن (هم‌هوایی) مناسب و داروهای پیشگیری کننده.
چند راهنمایی جهت وفق

دادن (هم‌هوایی) مناسب در ذیل آورده شده: اگر امکان آن هست، راهپیمایی را از ارتفاع کمتر از ۳۰۰۰ متری شروع کنید و بالا بروید. . در ۲۴ ساعت اول از تلاش بیش از حد یا حرکت به سمت ارتفاعات بیشتر خودداری کنید. اگر به ارتفاعات بیش از ۳۰۰۰ متری می‌روید، در هر روز تنها ۳۰۰ متر ارتفاع خود را افزایش دهید و در ازای هر۱۰۰۰ متر بالا رفتن یک روز استراحت کنید. به ارتفاع بالاتر برویدو در ارتفاع کمتر بخوابید.

این روش بسیار زیاد توسط کوهنوردها استفاده می‌شود. شما می‌توانید در یک روز بیش از۳۰۰ متر بالا بروید و برای خواب به ارتفاعات پائین‌تر برمی‌گردید.

اگر علایم خفیف بیماری ارتفاع را دارید، بالاتر نروید تا زمانی که علایم کاهش یابد. ( بالا نروید قبل از

اینکه علایم پایین بیاید.) اگر علایم افزایش یافت، پایین، پایین و پایین‌تر بروید. به خاطر داشته باشید که افراد مختلف با سرعتهای متفاوت به محیط عادت می‌کنند. قبل از اینکه به بالاتر صعود کنید از اینکه همه افراد گروه به محیط عادت کرده‌اند اطمینان حاصل کنید.
آب کافی به بدن برسانید. عادت کردن به محیط (هم‌هوایی با محیط) معمولاً با از دست دادن مایع همراه

است. بنابراین شما باید مایع زیادی بنوشید تا آب کافی به بدن شما برسد (حداقل ۴-۳ لیتر در روز) ادرار باید فراوان و شفاف باشد. به خودتان سخت نگیرید: تلاش بیش از حد در بدو ورود به ارتفاعات نداشته باشید. فعالیتهای سبک در طول روز از خوابیدن بهتر است چرا که تنفس در طول خواب کاهش می‌یابد و علایم را وخیمتر می‌کند.
از دخانیات و الکل و دیگر داروهای آرامبخش شامل باربیتوراتها، مسکن‌ها و قرصهای خواب اجتناب کنید. این

آرامبخش‌ها تنفس را در طول خواب بیش از پیش کاهش می‌دهند و منجر به بدتر شدن علایم می شوند. تا زمانی که در ارتفاعات هستید، رژیم با کربوهیدرات بالا (بیش از ۷۰% از کالری از کربوهیدراتها) داشته باشید. روند وفق دادن (هم‌هوایی) با آب‌رسانی ناکافی به بدن، تلاش بیش از حد و الکل و دیگر داروهای آرامبخش متوقف می شود.
داروهای پیش‌گیری کننده

· دیاموکس (استازولامید): به شما اجازه می‌دهد تا سریع‌تر تنفس کنید. پس اکسیژن بیشتری را متابولیزه می‌کنید درنتیجه علایم که به علت اکسیژن‌رسانی ضعیف ایجاد شده به حداقل می‌رسد. این مورد بخصوص در شب که فعالیت تنفسی کاهش دارد مفید می‌باشد.

از آنجا که برای تأثیرگذاری دیاموکس وقت لازم است توصیه می‌شود که ۲۴ ساعت قبل از رفتن به ارتفاع مصرف شود و حداقل برای ۵ روز در ارتفاعات بالاتر مصرف ادامه یابد.دوز پیشنهادی داروی مصرفی ۲۵۰ میلی گرم هر ۸ ساعت می باشد. اثرات جانبی ممکن عبارت از:

سوزش و مورمور لبها و نوک انگشتان ودفع ادرار بیشتر باشد. این اثرات جانبی احتمالاً در روزهای بعدی کاهش می‌یابند. اثرات جانبی با قطع دارو،‌از بین می‌روند.

جهت راهنمایی با پزشک خود تماس بگیرید. از آنجا که دیاموکس یک سولفانامید است، افرادی که به سولفانامیدها حساسیت دارند نباید از دیاموکس استفاده کنند. البته این دارو درمان

متداول شناخته شده ولی خیلی ها توصیه نمی کنند.

قبل صعود هم هوایی

داشته باشین و به محض ارتفاع زدگی ،ارتفاع رو کاهش بدین.

 

گرفتگي عضلات

 

گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

مقدمه:گرفتگی عضلانی یکی از دردها و آسیبهای شایع است که اکثر ورزشکاران آنرا تجربه می کنند. البته بسیاری از افراد مانند افراد مسن بالای ۶۰ سال و پس از مصرف برخی از داروها به عنوان عوارض جانبی  دارو ، خانمهای باردار و افرادی که در مصرف مشروبات الکلی زیاده روی می کنند نیز این عارضه را به احتمال زیاد تجربه می کنند. گرفتگی عضلانی به خصوص در مورد عضله های پشت ساق پا و گاهی در کف پا شایع ترین نوع گرفتگی عضلانی است. این حالت وضعیت دردناک و ناراحت کننده ای است و علت آن انقباض بسیار شدید عضله و ماندن عضله در این حالت است که عضله به حالت اول بازنگشته و منبسط نمی شود.

نحوه بروزگرفتگی پشت ساق پاها

 این وضعیت یک حالت موقتی است و بین چند ثانیه تا چند دقیقه ممکن است به طول بیانجامد و بدون انجام درمان خاصی خود به خود بهبود می یابد و ممکن است عضله تا ۲۴ ساعت پس از بهبود حساس بماند و مستعد بازگشت مجدد به این حالت باشد. اما چنانچه این وضعیت برای شما مرتب تکرار می شود مثلا در طول هفته یا در طول ماه ، ممکن است این حالت یکی از نشانه های بیماری خاص در شما باشد و باید به پزشک مراجعه کنید. از آنجا که این گرفتگی اغلب در عضلات ساق پا رخ می دهد نگاه دقیق تری به این نوع می اندازیم.

علت های شایع گرفتکی عضلانی و راه درمان :
واقعیت این است که بسیاری از دلایل بروز این عارضه همچنان ناشناخته است اما علاوه بر مواردی که در مقدمه اشاره کردم ، ۷ عامل اصلی را برای این عارضه پذیرفته اند:

۱- انقباض عضله به مدت طولانی:
این دلیل اصلی ترین علت بروز گرفتگی عضله پا به خصوص هنگام خواب است که به آن گرفتگی شبانه هم میگن. در این حالت ما ناخواسته باعث انقباض عضله ساق پا می شویم و در این حالت باقی می مانیم  بدین صورت که پنجه پا را به سمت پایین خم می کنیم و کمی هم خمش در زانو ایجاد می کنیم. امتحان کنید در این وضعیت در حالی که در رختخواب خوابیده اید ، عضله پشت پای شما جمع می شود و گلوله می شود. حال در همین حالت می مانیم و یا خوابمان می رود و ناگهان با یک در شدید در همین عضله از خواب می پریم که واقعا حالت بدی است. توجه کنید موقع خواب در برنامه های کوهنوردی در چادر و کیسه خواب خیلی وقتها ما به همین شکل می خوابیم (خیلی وقتها به دلیل کمبود فضای داخل چادر خودمون رو به این صورت جمع می کنیم) که حداقل بهتره پنجه پا رو به سمت پایین خم نکنیم. خستگی عضله و فعالیت شدید نا متناسب با میزان آمادگی جسمانی نیز می تواند عضله رو مستعد قرارگیری در این وضعیت برای ورزشکاران نماید.

۲- کمبود آب بدن یا خشکی بدن:در این حالت ما در طول روز یا زمان فعالیت ، آب به میزان کافنی ننوشیدیم و دچار یک تشنگی مزمن هستیم. به خصوص در برنامه های زمستانی پس از برقراری کمپ بدون اینکه تغذیه مناسبی انجام دهیم و مایعات فراوان بنوشیم ترجیح میدیم به علت خستگی و سرما سریع تر تو کیسه خوابمون بخزیم و تنبلی می کنیم. همین کار باعث میشه علاوه بر اینکه فردا کارایی پایینی داشته باشیم ، در هنگام خواب یا صبح فردا این عارضه رو تجربه کنیم. پس به مصرف مایعات به خصوص قبل از خواب و پس از یک روز فعالیت سنگین اهمیت بدیم.

۳- کمبود اکسیژن :
در این وضعیت اکسیژن کافی به بدن نمی رسه. مثلا زمانی که فعالیت شدیدی انجام می دهیم یا در ارتفاعات بلند مشغول فعالیت هستیم و تنفس ما با میزان فعالیت ما همخوانی نداره و به عبارتی در آستانه بی هوازی توانمون مشغول فعالیت در یک زمان طولانی هستیم . تنفس عمیق و سریع راه مناسبی برای جبران این کمبود است.

۴- تغییر ناگهانی و شدید دمای هوا:
فرض کنید در یک برنامه زمستانی ، داخل کیسه خواب گرم و نرم به خواب رفته اید و نیمه های شب تصمیم میگیرید برای شکار خرگوش از چادر بیرون برید و بدون پوشش کافی به علت اینکه هر لحظه ممکنه خرگوش از لونش فرار کنه ! با عجله از چادر بیرون میرید چند متری از چادر دور میشید و خرگوش رو به هلاکت میرسونید و با لرز فراوان به چادر بر میگردید . ممکنه احساس کنید عضله های بدنتون سفت شده و موقع رفتن به کیسه خواب با فریاد ناشی از گرفتگی عضلانی کل منطقه رو از بروز این عارضه با خبر کنید !. پس مراقب باشید شوک دمایی به بدنتون ندید (از دمای اتاق به دمای سرد به صورت ناگهانی) و موقع بیرون رفتن از چادر به خصوص در شب و هوای طوفانی و باد از پوشش کامل و کافی استفاده کنید.

۵- کمبود کلسیم:فقز کلسیم در خون می تواند باعث اختلال در انقباض و انبساط عضلانی و بروز این عارضه شود. مصرف فراورده های لبنی ، کلم بروکلی و غذاهای دارای کلسیم و مکملها در برنامه های طولانی راه حل مناسب است.

۶- کمبود نمک:نمک جزو الکترولیت ها و از مواد ضروری برای بدن است. کمبود این الکترولیتها باعث اختلال در واکنشهای عصبی بدن و بروز گرفتگی عضلانی می شود. همانطور که میدانید نمک با تعریق بدن دفع می شود و برای جبران آن معمولا ورزشکاران از نوشابه های ورزشی (ترکیب نصف آب ، نصف آب میوه کمی شکر و کمی نمک) برای جبران آن در حین فعالیت استفاده می کنند.

۷- کمبود پتاسیم:پتاسیم هم جزو دسته الکترولیت هاست. . پتاسیم را هم می توانید از بسیاری از مواد مانند خرما ، موز و حبوبات بدست آورید. از این میان موز به دلیل اینکه پتاسیم خود را به تدریج آزاد می کند بهترین گزینه برای فعالیتهای روزانه است اما استفاده از خرما در مدت طولانی تر به دلیل انرژی و ماندگاری بیشتر و حجم کمتر برای برنامه های طولانی تر به نظر ارجحیت دارد.

'گروه کوهنوردی پرواز

‘گروه کوهنوردی پرواز

راهکارهای درمان و پیشگیری جانبی

:متاسفانه بر روی این عارضه تحقیقات دقیق و وسیعی تا به امروز صورت نگرفته است و به همین دلیل بسیاری از علتهای این عارضه در حد فرضیه و تجربه باقی مانده است. این مورد برای راهکارهای درمان و پیشگیری نیز صدق می کند. ممکن است روشی را عده ای تزویج کنند و عده ای پس از امتحان کردن آن به دلیل نتیجه نگرفتن اعتقادی به آن نداشته باشند. اما در اینجا علاوه بر مواردی که به صورت موردی برای هر علت عنوان شد ، دو راهکار برای درمان و پیشگیری نیز که بیشتر مورد توافق جمعی است و برای کسانی که مرتب به این عارضه دچار می شوند رو ذکر می کنم :

۱- انجام تمرین کششی عضله پشت پا:همانطور که گفته شد این عضله بیش از سایر عضله ها دچار گرفتگی شده و این تمرین را می توانید برای پیشگیری برای کسانی که زیاد به این عارضه دچار می شوند استفاده کرد. در صورتی که در قسمتهای دیگر دچار گرفتگی عضلانی میشوید  می توانید تمرین کششی مناسب آن قسمت را انجام دهید. این تمرین را روزی ۳ نوبت انجام دهید و نوبت سوم را قبل از رفتن به رختخواب و به صورت سبک تر انجام دهید. مطابق شکل قرار بیگیرید و در این حالت باقی بمانید تا عضله ساق پای شما تحت کشش و انبساط قرار بگیرد.

تمرین کشش برای پیشگیری عضله ساق پا

کف پاها به زمین کاملا بچسبانید ، بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر از دیوار روبرو فاصله بگیرید و با کف دو دست به دیوار تکیه بدهید. خودتان کشش را در پشت پا احساس می کنید. چنانچه از این مورد نتیجه میگیرید نیازی به استفاده از مورد دوم و استفاده از قرص گنه گنه ندارید.

۲- استفاده از قرصهای گنه گنه (Quinine):استفاده از این دارو یکی از درمانهای رایج گرفتگی عضلانی است. این قرصها تعداد دفعات و شدت گرفتگی عضلانی رو کاهش می دهند اما ممکنه همزمان روی هر دو مورد تاثیر نگذارند. به هنگام خواب یک عدد مصرف کنید و به عنوان یک دوره چهار هفته ای این کار را انجام دهید. اگر بعد از این مدت شدت یا تعداد گرفتگی کاهش یافت این درمان را تا ۳ ماه ادامه دهید و پس از آن بررسی کنید که آیا نیاز به ادامه مصرف آن دارید یا خیر. به هر حال خانمهای باردار نباید از این قرص استفاده کنند و به طور کل بهتره قبل از مصرف هر دارویی با پزشک مشورت کنید.

نکته آخر: قبل و بعد از انجام تمرین و شروع فعالیت های بدنی از گرم کردن و سرد کردن غفلت نکنید. حرکات کششی را به هنگام گرم کردن و سرد کردن انجام دهید تا از بروز این عارضه در زمان فعالیت جلوگیری کنید ویا حداقل شدت آن را کاهش دهید.

مرجع : وبلاگ چال-توحيد نوروزي

 

برف و آسيب های آن:

برف و آسيب های آن:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: نورزدگی یا برف کوری یکی از صدمات جدی در ورزش کوهنوردی در زمستان است. گاهی برف کوری باعث کوری موقت و محدودیت دید می شود. بهترین راه از بروز مشکلات جدی، شناخت و پیشگیری از آن است . . . 

 قسمت اول: نورزدگي و برف كوري – اول یک تجربه

در دومین صعودم به قله دماوند  اومدیم رینه و شب بارگاه خوابیدیم و فرداش هم صعود کردیم.  ولی  تو مسیر بارگاه تا قله تابش آفتاب به برف ها و انعکاس اون کمی چشممو اذیت می کرد و من که کلا از عینک زدن خوشم نمیاد هی درش می آوردم و میزدم آخرش هم گذاشتمش تو کوله چون باعث می شد صورتم بخار کنه و داغ بشه

اما الان می فهمم باید اون سختی ها رو تحمل کرد و به هیچ وجه عینک رو در نیاورد. تا شب و تا وقتی اولین نور چراغ ماشین ها تو جاده هراز مستقیم تو چشمم نخورده بود حالم خوب بود و نفهمیدم چه بلایی سرم اومده. اما بعدش

طوری بود که نتونستم کنار بابا بشینم و رفتم صندلی عقب و فقط دستمو گرفته بودم جلوی صورتم. بازم فایده ای نداشت. چون به کمترین نور هم حساسیت  داشت و سوزش شدیدی مثل اینکه خرده های شیشه توی چشممهوحشتناک بود.  دراز کشیدم وکاپشنو انداختم رو صورتم. کسی که برف کوری می گیره به نورهای مصنوعی خیلی بیشتر حساسیت پیدا می کنهبابا از رودهن یه قرص مسکن خرید. فکر نمی کرد حالم اینقدرها هم بد باشه به همین خاطر وارد تهران نشد و سریع رفت سمت  اراک.  هرچی بهش گفتم بریم دکتر گفت که من  برف کوری گرفتم و کاری نمیشه کرد فقط باید دردشو تحمل  کنم تا خوب بشه. اما اون تو وجود من نبود ببینه که تحمل کردنش ممکن نیست.

تا قم چشمامو گرفته بودم و ناله و بی تابی می کردم. فکر می کردم برای همیشه کور میشمبابا هم باهام حرف نمیزد که دلداریم بده و فقط با سرعت رانندگی می کرد که برسیم خونهبعد از قم دیگه قابل تحمل نبود. به بابا گفتم نگه داره که پیاده بشم. اما اون نمی گذاشت و می گفت اینجا جای توقف نیست و یکساعت دیگه می رسیم. به خاطر استرس و درد  کنترل رفتارمو از دست دادم و داد کشیدم  خودمو به در ماشین می کوبیدم ومی گفتم اگه نگه نداره درو باز می کنم.

بابا کنار یه رستوران بین راهی نگه داشت. با چشمای بسته پیاده شدم و دویدم وسط اتوبان. نمی دونستم کجا دارم میرم. داد میزدم و گریه می کردم. بیچاره بابا… منو آروم کرد و سریع رفت از رستوران  سیب زمینی گرفت ورقه ورقه کرد و گذاشت رو چشمم. یه کم بهتر شدم . ۱۲ شب رسیدیم خونه. مامان وقتی منو با اون وضعیت دید باز این کوهها رو نفرین کرد و گفت آخه این چه ورزشیه شما انتخاب کردید؟!  تا دو روز چشمم با باند بسته بودو مدام روش یخ میگذاشتم و از اتاق تاریکم در نمی اومدم. شب صحنه شام خوردنمون احتمالا خیلی خنده دار بوده. کل خونه تاریک.  همه دور میز و یه شمع با نور ضعیف گوشه آشپزخونه روشن بود و من عینک دودی زده بودم. دکتر هم وقتی معاینه کرد گفت سلول های قرنیه ام به شدت آسیب دیده و فقط باید استراحت کنم و مواقعی که آفتاب شدیده حتما از عینک آفتابی مناسب  استفاده کنم. صورتم تا دو هفته پوست می انداخت.

 

برف کوری:  فقدان موقت بینایی و التهاب قرنیه و ملتحمه در اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید یا پرتو‌های ماورای‌بنفش ناشی از انعکاس نور از روی برف یا یخ است. پرتو‌های فرابنفش توسط DNA در سلول‌های اپتلیوم قرنیه جذب می‌شوند و ۴ تا ۶ ساعت پس از تابش از روی قرنیه کنده می‌شوند و قرنیــــه دردناک می‌شود.

 

                                                               قرنيه ملتهب شده


فرد مبتلا شدیدا دچار درد،ریزش اشک و ترس از نور می‌شود. ترس از نور می‌تواند آنقدر شدید باشد که بیمار موقتا دچار کوری و نابینایی شود. تشخیص با گرفتن شرح حال بالینی و معاینه دید فرد و با یک‌Slit lamp انجام می‌شود. انفیلتراسیون در قرنیه و کدر شدن دید توسط پزشک به تشخیص کمک می‌کند.

آسیب‌های چشمی دیگر ناشی از اشعه فرابنفش:

 برخی از این آسیب‌ها عبارتند از: ناخنک که رشد یک غده کوچک روی قرنیه است و می‌تواند تا روی مردمک بیاید و باعث نابینایی شود این آسیب در کشور‌های گرمسیری شایع‌تر است و احتمالا علت تابش u.v است.

آسیب‌های چشمی ناشی از ارتفاع:

 مشکلات بینایی ایجاد شده در اثر صعود به ارتفاعات عبارتنداز: ایجاد نقطه کور مرکزی و تاری دید و نابینایی یکطرفه، کوری گذرا که به این وضعیت کوری «هیپوکسیک» یا میگرن بدون سر درد نیز گفته می‌شود. خونریزی شبکیه از ارتفاع ۲۷۰۰ متر شروع می‌شود و در بالای ۵۰۰۰ متر معمولا بدون علامت است.

مشکلات ناشی از عبور برق و صاعقه: اختلالات چشم درصاعقه و رعدو برق شایع هستند. آسیب‌های قرنیه ممکن است تا هفته‌ها پس از صاعقه طول بکشد. کاتاراکت شایع‌ترین عارضه است و ممکن است پس از یک تاخیر چند ماهه تا چند ساله اتفاق بیفتد. کدورت عدسی می‌تواند در هر دو سطح قدامی و خلفی ایجاد شود.

برای پیشگیری و درمان باید به این نکات توجه داشت:

۱-    از مالش چشم‌ها خودداری کنید و لنز‌های تماسی را بردارید.
۲-    از مسکن‌های خوراکی مثل بروفن استفاده کنید.
۳-    روی چشم را با گاز یا Pad چشم بپوشانید.
۴-    درصورت امکان نصف روز را در اتاق تاریکی بگذرانید و زمانی پوشش را بردارید که بتوانید بدون اذیت شدن چشم را باز نگه دارید.
۵-    از مصرف بی‌حس کننده‌ها‌یی مثل متل تترا کایین به دفعات خودداری کنید.
۶-    از کمپرس سرد استفاده کنید.
۷-    درصورت عفونت چشم از قطره کلرامفنیکل چشمی یا ترکیبات مشابه استفاده کنید.

 دکتر امیر حسین خلیلی فر – عضو انجمن پزشکی کوهستان ایران – با تشکر از وبلاگ همه ما

 

ضد عفوني آب در برنامه های كوهنوردی

ضد عفوني آب در برنامه های كوهنوردی


گردآوری:  دكتر فرید عباسی

ماده ضد عفونی کننده پرکلرین را بشناسیم
پرکلرین یا گرد کلر چیست؟
پرکلرین (هیپو کلریت کلسیم) ماده ایست سفید رنگ با خاصیت گندزدایی که جهت ضدعفونی آب ـ سبزی ـ میوه ـ ظروف ـ حمام ـ توالت و محلهای آلوده بکار میرود.
این ماده معمولا در بازار با درجه خلوص ۶۰ – ۷۰ درصد عرضه میشود.
پیشگیری از بیماری به مراتب ساده تر و ارزان تر از درمان است
عامل بسیاری از بیماریهای واگیر رودهای (وبا و…)موجوداتد بسیار ریزی هستند که با چشم دیده نمی شوند.این موجودات با خوردن آب ـ سبزی ـ و میوه آلوده ویا از طریق انتقال آنها توسط دست یا حشرات به مواد غذایی و ظروف وارد بدن انسان شده و ایجاد بیماری مینماید.
یکی از راههای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای واگیر روده ای ضد عفونی کردن آب های آشامیدنی و مصرفی و میوه و سبزیجات با محلول پرکلرین می باشد.

طریقه ضد عفونی آب مصرفی خانگی:
اگر آب آشامیدنی شما از آب لوله کشی شهر تامین نمی شود بهتر است آب آشامیدنی خود را جهت اطمینان کامل بطریق زیر ضد عفونی نمایید.
توجه کنید:هر آبی ـ بدون توجه به منبع ، زلالی ویا رنگ و بو و مزه آن ـ غیر بهداشتی
محسوب میشود مگر اینکه با کلر ضد عفونی شود.
سه قاشق مربا خوری(۱۵ گرم) گرد پر کلرین را در یک بطری(رنگ بطری تیره باشد) یک لیتری آب اضافه نموده(به این محلول محلول مادر میگویند) و بهم بزنید. و سپس هفت قطره از این محلول(محلول مادر) را به یک لیتر آب اضافه نموده و بهم بزنید. پس از نیم ساعت با اطمینان خاطر مصرف نمایید.

 چند نکته مهم:
• پودر کلر را میتوانید از مراکز بهداشتی که در تمام کشور فعال هستند واحد بهداشت محیط بصورت رایگان تهیه کنید (همان جاهایی که بچه هارا واکسن میزنند).
• اگر پودر کلر مدتی بماند( بیش از یک تا دو هفته )هنگام استفاده آب را تلخ میکند پس برای هر برنامه باید کلر تازه تهیه کنید .
• در هر برنامه همان ۱۵ گرم که صرف تهیه محلول مادر میشود برای شما کافیست.
• پودر کلر را در ظرفهای کوچک شیشه ای یا پلاستیکی جای دارو دور از نور در جایی خشک و تاریک نگهداری کنید وگرنه تبخیر می شود.
• پودر کلر را در کنار مواد غذایی یادر ظرفهای سر باز نگهداری نکنید و گرنه بوی آن در تمام محوطه پخش میشود ( مثل بویی که در استخرها می آید ).بهتر است حتی پودر درون ظروف سربسته را هم در هوای آزاد و نه در کنار وسیائلتان بگذارید ودر یک جای سایه دار.
• محلول مادر را که درست کردید ( ۱۵ گرم در یک لیتر آب)مقداری از آن را در یک ظرف کوچک دارای سر قطره چکان ( این ظرف ها را میتوانید از داروخانه ها تهیه کنید)بریزید. ظرفتان را در یک فویل آلمینیومی بپیچید و آن را در چند لایه پلاستیک بگذارد.هفت قطره از این محلول برای یک لیتر آب کافیست( تقریبا ۱۱ قطره برای یک بطری ۵/۱ لیتری آب ) .
• توجه کنید محلول شما مثل وایتکس دارای خاصیت رنگبری است پس دقت کنید در هنگام حمل و نقل ویا زمان استفاده روی لباسها یا وسایلتان نریزد.
• پس از اظافه کردن کلر به آب حتما نیم ساعت صبر کنید بعد از آب استفاده کنید
• کلر رنگ بو یا مزه آب را چندان عوض نمیکند.
• از پودر کلر میتوانید برای ضد عفونی کردن سبزیجات میوه ها و اماکن و ظروف هم استفاده کنید که نحوه آنرا میتوانید از کارشناسان بهداشت محیط جویا شوید.
• اگر آب تصفیه شده در اختیار ندارید برای حفظ سلامت خود آبهای چاه ، چشمه و بخصوص آبهای جاری را حتما با کلر ضد عفونی کنید .
• در برنامه های چند روزه حتما به این نکته توجه دو چندان کنید.
• ضمنا در برنامه هاي كوهنوردي از قرص هاي كلر هم مي توان استفاده كرد ولي متاسفانه در بازار ايران كمتر يافت ميشود ولي در كشورهاي نپال و پاكستان كه احتمال آلودگي آب نيز بيشتر است از طريق داروخانه ها قابل خريداري مي باشد.
• با رعایت بهداشت بدون بیماری و با آرامش سفر کنید و از کوهستان زیبا لذت ببرید.

 

الگوهای هم هوایی در ارتفاع

گروه کوهنوردی پرواز

گروه کوهنوردی پرواز

مقدمه:

شاید شما از آن دسته افرادی باشید که سالی چندبار پا بر دامنه ها می گذارید و البته در آن معدود دفعات نیز سعی دارید تا قله ای مرتفع در اطراف شهرتان را صعود نمائید.

شاید هم کوه نوردی حرفه ای باشید که هر چند سال یکبار به قلل مرتفع خارج از کشورتان صعودهایی را تدارک می بینید.

چیزی که در میان تمامی انسانها در صعود به ارتفاعات مشترک است، نیازی است که ایشان به تطابق با ارتفاع یا هم هوایی (acclimatization  ) دارند. در واقع هر انسانی که قصد صعود به ارتفاعی بیش از ارتفاع محل زیست خود را دارد نیاز است تا ابتدا خود را از لحاظ آمادگی جسمانی به حدی مطلوب برساند. بخشی از این افزایش آمادگی جسمانی تطابق با ارتفاع یا هم هوایی است.

در این قسمت سعی داریم تا الگوهای تجربی رایج و پر طرفدار هم هوایی در صعود به ارتفاعات بلند را تشریح نماییم. در این روند تنها از تجربیاتی بهره گرفته ایم که طی چند سال و با شرکت در چندین برنامه کوه نوردی حاصل شده، لذا وجود ایرادات علمی بر آن دور از ذهن نیست. همچنین تا حد امکان تلاش نموده ایم تا به آسانترین و قابل فهمترین شکل ممکن مطلب را بیان نماییم. امیدواریم خواندن این مطلب برای آن دسته از دوستانی که تنها با امید به دارا بودن قدرت بالای بدنی به کوه میروند و البته ناکام باز می گردند پاسخی باشد بر ایرادات صعودشان.

 

شیوه های صعود به قلل مرتفع

کوهی را تصور کنید با ۳ مرحله کمپ در ارتفاع بالا، در حالی که کمپ اصلی این کوه نیز در ارتفاعی برابر با بلندترین کوههای محل زندگی ما قرار دارد. بطور مثال کمپ اصلی کوه اورست در ارتفاع ۵۳۶۰ متری است یا کمپ اصلی چوآیو در ۵۶۰۰ متری قرار گرفته. دقت کنید شما قرار است بیش از ۵۰ روز را در ارتفاعی نزدیک به قله دماوند بمانید در حالی که تعداد کمی از روزهای صعودتان را هم بالاتر از کمپ اصلی به سر می برید.

این امر در کوههای کم ارتفاعتر نیز صادق است؛ مثلا ارتفاع کمپ اصلی کوه پرطرفدار لنین در پامیر ۳۷۰۰ متر است یا کمپ اصلی کوه خان تنگری در تیان شان در ارتفاع ۴۰۰۰ متری بر پا می شود که درست ارتفاعی است برابر با قلل مرتفع رشته کوههای البرز و زاگرس.

همانطور که می دانیم مهمترین عاملی که ما را نیازمند هم هوایی می کند کمبود فشار سهمی اکسیژن در ارتفاع است. گرچه در هر هوايي و در هر ارتفاعي ميزان درصد اكسيژن (۲۱%) تغييري نمي كند اما تعداد مولكول هاي اكسيژن در هواي رقيق كمتر مي شود و در نتيجه بدن براي رفع نياز خود به اكسيژن، به تلاش بيشتري مي پردازد. همین مسئله ساده توجیه گر نیاز بدن به تطابق با ارتفاع بالا است.

حال نخستین واکنش بدن در مقابله با این کمبود اکسیژن افزایش تعداد تنفسها به شکل ارادی یا غیر ارادی است؛ نکته ای که بخصوص در یکی دو شب نخست اقامت در کمپ اصلی و بویژه هنگام خواب با آن مواجه خواهیم شد. گرچه عوارض ارتفاع گاها تنها به همین مورد خلاصه نشده و علاوه بر افزایش تعداد تنفس شاهد: بي اشتهايي، تهوع و استفراغ، خستگي و ضعف، گيجي و سردرد، بي خوابي (قطع و وصل تنفسي)، عدم تشخيص صحيح، خواب هاي آشفته و … نیز خواهیم بود.

 

آغاز صعود:

آغاز هر صعودی باید همراه باشد با لمس ارتفاع بالاتر و بازگشت به کمپ پائینتر. در واقع این شیوه تاییدی است بر اصل صعود به ارتفاع بالا، خواب در ارتفاع پايين. باید بدانیم تاثیر لمس کمپ بالا همراه است با افزایش گلبولهای قرمز جهت اکسیژن گیری بهتر. این نکته که همراه است با افزایش غلظتهای هماتوکریت و هموگلوبین ضرورتا نمی تواند مفید باشد، چرا که افزایش غلظت خون از عوارض آن است.

در هر صورت بدن این آمادگی را دارد روز بعد یا روزهای بعد برای شب مانی در ارتفاع بالاتری کمپ اصلی را ترک نماید. این روند تا لمس آخرین کمپ باید ادامه یابد؛ یعنی لمس کمپ بالاتر، بازگشت برای شب مانی به کمپ پائین و مجددا روز بعد صعود برای شبمانی به کمپ بالاتر. بدین شکل با لمس آخرین کمپ و بازگشت به کمپ اصلی پروسه هم هوایی به انتها خواهد رسید.

اینک پس از چند روز استراحت در کمپ اصلی و تغذیه بهتر می توانید با اتکال به وجود کمپهای بالاتر صعود نهایی را به شکل پله ای و کمپ به کمپ آغاز نمائید.

 

الگوهای تجربی در هم هوایی

در مناطق مختلف عموما شاهد شیوه های مختلفی در هم هوایی خواهید بود. به طور مثال شیوه های هم هوایی روسها با غربیان متفاوت است و ایشان بر اساس پارامترهای تجربی خود هم هوایی می کنند.

در واقع روسها آن چیزی را که به عنوان لمس کمپ بالاتر از آن یاد کردیم اجرا نمی کنند و پس از صعود به کمپ بالا نخستین شب را در آنجا اطراق می نمایند و روز بعد به كمپ پائينتر باز مي گردند. ایشان همچنين معتقدند در صورتیکه فرد پس از یک شب اقامت در ارتفاع بالاتر دچار مشکل نشد می تواند به ارتفاعی بالاتر صعود و خود را در ارتفاعی فراتر هم هوا نماید. البته اين حالت هم هوايي تنها تا دو كمپ بالاتر اجرا مي شود و در نهايت فرد مي بايد به كمپ اصلي براي تجديد قوا باز گردد.

این روند شاید برای آن دسته از کوه نوردانی که در مکانی بیش از ارتفاع معمول شهرها (۱۵۰۰ متر) زندگی می کنند طبیعی باشد، اما برای سایر کوه نوردان، بخصوص کوه نوردان غربی که در شهرهایی با ارتفع کوتاه ساکن هستند می تواند خطرناک باشد.

 

هم هوایی در صعودهای آلپی

سال ۱۹۸۰ راینهولد مسنر در صعود انفرادی خود به اورست دوره هم هوایی خود را تنها در مدت ۲ شب و سه روز سپری نمود (البته وی پیش از حضور در تبت دوره ای را بر روی کوه کلیمانجارو به تمرینات بدنسازی و هم هوایی پرداخته بود). در واقع مسنر پس از رسیدن به کمپ اصلی و چند روز اقامت در آنجا به تنهایی به سمت گردنه شمالی در ارتفاع ۷۵۰۰ متر حرکت کرد. وی در بازگشت و با چند روز استراحت مطلق در کمپ اصلی خود را مهیای صعود نهایی به اورست نمود. وی نهایتا در تلاشی سه روزه توانست از جبهه شمالی به قله اورست دست یابد. مسنر در بخشی از مسیر صعود با گذر عرضی (تراورس) از راهی نو خود را به دهلیز شمالی رسانده و از آنجا راهی قله شد.

امروزه کوه نوردانی که قصد صعود سبکبار (آلپی) را دارند با همین شیوه خود را به اوج هم هوایی رسانده و در نهایت آماده و مهیای صعود به قلل مرتفع می شوند.

 

نکته:

هنگام رسیدن به کمپ اصلی برای آغاز صعود تعجیل نکنید و ترجیحا یک یا چند روز نخست را به استراحت بپردازید. این امر بویژه برای کسانیکه قصد صعود به قلل مرتفع و صعب العبور پامیر و تیان شان را دارند و با بالگرد وارد کمپ اصلی می شوند الزامی است.

 

ارتفاع زدگی عاملی نیست که تنها با صعود به ارتفاع بالاتر حادث شود، بلکه مهمترین امر در ارتفاع زدگی سرعت زیاد صعود به ارتفاع بالاتر، شدت بالای فعالیت و میزان زیاد حمل بار می باشد.

 

باید بدانیم هر ارتفاعی نیازمند هم هوایی اختصاصی است و برای رسیدن به هر کمپی می باید پروسه هم هوایی شامل لمس کمپ بالا، بازگشت به کمپ پائینتر و بعد صعود و شب مانی در کمپ بالاتر را اجرا کنیم.

 

در طول دوره هم هوایی نیاز به شبمانی در کمپ آخر نیست و همان لمس کمپ آخر می تواند بیشترین تاثیر را در هم هوایی نهایی داشته باشد و باید بدانیم در ارتفاع بالای ۷۰۰۰ متر نه تنها تطابق با ارتفاع معنا ندارد، بلکه پس رفت نیز حادث می شود.

 

تغییرات آب و هوا و خرابی هوا بیشترین نقش را در بهم زدن روند هم هوایی دارد.

 

گاهی بدلیل عدم تطابق با ارتفاع، ممکن است نیاز به چند روز اقامت در کمپ اصلی را پیدا کنید، پس بدون داشتن استرس در از دست دادن زمان، سلامتی را بر زود هم هوا شدن ارجح بدانید.

 

تفاوتهای فردی قابل ملاحظه ای در توانایی افراد جهت تطابق با ارتفاع وجود دارد. برخی به سرعت با ارتفاع تطابق می یابند و برخی نیازمند دوره های زمانی طولانی تری برای هم هوایی هستند.

 

پیش از رسیدن به کمپ اصلی و حتی در کشور خود می توانید پروسه هم هوایی را با صعود به قلل بالای ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ متری در دسترس آغاز کنید. اما باید بدانید هم هوایی امری است کوتاه مدت (حداکثر دو هفته) و به صرف یک چنین هم هوائیی نمی توانید در صعود به قلل مرتفع ریسک نمائید و به سرعت به ارتفاعات بالاتر بروید.

 

تطابق با ارتفاع با عدم وجود بیماریهای ناشی از ارتفاع و بهبود کیفیت خواب مشخص می گردد و به اصطلاح معروف: هر کس در ارتفاع خوب بخورد و خوب بخوابد, خوب هم هوا شده است.

 

 

نتیجه گیری نهایی:

صعود به ارتفاعات، بدون آمادگی قبلی (هم هوایی) باعث به وجود آمدن مشکلات متعدد جسمی و روحی برای انسانی می گردد، که برخی به کمک کاهش ارتفاع، برخی به مرور زمان و خود و بخود و برخی دیگر به کمک دارو درمان می شوند.

اگر در ارتفاع دچار یکی از بیماری های سه گانه ارتفاع شویم و اقدام به کاهش ارتفاع یا درمان ننمائیم، خطر مرگ بسیار جدی و نزدیک می باشد (بین ۶ تا ۲۴ ساعت).

بهترین و کم ریسک ترین راه جهت صعودهای بلند، رعایت الگوهای هم هوایی می باشد.

 

منابع و مآخذ:

تهیه و تدوین: محمد شاکری موحد

www.chekad-sari.com

www.ciesin.org

سرمازدگی موضعی اندامها:

سرمازدگی موضعی اندامها:

گروه کوهنوردی پرواز

 

انجمن پزشکی کوهستان ایران: اوج فعالیت های زمستانی فرارسیده و بارشها در این هفته سنگین تر از گذشته خواهند بود. هر گونه بی احتیاطی خطر سرمازدگی موضعی را به همراه خواهد داشت:
سرمازدگی عبارت است از یخ زدن دست و پا و لایه های زیرین آن.

۲٫ هرچه برودت هوا بالاتر می رود ( زیر صفر) درجه صدمات بیشتر می شود.

۳٫ در شرایط خستگی زیاد و برودت زیاد در ارتفاعات مشکل می توان از سرمازدگی پیشگیری کرد.

۴٫ بی توجهی و اهمال را عامل موثر در ایجاد چنین وضعی می دانیم.

۵٫ در دمای ده درجه زیر صفر هر عضو یا ماهیچه ای از بدن که بیشتر از چند دقیقه بیحس باشد ممکن است دچار سرمازدگی شود.

۶٫ این افراد چند ساعتی را با بی حسی عضو رنج می برند ولی علایم بیماری را مشاهده نمی کنند چون غیر از بی حسی هیچ حس دیگری ندارند.

۷٫ بنابراین لازم است اصلاعات لازم را پیرامون درجه حرارت مناصق مختلف جویا شویم تا بتوانیم با دست پر وارد شویم.

۸٫ دو نوع سرمازدگی عضوی و عمومی داریم.

۱-در سرمازدگی عمومی مویرگهای پوست منقبض شده و جریان خون را از پوست کاهش می دهد تا گرمای کمتری از سطح بدن خارج شود.

علایم: رنگ پریدگی ، لرزه در بدن ، انقباض ماهیچه ها ، احساس سرمای زیاد ، پس از مدتی صحبتهای مصدوم مبهم و درک وی مختل و غیر منطقی می شود

وقتی دما به زیر ۳۵ درجه سانتی گراد برسد، سرمازدگی به انسان دست می دهد که می توان به خوبی درمان نمود ، اما اگر دمای بدن به ۲۶ تا ۳۴ درجه سانتی گراد برسد، شانس بهبودی بسیار کم است.

علت: غوطه ور شدن در آب سرد، نداشتن حفاظ کافی در مقابل سرما خصوصا در خستگی در ارتفاعات بالا
توجه: هیچ گاه فکر نکنید که مصدوم سرمازده مرده است ، حتی اگر ضربان و تنفس وی را حس نکنید.

هدف: جلوگیری از هدر رفتن بیشتر گرما از بدن و کمک به مصدوم برای به دست آوردن دمای معمولی بدن به تدریج و رساندن مصدوم به محلی امن

درمان:

۱- مصدوم را به محل امن از باد و طوفان برسانید ، اگر شرایط اضطراری است، سر و گردن ، و نه صورت را بپوشانید

۲- اگر مصدوم بیهوش است ، در وضعیت بهبود قرار دهید

۳- تعویض لباسهای خیس یا خنک

۴- اگر تنفس و ضربان ایستاد، فورا روش نجات زندگی را شروع کنید.

۵- اگر به هوش است نوشیدنی گرم و شیرین به وی بدهید.

توجه: پیش از شروع فصل زمستان ، خود را در شهر به سرما عادت دهید:

۱- شبها بدون روشن بودن بخاری یا شوفاژ بخوابید

۲- دستها و صورت را با اب سرد بشویید

۳- زیاد لباس نپوشید

۴- در خیابان به هنگام راه رفتن دستها را از جیب خارج کنید و حرکت مچ و انگشتان را داشته باشید.

وقتی اعضای بدن در سرمای طولانی قرار گیرند این یخ زدگی ممکن به دو حالت سطحی یا عمقی باشد ، سطحی تنها پوست یخ می زند و عمقی بافتهای زیر پوست را شامل می شود . البته زدگی ممکن با سرمازدگی عمومی همراه باشد

علایم سطحی: ۱٫ ناحیه یخ زده تیر می کشد و بی حس و کرخت می شود .

۲٫ حرکت این اعصا قطع می گردد

۳٫پوست سفت و براق می شود. ( رنگ پوست زرد و قهوه ای می شود)

هدف : جلوگیری از صدمه بیشتر به عضو یخ زده و گرم کردن تدریجی آن و انتقال به مح امن

در مان: ۱٫ دستکش ، کفش، جوراب خیس را در آورید ( حلقه، ساعت ، انگشتر، گردنبند را از وی دور کنید)

۲٫ عصو یخ زده را به وسیله دستکش جوراب ، کفش یا دست گرم اعضای تیم ( پوست به پوست) گرم کنید، یا در زیر زیر یا پاهای خودش یا خودتان قرار دهید و پس از آن در آب ۳۵ درجه قرار دهید و تکان دهید.

۳٫ اگر پا یخ زده ، کمی انگشتان را تکان دهید و راه بروید.

۴٫ ناحیه یخ زده را به هیچ عنوان ماساژ ندهید

۵٫ از حرارت خشک جهت درمان استفاده نکنید.

مرحله دوم: اگر پای شخص سرمازده شده بهتر است حمل شود زیرا در غیر این صورت صدمه بیشتری می بیند.

علایم : عضو یخ زده ، سفت ، سفید، و مانند مرغ یخ زده ای که از فریزر بیرون آورده شود ، پس از باز شدن یخ، در عرض چند ساعت ورم می کند و پس از یک یا دو روز تاولهای بزرگی ظاهر می شود و به سیاهی می رود

هدف: جلوگیری از صدمه بیشتر به عضو یخ زده ( درجه ۲) و گرم کردن تدریجی و انتقال به پایین کوهستان

درمان:
۱- عضو یخ زده را ماساژ ندهید
۲٫ عضو یخ زده را با برف نشویید .
۳- عضو یخ زده را لخت نمایید
. ۴- به عضو یخ زده ضربه وارد نکنید.
۵٫ اگر انگشتان پا دچار سرمازدگی شده اند، روی آنها راه نروید.
۶٫ سیگار و نیکوتین باعث انقباض رگها می شود. از این مواد استفاده ننمایید.۷٫ الکل را فقط در صورتی که محل گرم و شخص بیهوش است به مقدار کم استفاده کنید.
.۸٫ عضو عضو یخ زده را به مدت ۲۰ دقیقه درآب ۳۵ درجه قرار داده و تکان دهید.
۸٫ تاولها را به هیچ عنوان نترکانید.
۹٫ برای جلوگیری از درد قرص مسکن استفاده نمایید .
۱۰٫ عضو عضو یخ زده را با باند تمیز ببندید.
۱۱٫ از عضو صدمه دیده استفاده نکنید.
انجمن پزشکی کوهستان ایران