گزارش برنامه گردشگری کرمانشاه و اورامانات کردستان

مشخصات کلی برنامه:

موضوع:                              گزارش برنامه گردشگری کرمانشاه و اورامانات کردستان

نوع و سطح برنامه:            گردشگری

تاريخ اجرای برنامه:            ۱۳۹۷/۲/۱۱

میعادگاه:                             ترمینال کاوه

وسیله نقلیه:                        اتوبوس

سرپرست:                          آقای امید دادخواه

  گزارش نویس:                    شکیبا سیفی

گزارش سفر:

برنامه گردشگری کرمانشاه و اورامانات کردستان در تاریخ ۱۱/۲/۹۷ شب هنگام آغاز شد.وعده گاه ترمینال کاوه ساعت ۲۱ بود که بعلت تقارن حرکت با نیمه شعبان و ترافیک در خیابان ها و تاخیر دوستان حرکت به ساعت ۲۱:۴۰ تغییر یافت.

مقصد کرمانشاه و زمان تقریبی حدود ۹ ساعت پیش بینی شده بود.ساعت ۷ صبح در یک پارک کوچک در کرمانشاه توقف کرده و صبحانه خوردیم .هوای خنک و باران زده در جمع دوستان و فضای سبز زیبا صرف صبحانه را دلپذیر کرده بود.پس از آن به بیستون رفتیم و دوستان کرد گروه خانم پورهاشم و آقای مونیفی از حکایت ها و افسانه های مردم کرد درباره این کوه وداستان شیرین و فرهاد گفتند.در دامنه کوه منظره سبزه زار و گله گوسفندان و نم بهاری حس زایدالوصفی ایجاد کرده بود.سنگ تراش فرهاد قسمتی از دامنه بود که سنگ های آن در سطح وسیعی تراشیده شده بودند.در دو ناحیه دیگرسنگ ها تراشیده و آثاری از تاجگذاری پادشاهان وجشن پیروزی هایشان در دل کوه کنده شده بود

و مثل همیشه دولت های بعدی قسمتی از آن را خراب کرده وبه زبان عربی لوح بزرگی گذاشته اند. مجسمه هرکول در قسمتی دیگر خود را به رخ می کشید که روی شیری سوار بود و دست چپ آن چند سال قبل شکسته و ربوده شده است بجای آن با سیمان دستی نابهنجار درست کرده و چسبیده شده بود .یک کاروان سرای بزرگ با معماری زیبا و سنتی در پایین دامنه به چشم میخورد که مدتی مرکز ترک اعتیاد بوده و بالاخره میراث فرهنگی تصمیم گرفته است

 

که دستی به سرو رویش کشیده و برای مقاصد گردشگری از آن استفاده کند.چشمه خروشان و زیبایی از بیستون میجوشد.پس از بیستون به طاق بستان رفتیم چ

 

که به همان صورت در دامنه کوه،سنگتراشان هنرمند با امکانات کم آن روزها ولی با دل و جان چند قاب بزرگ از فتوحات و تاجگذاری و شکارگوزن ها تراشیده بودند.جهت نگهداری بهتر از این مجموعه با یک راه آب فاصله ای بین بازدیدکنندگان و کوه ایجاد کرده بود که بنظرم فکر بسیار خوبی بوده است زیرا ملت ما گاهی رنج بالا رفتن از صخره و کوه را برای ثبت یادگاری و اسم خودشان برخود آسان می کنند!

مشغول آواز خواندن شدندکه با استقبال سایر بازدیدکنندگان روبرو شد.پس از طاق بستان جهت صرف ناهاربه مجموعه باغ رستوران رفتیم و از ناهار دنده کباب (کباب مخصوص کرمانشاه )در باغ هایی که از سایه درختان خنک و دلچسب شده بودند لذت بردیم.مردم کرد بینهایت مهربان و مهمان نواز بودند .پس از ناهار به سمت جوان رود حرکت کردیم .جوان رود در دره واقع شده است و مثل بیشتر نقاط غرب کشور از معضل ریزگردها در امان نیست ولی خوشبختانه در فصل بهار بارندگی ها هوای این مناطق را بسیار لطیف کرده بود وهمه دامنه کوه ها را مخمل سبزی پوشانده بود.جوان رود بازارچه مرزی هم دارد که بسیار سفارش شد که اجناس تقلبی و اصل درهم اند و در خرید دقت کنید!

شب در بازارچه قدم زدیم و بعد از آن در کنار دوستان به استراحت پرداختیم.

 

صبح روز ۱۳ به سمت غار قوری قلعه حرکت کردیم.یک منطقه گردشگری جالب در دامنه کوه شامل بازارچه  محلی و شهربازی احداث شده که در انتها به غار ختم می شود.این غار در سال ۱۳۳۶ شناسایی شده که در سال ۱۳۷۸ بهره برداری گردیده است.حدود ۳۰۰۰متر کشف شده که در حال حاضر ۴۵۰ متر آن در معرض بازدیدکنندگان است.فضای داخل غار به شکل باورنکردنی زیبا و جذاب بود.در طول غار تابلوی بالارفتن ممنوع و حفظ شعائر اسلامی به چشم میخورد ولی درمورد عکسبرداری بدون فلش تذکری نبود.(در غار عکس  برداری با فلش باعث رشد جلبک در سطح غار شده و اکوسیستم آن را بهم میریزد.) درهمان ابتدای غار یکی از جوانان غیور ایرانی به بالارفتن از

دیوارو گرفتن عکس با فلش اقدام نمود که مطابق با فرهنگ ایرانی بود.موقع برگشت از غار از مسئول باجه بلیط در مورد فلش عکاسی و تابلوی آن سوال کردیم در ابتدا که درمورد مضرات آن کلا بی اطلاع بودند و بعد از توضیحات ما گفتند که اتفاقا ما هم به مسئولین گفته ایم و آن ها جواب نداده اند!

 

 

در بازارچه محلی غار چای آتشی و کلانه (شامل نان و پیازچه سرخ شده در روغن حیوانی ) توسط خانم های کرد با لباس ها محلی تهیه و فروخته میشد که خوردن کلانه و چای را حتما به همه ی بازدیدکنندگان سفارش میکنم.همچنین کلاههای کردی ومحلی در خیمه ها فروخته میشد که علیرغم نوشته  درخواست نگرفتن عکس با کلاهها ملت همچنان شاد و خندان مشغول گذاشتن کلاه وعکاسی بودند.

جهت صرف ناهار به جنگل های زیبای روستای نُسمه رفتیم که جمعیت آن ۵۶۷ نفر بود.پس از پیاده رویی طولانی به باغ رستوران سرچنار که دارای چشمه خروشان و پرورش ماهی قزل آلا بود ،رسیدیم.

 

البته تهیه غذا برای۴۸ نفرآن هم در روند طولانی گرفتن ماهی و پاک کردن و کباب کردن زمانبر بود ولی طبیعت زیبا و هوای خوش جنگل درآن دامنه  رویایی بسیاردلپذیر بود وزمان به سرعت می گذشت.در یکی از تخت های رستوران جشن تولد برپا بود که کیک تولد را بین سایر مهمان ها توزیع کردند و بعدا متوجه شدیم که مربوط به یکی از خوانندگان جوان امروزی است و طرفدارانش بدون حضور خواننده برای او تولد گرفته اند.

 

بعد از صرف ناهار به سمت روستای شمشیر حرکت کردیم و آنجا نزدیک یک مسجد اهل تسنن یک خانه روستایی بعنوان اقامتگاه در نظر گرفته شده بود که حیاط جنگلی بسیار زیبایی داشت.پس از کمی استراحت به سمت جنگل آن روستا با راهنمایی آقای منیفی حرکت کردیم که با بارندگی زیبای بهاری همراه شد.رود پر آبی در وسط جنگل وجود داشت که عبور از آن باعث خیس و گلی شدن کفش و لباس هایمان شد.شب در حیاط جنگلی اقامتگاه بساط سیب زمینی و چای آتشی برپا بود که با خوانندگی هنرمندان گروه همراه شد.

برنامه صبح ۱۴ حرکت از روستای شمشیر و عبور از پاوه و مقصد روستای هجیج بود که آقای عشاقی (لیدر گروه)برای اینکه اسم این روستا رافراموش نکنیم

 

از کلمه هویج استفاده می کردند.روستای هجیج که در دودامنه روبرو با گذر چشمه ای از وسط آن بسیار زیبا بوده امروزه بعد از احداث سد داریان یک طرف روستا به طور کامل و طرف دیگرتا نیمه به زیر آب رفته بود و منظره جدید روستا ودریاچه ومخمل سبزدامنه روبروبسیار چشم نوازبود  که بسیار شباهت به جزیره کاپری در ایتالیا دارد،

 

 

 

 

 

با این تفاوت که رسیدن به کاپری همت بلند و تلاش زیاد مسئولین و مردم کرد را می طلبد.بعداز ظهر و شب ۱۴ در اتوبوس و مسیر برگشت گذشت. در داخل اتوبوس فضای دوستانه و شادی برپا بود.

در کل آنچه که این سفر را خاطره انگیز کرد مدیریت قوی جناب عشاقی زحمات آقای دادخواه وآقای منیفی وهمراهی وهمدلی فوق تصور همسفران بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*