گزارش برنامه دماوند

موضوع:                         گزارش برنامه دماوند (شمال شرقی)
تاریخ اجرا:                      ۹۸/۶/۱۷
سرپرست:                     صالح کابلی
مکان:                             ناندل
مسول فنی :               شیما عسگری
گزارش نویس:               سعیده کریمیان
میعادگاه:                       ترمینال کاوه
وسیله نقلیه:                 اتوبوس
تعداد نفرات:                   ۲۲ نفر

“دماوند” ، اسمی است که ابهتش هر کسی را مجذوب خودش می کند و هر کوهنورد و غیر کوهنوردی آرزوی فتح و قدم گذاشتن بر روی قله دماوند را در سر دارد. روز یک شنبه ۱۷شهریور ماه ۹۸ کوله های خود را به قصد سفر و صعود به دماوند بسته و راهی شدیم. وعده دیدار ما برای حرکت، ترمینال کاوه راس ساعت ۱۸عصر بود، از انجا به اتفاق ۱۹نفر دیگر از همنوردان سوار بر اتوبوس عازم تهران شدیم. در ساعت ۱۲ شب به تهران و ترمینال جنوب رسیدیم. از ترمینال جنوب با مینی بوسی که از قبل هماهنگ شده بود به سمت روستای ناندل حرکت کردم. روز دوشنبه مورخ ۱۸ شهریورماه۹۸ تقریبا در ساعت۶ صبح به روستای ناندل رسیدیم که روستای بسیار زیبایی بود. هوای روستا مه آلود و ابری بود و باران ریزی می بارید. بعد از استراحت کوتاهی در اکو کمپ دماوند شمالی سوار بر نیسان ها شدیم و به سمت گوسفند سرا رفتیم. هوای بین راه همچنان ابری و بارانی بود و در دل ما این دلهره را ایجاد کرد که این هوا ممکنه تا فردا و بالای قله هم ادامه داشته باشه و مانع صعود ما شود. ساعت حدود۸:۴۵ به گوسفند سرا رسیدیم. و همچنان بحث آب و هوا و ادامه داشتنش تا فردا در بین ما بود که طبق معمول همیشه آقای عشاقی با روحیه بالای خود به ما این اطمینان رو دادند که شرایط جوی تغییر می کند و به ما قول دادند که همه ی شما صعود خواهید کرد. در گوسفند سرا صبحانه میل شد و کوله های سنگین به قاطرها سپرده شد و با کوله ی سبک به سمت کمپ شب مانی راه افتادیم. در بین راه هوای ابری-بارانی که ما را ترسانده بود جای خود را به هوای آفتابی داد. در مسیر کمی استراحت کرده و لباس های خود را کم کردیم.تقریبا بعد از گذشت ۲ ساعتی از پیاده روی به دشت زیبایی رسیدیم که نمای زیبای قله دماوند از آنجا مشخص بود. همنوردان در این دشت عکس های یادگاری گرفتند و با خود عهد بستند تا رسیدن به قله تلاش کنند، و با امید و شوق بیشتری به راه خود ادامه دادیم. ساعت حدود ۱۳ ظهر بود که به ۲۰۰ متری پناهگاه تخت فریدون رسیدیم، برای استراحت توقف کردیم، اما به علت اینکه آنجا مسطح و همچنین در نزدیکی چشمه بود، بنا به صلاحدید سرپرست کمپ در همان مکان برپا شد، که مکان بسیار زیبایی بود. در روبروی ما جنگلی از ابر خودنمایی می کرد که هر ببینده ایی را مجذوب خود نموده ، حس بسیار زیبایی است بر فراز ابرها بودن! در کمپ کمی استراحت کرده، ناهاری میل کرده و حدود ساعت۵:۳۰ برای هم هوایی به سمت تخت فریدون به راه افتادیم. در بین راه عکاسی کردیم و همواره این سوال در بین ما مطرح بود که کدام از ما فردا صعود خواهد کرد. بعد از گذشت۴۵ دقیقه به تخت فریدون رسیدیم که پناهگاه جبهه شمال شرقی در آنجا قرار داشت. محل بسیار زیبایی بود و تخته سنگ های زیبا و عظیمی در آنجا قرار داشت، در تاریخ اساطیری ایران هست که در این مکان “فریدون” (پادشاه پیشدادی که بر پایه شاهنامه فردوسی پسر آبتین و از تبار جمشید بوده ) با یاری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و او ضحاک را در این مکان و در غاری به بند کشیده‌ است و ضحاک اینجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود. هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های اوست!!!!

بعد از کمی ماندن در تخت فریدون و گرفتن عکس به سمت کمپ برگشتیم و شام مختصری خورده و برای خواب آماده شدیم. اما بادهای شدید و سرمای بیش از حد هوا تقریبا این اجازه را به کسی نداد که به خواب عمیق فرو برود. در روز سه شنبه مورخ۱۹ شهریور ماه ۹۸ با توجه به تصمیم شب قبل ساعت ۳:۳۰ دقیقه صبح بیدار باش زده شد و در ساعت ۴:۱۵ عازم رفتن به قله شدیم. ساعت ۵ در کنار پناهگاه استراحت کوتاهی کرده و دوباره به راهمان ادامه دادیم.مسیر در تاریکی اول صبح هم زیبا بود و همچنان ما از زیبایی ابرها که در این ساعت با زیبایی طلوع خورشید هم همراه شده بود لذت می بردیم، لذتی که هر کسی از بودن بالای ابرها قطعا خواهد برد.

پس از گذشتن ساعاتی از مسیر خستگی بود که گاه و بیگاه بر ما غلبه می کرد، اما ما به مفهوم واقعی یک گروه بودیم و یک خانواده، هر کس بدون توجه به خستگی خودش تلاش می کرد به دیگران روحیه و انرژی مضاعف دهد تا به بر خستگیشان غلبه کنند. استاد و مربی عزیز ما آقای عشاقی همانند همیشه با روحیه قوی و قدرت بالای روانشناسانه ی خود ما را به ادامه مسیر ترغیب می کردند. در هر صورتی بود با استراحت های مداوم بعد از هر یک ساعت پیمایش ما به آخرین یخچالی که در زیر قله قرار داشت رسیدیم، از آنجا تخته سنگ های گوگردی قله پیدا بود، از آخرین شیب قله هم گذشتیم و پا بر بام ایران زمین قله دماوند گذاشتیم. اشک شوق بود که از چشمهای همنوردان جاری می شد و بهم این پیروزی و غلبه بر خستگی و تلاش پیروزمندانه را تبریک می گفتند. بعد از ۲۰ دقیقه بر فراز قله دماوند بودیم و عکس ها به یادگار گرفتیم و به سمت کمپ حرکت کردیم. مسیر بازگشت و زیباییش وصف نشدنی است، هر چند خستگی خیلی به ما اجازه عکاسی نداد ولی چشمان ما لحظه به لحظه این زیبایی ها را ثبت کرد و در دفترچه خاطرات ذهنمان برای سالهای سال به یادگار گذاشت. در ساعت ۱۶:۴۵ دقیقه ما به کمپ رسیدیم، کنار هم نشستیم، چای داغ نوشیدیم و از تجارب صعودمان و احساس هایمان صحبت کردیم، و هر کدام از ما به خود و دیگر همنوردانمان افتخار می کردیم که توانستیم پیروز باشیم و ناامیدی و دلسرد شدن را شکست دهیم. همه به علت اینکه روز سختی را پشت سر گذاشته بودند خیلی زود برای خواب آماده شدند.

در روز چهارشنبه مورخ ۲۰شهریور ماه ۹۸ ساعت۶ صبح بیدار باش زده شد. چادرها را جمع کرده، کوله های مان را بستیم، صبحانه را در همان جا خوردیم. و آخرین عکس هایمان را با جنگل ابر گرفتیم. ساعت ۸ بعضی از همنوردان کوله هایشان را به قاطر سپردند و آماده شدیم برای بازگشت. هوای اول صبح آفتابی بود که ما حرکت را شروع کردیم با نزدیک شدن به گوسفند سرا هوای مه آلود زیبایی شد، و طبع خوانندگی همنوردان را گل انداخت و مسیر را با خواندن ترانه های زیبا به پایان رساندیم. ساعت ۱۰:۴۵ دقیقه به گوسفند سرا رسیدیم سوار بر نیسان شدیم و به سمت روستای ناندل رفتیم. ساعت ۱۲ در روستای ناندل سوار مینی بوس شده و راهی لاریجان شدیم، ساعت ۱۵ بعد از ظهر به آب گرم لاریجان رسیدیم ،آبگرم لاريجان در حدود ۶۰ کيلومترى شمال شرق تهران و ۲۶ کيلومترى شمال شرق شهرستان دماوند واقع است. در دامنه‌هاي البرز به ويژه اطراف قله دماوند، به دلايل خاص زمين‌شناختي، آب‌هاي معدني با خواص مختلف درماني وجود دارد که يکي از آنها در روستاي “آبگرم” است. روستايي خوش آب‌وهوا که در دامنه قله دماوند قرار دارد. آب هاي گرم معدني اين روستا با حرارتي حدود ۶۲ درجه سرشار از مواد گوگردي است و براي درمان دردهاي استخواني، انواع بيماريهاي پوستي، مفاصل و روماتيسم مفيد است. در آنجا آب گرمی رزرو کردیم، سپس تمام خستگی هایمان را در آب گرم شستیم. ناهار از کباب های معروف آن منطقه نوش جان کردیم و به سمت ترمینال جنوب رفتیم.
ساعت ۸ سوار بر اتوبوس اصفهان شدیم. روز پنج شنبه مورخ ۲۱شهریور ۹۸ ساعت حدود ۱:۳۰ دقیقه بامداد وارد اصفهان شدیم. و از همدیگر خداحافظی کردیم. این صعود هم گذشت و ما کوله باری از خاطره، تجربه، گذشت، مهربانی، همدلی و… را با خود به یادگار آوردیم. از نظر من تک تک ما قهرمان شدیم، نه بخاطر صعود به بلندترین قله ایران بلکه بخاطر کمک ها و همدلی هایی که داشتیم در کنار هم و باعث شدیم همه گروه با هم بر بام ایران زمین، قله دماوند قرار بگیرند. به امید صعودهای زیباتر و تجربه های دلنشین تر….
افراد شرکت کننده:
آقایان:
محمود عشاقی، هادی انصاری، صالح کابلی، شاهرخ صانعی، مهرداد شهاب، علی بیاتی، عرفان مسائلی، عادل ازاذ. -محمد رضاشادمهر-سعیذ نجاتی-عباس جهانبازی – مجید سهیلی – عباس شیرانی-
خانم ها:
سعیده کریمیان، شیما عسگری، زهرا عسگری، اشرف ایمانی، فرزانه امینی – سارا فروغی،محبوبه اختری-

 

 

مسیر gps  دماوند(شمال شرقی)

 

 

 

Powered by Wikiloc

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*