گزارش صعود شبانه کرکس

به نام حق…

 صعود سراسری کرکس ۱۹/۴/۱۳۹۳

ساعت ۴ عصر است،دروازه تهران،محل قرار همیشگی.خیلی از گروهها اینجا حضور دارند.سوار مینی بوس که می شویم دیدار ناگهانی بعضی از دوستان خنده ی روی لبهایمان را چند برابر می کند.سوار می شویم ومنتظر بقیه ی دوستان می مانیم.بالاخره ساعت ۳۰/۴ دقیقه حرکت را به سمت کوه کرکس آغاز می کنیم.می توانی مسیر رادر مینی بوس بخوابی،گپ بزنی یاصعودهای سابقت را بادوستانت مرور کنی.ما که سعی می کنیم تمامی این موارد را استفاده کنیم.بالاخره یکی از لذت های صعودها همین مسیر ممتد جاده تا پای کوه است.

ساعت ۰۵/۶ دقیقه به روستای دوست داشتنی کشه می رسیم… بعد از پیاده شدن در منطقه تفریحی کشه کوله هایمان را برای مسیری چند ساعته روی دوشمان تنظیم می کنیم ودر دایره ای آشنا همراه با آقای عشاقی وخانم ماریا سرپرست برنامه چند کلامی در مورد صعود صحبت می کنیم.

۳۷/۶ دقیقه حرکتی آرام در صفی منظم و کوهنوردانه را شروع می کنیم.آفتاب هست ولی آزاری ندارد…بیش از همه نسیم بسیار خنکی که حس می کنم از تن سنگی کوهستان جدا می شود و به سمت ما می آید احاطه مان کرده است…حتی اگر مناظر را هم تماشا نکنی همین نسیم خنک و زلالی در دل چنین تابستانی غنیمتی بی نظیر است.

همین طور که با صف منظم مان پیش می رویم انگار تمامی کوهستان پذیرای ما می شود.حس می کنم با نسیم، با این منظره ی بی نظیر هفت ها و هشت ها یکی می شوم. دارم به این فکر می کنم که کرکس هم بعد از کوه صفه خانه ی دوم کوهنوردان شده است.کم کم دارم سنگ هایش را حفظ می شوم.

ساعت ۵۰/۷  دقیقه پای درخت گردوها می رسیم استراحتی کوتاه وسریع مسیر را به سمت شیب قبل از پناهگاه پی می گیریم.

از فاصله ی نه چندان دور پناهگاه سنگی را می بینیم ساعت نزدیک ۲۱ است.البته بیشتر واژه ی “هتل پناهگاه” به ذهنم متبادر می شود…در دل این کوهستان چنین سازه ای کم از هتلی چند ستاره ندارد…

تا۲۰/۱۰ دقیقه داخل پناهگاه می مانیم شامی مختصر همراه با دوستان…و۳۰/۱۰دقیقه حرکت رابه سمت قله شروع می کنیم.شیب های تند قبل از قله ی کرکس گاه نفس گیر و غیر قابل تحمل می شود ولی وقتی دوستان دیگر را در گروه های دیگر ناگهان می بینیم یک حال و احوال پرسی گرم و دوست داشتنی همه ی خستگی را از یاد من که می برد.

آواز هست،ماه هست،نفس نفس هایمان،دوستان،گرد و خاک،طبیعت مبهم کوهستان زیر لایه ای از شب….

نزدیک قله هوا ناگهان بسیار سرد می شود.ساعت ۱۵/۱۲ دقیقه است.از بالای قله روستاهای دوست داشتنی اطراف کرکس را در نور شبانگاهی شان تماشا می کنیم…

سرود ملی،سکوت،عکس و… سریع ارتفاع را کم می کنیم.عده ای از دوستان ترجیح می دهند شب را در ارتفاع بخوابند.به منظور آمادگی در برنامه ی علم کوه.

بقیه ی گروه همراه با آقای عشاقی به سمت پناهگاه حرکت می کنیم.شن اسکی زیر نور ماه وصدای موسیقیای اش دوست داشتنی ست.ساعت ۲ به پناهگاه می رسیم،دیگر به عهده ی خودت است می توانی کیسه خواب ات را پهن کنی و بخوابی،یا بروی در فضای آزاد ابهام کوهستان در شب را تماشا کنی…پای آتش بنشینی ستاره ها را نگاه کنی یا… طبق عادت همیشگی سعی می کنم از تمامی فضای کوهستان استفاده کنم.می نشینم توی ایوان پناهگاه رو به دره ی عمیق روبه رو… وآنقدر محو این عمق پر از تاریکی می شوم تا کم کم صخره ها از زیر عمق تاریکی چهره می نمایانند وبارها وبارها روی خطوط تیره رنگ شب و کوهستان سیر می کنی وباز هم… و کم کم زیر نور صبح چنان فضایی از سبزی و عطر روشن گیاههای کوهستان می بینی که باورت نمی شود این منظره همان منظره ای است که عصر تماشایش کرده ای یا نیمه شب هم نوایش بوده ای اصلا جای دیگری ست.

ساعت ۳۰/۷ صبح تیم قله به ما می پیوندد وبعد از اندکی استراحت ساعت ۸ به سمت پایین حرکت می کنیم.

پاهایم پر از نشاط است و قدم هایم لذت می برنداز شیب از حرکت ،از پایین آمدن…

یک ربع به ۱۰ به چشمه اصفهانی ها می رسیم و بالاخره ساعت ۳۰/۱۰ از کشه به سمت اصفهان حرکت می کنیم توی مینی بوس وقتی بر می گردم و چهره ها را نگاه می کنم تازه تمامی چهره ها برایم معنا شده اند… دوستان جدیدی که وارد لیست همنوردهایم شده اند.

حالا که خوب فکر می کنم می بینم صعود سراسری کرکس بیش از همه ،زیباییش در با هم بودن هایمان بود.ناگهان چهره ای آشنا دیدن،گرم حال واحوال پرسی کردن،بیشتر یک صعود مهمانی وار را سپری کردیم ولذت بردیم که تمامی دوستان اینجا بودند.در این فضای پر فراز و نشیب خنک.

ساعت۱۰/۱۲ دقیقه ظهر،چشمهایم را که باز می کنم می بینم دروازه تهرانیم.کوله ام را بر می دارم بعد از یک خداحافظی خلاصه و خواب آلود با دوستان، اصفهان”شهر همیشگی ام را” را به سمت خانه قدم می زنم.

به امید صعودهای سبز دیگر…
افراد شركت كننده :جواد مالكي – منوچهر راسخ – هدي رحيمي – مريم احمدي بابادي – فرنود صادق زاده – رسول محمدي – رمضان محمدي – عليرضا دادخواه – فرح سليماني – امير خليليان – علي فراست – ماريا امشاسپند – مهرداد تكبيري – حميد عليخاني – عباس رستگار – ميترا دهقان – داريوش ساعي – خانم ساعي – محمود عشاقي – فرزاد عشاقي – محمود فريد نيا – مقاره اي

هدی رحیمی

۱۹/۴/۱۳۹۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*